کایه دو سینما، از معتبرترین و مهم ترین نشریات فیلم در تاریخ سینما تا به امروز بوده است. این کتاب شامل مجموعه ای از مقالات و نقدهایی است که در دهه ی ۱۹۶۰ میلادی در این مجله به چاپ رسیده است. این مقالات شامل آثاری از آندره س. لابارت، ژان لوک گدار، میشل مورله، کلود شابرول، ژان لوئی کومولی و غیره می باشد.
While the French New Wave is often written about as being infinite and indestructible (the famous "Godard forever!" cry), it's interesting here to detect a note of sadness in interviews with Truffaut, Rohmer and the man himself, that their movement has already been compromised. This book is a fascinating slice of history, intriguing to see how a much-lauded movement was written about while it was still going on. There's a brilliant essay on King Kong, of all films, which shows that those French critics weren't as pretentious as everyone thinks. Quite the contrary. Cahiers du Cinema championed genre directors like Hitchcock and Hawks who were written off in their own countries.
i held off reading this for 20 years, assuming it'd be all a bit post-modern/marxist/brechtian/disconnectedly theoretical. and indeed i was right, save the very start, the post May 68 stuff, and anything involving Rivette, of course.
از مقدمه كتاب: هنوز هم اين نظر، هر چند کمي با ابهام، کاملاً رايج است که نقد و نظريه فيلم به گونه اي که امروز ميشناسيم ــ و حتي فيلمسازي هم ــ تقريباً همه چيزِ خود را به نقد فيلم فرانسويها در دورهاي که از 1945 آغاز ميشود و به ويژه به دستاوردهاي مجله کايه دو سينما که از 1951 راه افتاد، مديون است. در اين ميان معمولاً به دو مرحله بهويژه مهم اشاره ميکنند: دوره کايه از دهه 1950 که فيلمهاي موج نو را مطرح کرد و به گسترش مباحثه انتقاديِ مهمي در انگليس و آمريکا در اواخر دهه 1950 و اوايل دهه 1960 ياري داد (در حقيقت، دورهاي از کايه که در اين جلد نخست از چهار جلدِ پيشبيني شده، مرور ميشود)؛ و دوره پس از 1968 که دوره تفصيل نظري و سياسي شدنِ کايه و متعاقباً نظريه و نقد فيلم در 1970است.
برای بخش «نقد برشتی سینما» هم که شده بایست این کتاب را مطالعه کرد. نیز برای فهمیدن کشمکش هایی که اوجش (و نمودش) در جشنواره کن ۱۹۶۸ و انقلاب می فرانسه و آنجایی بود که گدار در «مانیفست کایه» نوشت: پنجاه سال پس از انقلاب اکتبر. صنعت آمریکا در سراسر جهان بر سینما حاکم است. چندان چیز دیگری نیست که بر این وضعیت افزوده شود جز اینکه ما نیز در حد اندک خود باید دو سه ویتنام در دل امپراطوری هالیوود راه اندازیم و با مبارزه ی اقتصادی و هنری، به عبارت دیگر در دو جبهه، سینماهایی پدید آوریم که ملی، آزاد، برادرانه، رفیقانه و محصور در دوستی باشند.