The first thing to be said about Uwe Timm's novel Headhunter, as every one of the many outstanding reviews on its publication in Germany noted, is that it is a thoroughly engrossing book - "gripping and entertaining from beginning to end" (FAZ). The second thing is that Timm, with a wonderfully light and precise touch, has created a multi-layered, multi-faceted book that addresses the times we live in and, most particularly, the role of money and the financial cannibalism of recent years. The narrator Peter Walter is a charmer, a master storyteller who has used that skill to siphon off millions from clients hoping to strike it rich on the commodities market. Escaping to Spain on the day his trial verdict is to come down, he intends to devote himself to his hobby, study of Easter Island. But a detective is on the trail of the missing millions, and Walter's uncle, an established author, is planning to use Walter's life story in a novel. Walter sets out to write his own intriguing autobiography - from his childhood in Hamburg's red-light district to his success in the world of high finance.
Uwe Timm was the youngest son in his family. His brother, 16 years his senior, was a soldier in the Waffen SS and died in Ukraine in 1943. Decades later, Uwe Timm approached his relationship with his father and brother in the critically acclaimed novel In my brother's shadow.
After working as a furrier, Timm studied Philosophy and German in Munich and Paris, achieving a PhD in German literature in 1971 with his thesis: The Problem of Absurdity in the Works of Albert Camus. During his studies, Timm was engaged in leftist activities of the 1960s. He became a member of the Socialist German Student Union and was associated with Benno Ohnesorg. From 1973 to 1981 he was a member of the German Communist Party. Three times Timm has been called as a writer-in-residence to several universities in English-speaking countries: in 1981 to the University of Warwick, in 1994 to Swansea and in 1997 to the Washington University in St. Louis. He has also been a lecturer at universities in Paderborn, Darmstadt, Lüneburg and Frankfurt.
Timm started publishing in the early 1970s and became known to a larger audience in Germany after one of his children's books, Rennschwein Rudi Rüssel, was turned into a movie. Today he is one of the most successful contemporary authors in Germany. His books Die Entdeckung der Currywurst (The Invention of Curried Sausage) and Am Beispiels meines Bruders (In my brother's shadow) can both be found on the syllabi of German schools. His readers usually appreciate Timm's writing style, which he himself calls "die Ästhetik des Alltags" ("the aesthetics of everyday life"). Timm imitates everyday storytelling by using everyday vocabulary and simple sentences and generally tries to imitate the way stories are orally told. His works often indirectly link with each other by taking up minor characters from one story and making this character the main character of another work. For example, a minor character like Frau Brücker from Johannisnacht is taken up as a main character in his book Die Entdeckung der Currywurst. Timm's works also tend to have autobiographical features and often deal with the German past or are set in the German past.
کتاب فوقالعاده خوبیه، اونقدر خوب و جذاب که مدام با خودم فکر میکردم چطور هنوز کسی پیدا نشده که از اینهمه داستانهای جذاب و صحنههای رنگارنگ فیلم درست کنه؟ شایدم فیلمشو درست کردن و من خبر ندارم. کتاب اونقدر خوب نوشته شده که تو مسیر خوندنش تو هم مثل قهرمان داستان که تا گردن تو لجن فرو رفته، بیرگ میشی! اونقدرا هم از قهرمان داستان بدت نمیاد و رمزش هم همینه! اینکه تو فضای نئولیبرالی فعلی، فضایی که میخواد همه چیو گوگولی مگولی نشون بده و شعارش هم «قضاوت نکنیم» هست، همینقدر راحت آدما با کله میفتن توی کثافت و بیرگ میشن: «قضاوت نکنیم!» فقط یه جاهای خاصی از کتاب وجود داره که نویسنده با یادآوری گریه قربانیها و صحنههای تلخی از ورشکست شدنشون، بهمون یادآوری میکنه که قهرمان داستان چه هیولای وحشتناکیه، هیولایی که خیلی به ما نزدیکه، حتی یه جاهایی باهاش هذاتپنداری هم میکنیم، هیولایی که عین خودمونه، از فضا نیومده، شاید بخاطر اینکه هممون یه هیولای بالقوه درونمون داریم که باید خیلی حواسمون باشه بالفعل نشه! شخصیت اول کتاب مدافع نظام سرمایهداری و مخالف نظامهای سوسیالیستیه، ولی از اونجایی که شخصیت اول داستان، در واقع یک کلاهبردار اقتصادیه، نویسنده توی این قالب به نظام اقتصادی فعلی انتقادهای زیادی وارد میکنه، انتقادهایی که آزاردهنده نیست و خیلی خوب به تن داستان نشسته، اگه حواستو جمع نکنی ممکنه حتی نفهمی نویسنده داره به نظام فعلی تیکه میندازه! درباره فرم داستان هم باید بگم، بیشتر حالت مجموعه داستان کوتاه داره، داستانهای کوتاهی که همه به همدیگه مربوطن و هدفمند در کنار هم قرار گرفتن. بخاطر همین شاید نباید به چشم رمانی بهش نگاه کرد که آدمو ساعتها پای خودش نگه میداره. تک تک فصلها جذابیت زیادی دارن، یه جور طنز ملایم و بیخیالی خاص هم توی کلام راوی وجود داره که خوندن فصلها رو جذابتر میکنه، ولی انتظار نداشته باشین کتابو در عرض دو سه روز بخونین، واسه من که اینطوری نبود. کتابو باید بذارین کنار دستتون، وسط کار و زندگی هر وقت خسته شدین، یکی از فصلاشو بخونین و لذت ببرین.
