حجت الاسلام سید علیاصغر علوی شاعر، نویسنده، خطیب، مدرس حوزه، طنزپرداز، محقق و عاشوراپژوه فعال فرهنگی و رسانه دانشآموخته دوره کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه السلام در رشته معارف اسلامی و مدیریت مسئول دبیرخانه طرح بینش مطهر استان یزد؛ آثار شهید مطهری
برخلاف پیشنهادات و علاقمندی های یکسری عزیزان و امتیاز بالایی که در اپ طاقچه توسط کاربران به خودش اختصاص داده این کتاب، باب میل بنده نبود روند کتاب مقداری خسته کننده بود و تقریبا اشتیاقم رو برای تمام کردن کتاب از همان صفحات اول از دست دادم نکات و مطالب مهمی از کتاب دریافت نکردم انتظاری که داشتم اینکه راجع به جناب جون اطلاعات مهمی دستگیرم باشه اما نشد متاسفانه یکسری نکاتی ارائه میدن برای خادمین هیئت تاکید کنم این کتاب سلیقه بنده نبود اما خب نظرات متفاوته ممکنه دیگر دوستان از خواندنش لذت ببرند بنابر این توصیه به نخواندن نمی کنم
فوق العاده است! در این کتاب مفاهیم بلندی از ماجرای جناب جون روایت شده که واقعا بینظیر است. اگر اسم این ماجرا، زندگیست، شخصا تا به حال مردگی میکردهام!!! اما در عین حال یادآوری این حقیقت که امام حسین(ع) قدرت تصرف در ذات و صفات انسانها را دارند، چقدر شیرین و امیدوارکننده است. حقیقتا در پناه امام حسین(ع) بودن، عین زندگیست... از بردگی مقام بلالی گرفتهاند در مکتبی که ارزش انسان به رنگ نیست!
درس گفتارهایی از کلاس حضرت جَوْن بن حويّ (غلام سیاه امام حسین که از شهدای کربلا ست و خیلی دلبری کرد از ارباب تا اذن میدون گرفت...) به عبارتی کارگاه عملی خادمی با استادی حضرت جَوْن عه! کتاب کوچولو و خیلی کم حجمیه اما پر از حکمت های ناب هست ... *کتاب درباره ی خادمی حضرت ارباب هست و جَوْن اینجا دریچه ای به سمت افق کربلایی شدن به امضای حسین...
«منشور خادمی» عنوان توصیفی است که نویسنده در مقدمه کتاب بیان کرده و شاید بهترین وصف از کتاب همین باشد نویسنده با الهام از شخصیت حضرت جون و ارجاع به افعال و حالات ایشان آداب خادمی امام حسین را شرح می دهد و با برداشت های زیبا و اشعار دلنشین بر عمق کلام می افزاید این مقام خادمی نه فقط مختص ایام هیئت که در همه ی احوال مأموم جاری است اثر دلنشینی بود، آنقدر که کم کردن حتی یک ستاره را هم اجحاف دانستم...
چرا َجون؟ از اسم اصحابی مثل حضرت جون بهتر میتوان انرژی گرفت. اگر بگوییم همه مثل حضرت عباس فکر کنند، مثل او حرف بزنند، عمل کنند راهی برای کسی باز نمی شود. مگر در کربلا چند حبیب بن ِمظاهر حافظ قرآن، فقیه و اندیشمند داریم و مگر چند نفر می توانند مثل آنها شوند؟ در کربلا "جون" هم هست. جون یک فتح باب بزرگ عاشورایی شدن است، یک غالم سیاه (رنگ سیاه، بوی بد، بدون حسب...) ولی حسین او را خرید. با جون میتوان انرژی گرفت! جون دریچه ای به سمت افق کربلایی شدن به امضای حضرت ارباب است. بی همه چیز هم می توان حسینی شد، فارغ از رنگ و پوست و صورت و نام و حسب و اعتبار و وجهه... از بردگی مقام بلالی گرفته اند در مکتبی که ارزش انسان به رنگ نیست ............ حال خوبی داره این کتاب!
اگر کلمه ی"کاسه لیسی"رو از متن کتاب حذف کنیم باقی دلنشین بود،این کلمه به دل من ننشست حداقل! ⬅مورد علاقه ترین خطِ کتاب: "قالو ربنا" گفتن راحت است،اما"ثم استقاموا"است که کار را سخت می کند.
«خادم ارباب کیست؟» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/8871 یه کتاب هایی باید خونده بشن بدون هیچ توضیحی کتاب کوتاه در عین حال بی نظیری هست هر لحظه کتاب رفت و برگشت داشتم بین گذشته و یاران امام حسین و حال و یاران امام زمان بخونیدش خیلی خوبه