Jump to ratings and reviews
Rate this book

دو خاطره از زندان

Rate this book
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۹ به ابتکار جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران، نامه‌ای به رئیس جمهور نوشته و منتشر می‌شود و چون به امضای نود نفر از خیرخواهان سیاسی و مذهبی می‌رسد به نامه نود امضائی معروف می‌شود. خیلی از افرادی که این نامه را امضا کرده بودند به زندان می افتند. دو نفر از این زندامیان خاطرات خود از آن دوران را در این کتاب نوشته‌اند.
کتاب در سال ۱۳۸۲ منتشر شد و در عرض دو ماه به چاپ دوم رسید اما اندکی بعد جمع‌آوری شد و هر دو نویسنده به اتهام نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفتند. محاکمهٔ آنان تا سال ۱۳۸۶ نیز در جریان بود اما نتیجهٔ آن اعلام نشد.
کتاب دو بخش دارد: خاطرات حبیب‌الله داوران با عنوان «در مهمانی حاجی آقا» و «داستان یک اعتراف» که خاطرات فرهاد بهبهانی است.
چاپ اول اردیبهشت ۱۳۸۲

384 pages, Paperback

First published May 1, 2003

23 people are currently reading
283 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
32 (49%)
4 stars
11 (16%)
3 stars
14 (21%)
2 stars
7 (10%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Khparisa.
93 reviews43 followers
August 18, 2018
۱۶ روز خواندنش طول کشید،،،
بس که بغض داشتم و غمگین بودم
روایت دوم خیلی درد آور بود،،
همیشه در خواندن این دست خاطرات،، کینه زیادی به تواب ها داشتم ،، اما با خواندن خاطرات مربوط به فرهاد بهبهانی ،،، خیلی نظرم عوض شد
شرح لحظه های شکنجه ،، تعزیرات ،،، تحقیر و توهین ها،، کازشکنی ها،، تحمل ساعت ها چشم بند ،، خیلی دردناک بود،،،احساس م بعد از اتمام کتاب،، پر از نفرت و خشم بود،،،
13 reviews3 followers
February 7, 2008
" دو خاطره از زندان " عنوان کتابيه که از دو بخش تشکيل شده ، بخش اول تحت عنوان " در مهماني حاجي آقا " خاطره زندان حبيب الله داوران و بخش دوم با نام " داستان يک اعتراف " بازگو کننده خاطره زندان فرهاد بهبهانيه . جريان از اين قراره که در اردي بهشت ماه سال 1369 به ابتکار " جمعيت دفاع از آزادي و حاکميت ملت ايران " نامه اي نوشته و منتشر ميشه و چون به امضاي نود نفر از خيرخواهان سياسي و مذهبي رسيده بوده به " نامه نود امضائي " معروف ميشه .اين نامه سروصداي زيادي به پا مي کنه و خيلي از افرادي که اين نامه رو امضا کرده بودن به زندان مي افتن. بعد از گذشت سال ها دو نفر از اون ها خاطرات خودشون از زندان در اون دوره و شکنجه ها و آزار و اذيت هايي که شدند رو در قالب اين کتاب ذکر کردن.
" ... به تخت چوبي قرار گرفته در اتاق اشاره کرد و به من گفت : روي اين تخت بر شکم دراز بکش . اين کار را انجام دادم .سپس او دست و پاهاي مرا به وسيله طناب به تخت بست. ... در اين وقت روي تختي که دراز کشيده بودم ، زيرم خالي شد و من ، دست و پا بسته با تنه خويش ، در هوا بودم و حائلي بربدنم نبود. فشار دردناکي مچ دست هايم را آزار مي داد و سربازجو که به محل آمده بود ، خطاب به همکارش گفت : شروع کن و سپس زدن شلاق (کابل) برپاهاي من شروع شد . تا ضربه 12 شمردم ولي بعد نفهميدم چه شد . چون از حال رفته بودم . "
" اين دفعه از دست هايم آويزان کردند و دو پايم را به هم بشتند و شلاق را بر پشت من مي زدند . دست هاي من آويزان بود ، آن قدر درد داشت که درد شلاق هاي پشتم را کمتر حس مي کردم ."
چاپ اول کتاب در سال 1382 توسط انتشارات اميد فردا منتشر شده.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.