وقتى پدر آدم بخواد كتابى راجع به امام زمان بنويسه و آدم بشه مسئول جمع آورى فيش هاى كتاب، طبعاً كتاب هاى زيادى در اين زمينه مى بينه، مخصوصاً كه پدر آدم بخواد هر فصل كه مى نويسه رو دوباره و سه باره براى آدم بخونه. در اين شرايط، آدم كم كم متوجه ميشه بيشتر كتاب هايى كه جديداً در اين زمينه نوشته ميشن، مدام يه حرف رو و يه استدلال رو با شكل هاى متفاوت تكرار ميكنن. حرف جديدى، فكر جديدى، تحليل جديدى به چشم نمى خوره. اين كتاب هم از جمله ى همون كتاب هاى تكرارى بود، با اين فرق كه در قالب گفت و گو نوشته شده و اينجا و آنجا جزئيات جديدى داره.
کتاب خوبی است از این جهت که روان نوشته شده و مسائل را با طمأنینه مطرح کرده است. البته این گفت و گوهای ساختگی بین افراد مثل فهیمی و جلالی و هوشیار و اینکه هر فصل با خستگی افراد از بحث و موکول کردن بحث به شب آینده رسماً باعث خندهدار شدن مطلب شده است! داستانی که داستان نیست!
به نظرم مشکل کتاب این است که به بعضی پرسشها مثل «بودن حجت خدا بر زمین»، «مستند بودن احادیث نقیض»، «متناقض بودن احادیث»، و امثال این مسائل به شکل خیلی سطحی پرداخته است. به نظرم کتابهای مثل «عصر ظهور« علی کورانی از این جهت به این کتاب ارجحیت دارند که مسأله را واقعاً موشکافی کردهاند ولی در مورد این کتاب من چنین برداشتی ندارم.
اين كتاب كه نويسنده آن مرحوم امينى هستند به موضوع مهدويت و شبهاتى كه نسبت به حضرت حجت هست میپردازد كتاب شايد ظاهر جذابى نداشته باشد اما نحوه پرداخت به موضوع براى من گيرا بود.
در واقع مباحث به صورت عمده به شكل پرسش و پاسخ بين برخى از فرهيختگان تنظيم شده و با استفاده از روايات معصومين عليهم السلام به مطالب مورد توجهى پرداخته شده است.