عکاسی های این کتاب عموما، به طور خاص در اوایل کتاب، حالتی فرمال دارند - یعنی موضوع عکس، یا مهم نیست یا معلوم نیست؛ بلکه تقارن ها و خطوط و رنگ ها نقش اصلی را بازی می کنند. من با این عکس ها واقعا ارتباطی برقرار نکردم و حتی از نظر صوری هم چیز خاصی درشان نیافتم. عکاس می خواسته با فراخواندن ما به سکوت، دقت کردن در زبان اشیاء را به ما بیاموزد اما برای من چنین گذری محقق نشد
البته میان این عکس ها حدود 10 عکس هست که حداقل برای من کتاب را قابل خواندن و حتی قابل توجه می کند. این ده عکس برای من بیشتر به دلیل گشایش معناییشان جذابند و نه به دلیل امور صرفا صوری. عمده ی این عکس ها برگ یا برگ هایی را در آب نشان می دهند؛ برگ هایی افتاده از درخت و دل سپرده با باد که عموما در حال پوسیدن و نابود شدن اند. دو ستاره ی اثر را به خاطر همین عکس ها داده ام
نسبت به دو مجموعه ی دیگری که از کسرائیان دیده بودم یعنی تهران و گذار این مجموعه در کل پایین تر قرار می گیرد