روزهای تاکسیدرمی شده یک رمان یا بهتر بگوییم شبه رمان به زبان فارسی است که توسط راوی اول شخص روایت میشود. راوی یک تکنیسین آزمایشگاه ایرانی است که در شهر گرونوبل فرانسه زندگی میگذراند. او به نوشتن، نقاشی و نواختن کمانچه علاقه دارد. در طول کتاب پیوسته خاطراتی در مورد همسر سابقش را مرور میکند؛ روزمرههای کنونی، خوابها و کابوسها، آدمهای پیرامون و خاطرات کودکیاش را تشریح میکند.
جاده بود. شب بود. ستاره بود. ماه بود. آواز بود. لبخند بود. نوازش بود. هیچکس دیگری نبود. غیر از شما و من.دریچهی سقف ماشین باز بود. دستهای همدیگر را گرفته بودیم و آنها را از دریچهی سقف وارد مقدار متنابهی از باد و سرما کرده بودیم. دستتان توی دستم تکان میخورد. سرد و ملایم شده بود. بیوزن شده بود. دستتان از وزش باد خوشحال بود. شور داشت. جیغ زدیم.....