«آدم باید شکاف ها را درز بگیرد!کتاب ها خون آشام هستند.آن ها احتیاج به زندگی دارند.نه فقط به زندگی که در وجودشان نهفته است بلکه ان ها زمانی واقعا زنده میشودند که خوانده شوند،به کمین نشسته اند،وقتی در گوشه ای قرار دارند،گاهی کاملا تازه و شاداب،گاهی خاک گرفته و رنگ و رو رفته،اما وقتی یک قربانی پیدا کنند رنگ و رویشان سرخ میشود.زمانی که زندگی خواننده اشان را سر می کشند نورانی میشوند،چون زمان،حتا الان،الان،الان،در این زندگی فرضی سپری میشود.کسانی که کتاب می نویسند هم همین طور،ان ها هم خون آشام هستند.زندگی همه و هر کس را بیرون میکشند.در قبرهای نیمه جانشان نشسته اند و گاه گاهی به پرواز در می ایند،به جست و جوی قربانی به دنبال خوراک»«این چرت و پرت ها کهآدم نمیتواند از پوسته اش جداشود مزخرف است.این یکی از آن کلمات قصارجهانی است که قرار است جلو افراد را بگیرد تا سعی به انجام این کار نکنند.آدم فقطباید از سایه اش بپردو تن خود رابه موج جمعیت بسپارد،فقط شهامت،فقط اراده.»«بی حوصلگی چیست؟ آدم منتظر است،اما نمیداند منتظر چه چیزی است.»بیشتر از یک ماه،دو،یا سه ماه تمام کردن یک رمان برایمطول کشید؛به چالش امسالم نگاه میکنم اوضاع نامساعد بنظرمیرسد،دام گستر..رمانی درباره مجرمان یقه سفید،کلاهبردان و اختلاس کننده های متشخص،داستانی مقید به اصول روانشناسی رفتارگرایان،داستانی باتم یک خطی که قابلیت این همه اطاله و دراز گویی نویسنده را ندارد.شاید اگر نویسنده داستان را جمع و جور میکرد کار قابل توجهی از اب در میامد.....توجه نویسنده بیشتر به زندگی،کودکی،ازدواج،شغل شخصیت اول بوده......محیط سیاه عامل تبدیل شدنش به یک مجرم!!!!!مشکل شخص من با کتاب اینبوده که اجازه ی همذات پنداری با شخصیتاول و هیچ کدام از شخصیت ها به مخاطب داده نمیشد،دیواری بتنی که علی رغم توصیفات و روایت اول شخص دور تا دور داستان کشیده شدهبود.فارغ ازهمه یاینحرفها شیفته یبخشیبودم که شخصیت اول،به کار فروش مجلات تبلیغاتی مشغول شد،توصیفات دقیق نویسنده اینجا قوی و موثر از اب در امد،مخلص کلام:کتاببخوانید،داستان را بخوانید،حتی اگر حوصله سربرترین وملال اورترین،قصه ی دنیا ست،باشد که رستگار شویم از میان این رستاخیزکلمات.........
خرده داستان هایی که میان داستان اصلی روایت میشوند اغلب جذاب اند ولی گاهی من فکر میکردم که کتابی درباره چگونه سهام دار یا بازرگان موفقی شوید، میخوانم چون توصیه های مربوط به سرمایه گذاری و بورس و... زیاده از حد میشد.ولی در کل خوب بود.
Not only is the protagonist unrelatable, from beginning to end this book is utterly boring. I can't even point out an especially bad part, because nothing in Kopfjäger is in any way worth mentioning.