صادقانه بگم وقتی کتاب رو دیدم با این حجم، تو دلم گفتم "آن خشت بود که پر توان زد" - یعنی چی هزار و یک هایکو؟! یعنی این همه هایکو سرودن و همه را ذیل یک مجموعه بیرون دادن افتخاره؟! اما با خوندن مجموعه دیدم تا حدی تلطیف شد. البته هنوز هم معتقدم بهتر بود این هایکوها گزینش می شدند و مثلا نیمی ازشون چاپ می شد. همچنین به نظرم میان یک مجموعه ی شعر و مجموعه ی آثار تفاوتی هست دومی می تونه هزار صفحه هم باشه اما اولی باید کم حجم باشه و جوندار
درباره ی اینکه تا چه حد اشعار صالحی هایکواند می شه اما و اگرهایی آورد - مثلا اینکه جاهایی مشاهده و تصویر کاملا قربانی استعاره های تو در تو شده - اما با درگیر نشدن با بایدهای بیرونی به نظر می آید صالحی تونسته به این قالب نزدیک بشه و چیزی ازش در بیاره که ارزش خوندن داشته باشه