روز ۲۳ مرداد ماه دستگیر شدم. دستگیر شدن من به نوشتههایی بر میگشت که در چند روزنامه مختلف در سالهای اخیر چاپ کرده بودم. اتهامات من شامل توهین به مسئولان مملکتی، اهانت، اشاعه اکاذیب و تبلیغ علیه نظام بود... اولین سلولی که وارد آن شدم در بازداشتگاه ۲۴۰ بود. سی روز آنجا بودم. بعداً به مدت دو ماه به سالن شماره شش بازداشتگاه ۲۶۹ آموزشگاه شهید کچویی رفتم. در تمام این مدت جلسات بازجویی و تحقیق ادامه داشت و سرانجام پس از سه ماه به دادگاه رفتم، جلسه دادگاه یک روز بیشتر طول نکشید و من به هشت ماه زندان محکوم شدم. کتابی که میخوانید یادداشتهای روزانه زندان است. بیشتر به یک داستان میماند. داستان روزهای زندان است که در قالب مجموعهای از نامهها نوشته شده است. در این نوشتهها گاه اتفاقات روزمره را نوشتهام، گاه احساسهای خود را یادداشت کردهام و گاه خاطرات و گفتههای دیگران را روایت کردهام... اساس شخصیتهای داستان گاه واقعی و با اسم کوچک آنهاست و گاه با نام مستعار که به طنز روی آنها گذاشتم چاپ ۱۳۸۰
نوشتههاي ابراهيم نبوي است ، هنگامي كه در سالهاي بعد از 1376 به زندان افتاد. روزنگاريهاي او در زندان و روايت كردن سرگذشت و شرح حال همبندهاي خودش در زندان است به علاوهي دفاعيهي دادگاهش و يك مشت پاچه خوري و شكر خوري كه اي بابا اين چه كاري بود كردم كه افتادم اينجا و از اين حرفها
چقدر تلخ بود این کتاب. بازتاب کاملی از شرایط جامعه ما، نبوی در بند زندانیان اقتصادی بوده و قصه هر کدام از اینها خودش یک داستان جدا است. کسانی که اکثراً قربانی اقتصاد بی ثبات جامعه هستند. تلخ ترین جای کتاب، داستان آن پسرک مفعول معتاد بود. یک قربانی تمام عیار
dar bareye agahye nabavi va karash,goftani ziade.dar morede in ketab,man setareye dovom ro fagaht be khatere jahayi dadam ke ba horoofe barjaste neveshte,na kolle ketab...
این کتاب تنها توصیف روزگار زندان است. و برای کسانی که خواستار جستاری در وضعیت زندانهای کشور هستند بسیار مناسب است. البته برعکس آنچه که همیشه در تصور انسان از زندان به عنوان جایی تاریک کثیف دیده می شود در این کتاب به وضوح زندان اوین را به تصویر می کشد که به مانند خوابگاه دانشجویی البته با شرایط ورود و خروج خاص است. البته به مانند هرکلونی کوچک و تنگ که منجر به جدال می شود در زندان نیز جدال های بر سر انواع و اقسام بازیچه ها وجود دارد