ساعت ۲:۳۰ نیمه شبه و همین الان یه نفس تمومش کردم. تا الان این یه نفس خوندن و تموم کردن یه کتاب فقط برای بادبادک باز و آتشبدوندود اتفاق افتاده بود که البته اونها بخاطر جذابیتشون و این یکی بخاطر اینکه واقعا میخواستم تموم شه!
نمیدونم چرا اینقدر نثرش منو یاد کتابای مستور مینداخت! زیاد دوسش نداشتم و گاهی واقعا حوصلهسربر میشد. پایانشم اصلا خوب نبود.