Jump to ratings and reviews
Rate this book

از کوچه رندان

Rate this book
در مورد زندگي و انديشه حافظ

280 pages, Hardcover

First published April 1, 1970

Loading...
Loading...

About the author

Abdolhossein Zarinkoob
He was born on March 19, 1923, in Borujerd, Iran, received his PhD from Tehran University in 1955 under the supervision of Badiozzaman Forouzanfar, and held faculty positions at universities such as Oxford University, Sorbonne, and Princeton University, among many others.

Because of his pioneering works on Iranian literature, literary criticism and comparative literature, he is considered the father of modern Persian literature.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
88 (28%)
4 stars
126 (40%)
3 stars
75 (23%)
2 stars
19 (6%)
1 star
6 (1%)
Displaying 1 - 30 of 34 reviews
Profile Image for kian.
198 reviews61 followers
June 23, 2017
کتاب را که باز میکنی، میتوانی صدای زرینکوب فقید را بشنوی که آرام آرام شروع میکند به روایت کردن.. و تا به خودت بیایی، میبینی تو را با خودش به دوردستها برده.. به چند قرن پیش از این... به شیراز عصر حافظ.... او روایت میکند و تو، حافظ را میبینی که آرام و بیقرار، سرگرم غزلهای خود است...



این کتاب تصویر دوره تاریخی‌ای که حافظ در اون زندگی میکرده... حاکمان شیراز و اوضاع عهدش رو خیلی خوب و روون بیان میکنه، اما اول و آخر اینکه، انگار سرنوشت حافظ، با رمز و ابهام و تردید، گره ناگسستنی خورده..... همه جا درمورد حافظ، و از جمله در این کتاب، صحبت از شایدهاست...... حافظ رو به گونه ای که واقعا بوده و اونچه که واقعا منظورش بوده در غزلها، کسی نمیتونه رمزگشایی و پرده برداری کنه.... مدتی بود که خیلی حال و هوای حافظ داشتم و خوندن این کتاب، حس خیلی خوبی داشت...

Profile Image for Mehrdad.
70 reviews27 followers
July 7, 2026
تاریخ پایان خوانش: ۱۴۰۵/۴/۱۵

اینجا از کوچهٔ رندان چه می‌جویم؟ راه تازه‌ای به شناخت حافظ.

صحبت کردن دربارهٔ حافظ، همیشه برام سخت بوده و همین الآن هم هست. خیلی وقتا پیش می‌اومد که به اعتبار این‌که رشته‌‌ام ادبیاته، ازم می‌خواستن که منظور حافظ رو تو فلان بیت یا مصراع براشون بگم و معمولاً هم قصد و غرضی پشت سوالاشون بود. این‌که حافظ که به قول خودش «قرآن ز بر بخوانی، با چهارده روایت» چطور فلان جا گفته «مُغ‌بچه‌ای می‌گذشت، راهزن دین و دل»؟!
یا یه جایی گفته «ندیدم خوش‌تر از شعر تو حافظ / به قرآنی که اندر سینه داری» و خیلی رک می‌گه «می دوساله و محبوب چارده ساله / همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر» (داخل پرانتز بگم که بماند که همین می دوساله رو یه سری از دوستان، تعبیر به قرآن کردن!!)

و خب از شما چه پنهون، همیشه در جواب می‌گفتم: حافظه دیگههه! بزرگان و اساتید ما تو درک و فهم خودش و شعرهاش موندن، ما که چیزی نیستیم و از این حرفا ولی ته دلم همیشه اینجوری بود که نه! این نشد دلیل!
و خب هدفم از شروع این کتاب با همخوان خفنم -مائدهٔ عزیز 🫡- این بود که بالاخره یه چیزی برای خودم داشته باشم که اگه جایی دوباره حرف حافظ شد، مثل خر تو گل گیر نکنم و بتونم سینه رو بدم جلو و بگم: حافظ، رند بوده و تمام این حرف‌ها و کارها، فقط از یه رند آزاداندیش مثل حافظ برمیاد.

حالا رند کیه و چیه؟
آن‌که به هیچ‌چیز سر فرود نمی‌آورد، از هیچ‌چیز نمی‌ترسد و زیر این چرخ کبود، ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است. نه خود را می‌بیند و نه به رد و قبول غیر نظر دارد. اندر دو جهان که را بُوَد زهرهٔ این؟!

خب. یه مقدار راجع به سبک نگارش کتاب و قلم استاد زرین‌کوب براتون بگم.
استاد زرین‌کوب -با چیزی که از قلمشون برمیاد- قطع به یقین دیوان حافظ رو ریز به ریز خوندن و باهاش دم‌خور بودن! (ممکنه بگین چشم‌بسته غیب گفتی؛ نه عزیزانم، هستن کسانی که نخونده میان و حافظ رو شرح می‌کنن و شوربختانه، خیلی هم مورد اقبال هستن!) و حین نوشتن کتاب، هرجا که می‌شده، از کلام حافظ استفاده کردن. چطوری؟ مثلاً به این دوتا مثال دقت کنین:

[برای یک رند -یک رند غزل‌سرا- وقتی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود، چه بهتر که این حدیث با ثلاثهٔ غَسّاله رود.]
خب این متنی هست که استاد زرین‌کوب گفتن و یادآور این بیت از حافظه:
«ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود
وین بحث با ثلاثهٔ غَسّاله می‌رود»

یا یه جای دیگه:
[به علاوه شبح مرگ هم که ظاهراً از پیش چشم وی نیز مثل خیام هرگز دور نمی‌شد، او را نگران می‌کرد و در آن تنهایی‌ها و پریشانی‌ها، آرزو می‌کرد که روز واقعه پیش نگار خود باشد.]
و بیت حافظ:
«چو‌ کار عمر نه پیداست، باری آن اولیٰ
که روز واقعه پیش نگار خود باشم»

راجع به این قضیه، مائده که کتاب «حدیث خوش سعدی» از استاد زرین‌کوب رو خونده هم تایید کرد که اون‌جا هم به همین سبک در مورد سعدی نوشتن و البته چه سبک زیبایی! 🤌
البته لازمه‌اش اینه که اونقدر با اون شاعر و شعرهاش دم‌خور شده باشی که مثل یه نهر روان از قلمت جاری بشه. از نظر من، این یه سبک خوب برای آشنایی مقدماتی با شعر هر شاعریه و خبر خوب اینکه استاد زرین‌کوب -تا جایی که یادمه- مثل همین کتابی که برای حافظ نوشتن، برای سعدی، نظامی، مولوی و عطار هم نوشتن.
شما به واسطهٔ اینجور کتاب‌ها، با بیت‌های زیادی از شاعران روبه‌رو می‌شین که تو موقعیت‌های مختلف و درست، در متن گنجونده شدن و چی بهتر از این! 🫡

یه‌خورده بیشتر به خود حافظ و شعر و زندگی‌اش بپردازیم.
حافظ، دوران پادشاهی تقریباً چهارتا پادشاه رو درک کرده (چرا می‌گم تقریباً؟ چون این وسط‌مسطا، چند نفری هم یه کم به قول ما مشهدیا گَرد و دولَّخ به پا کردن و پادشاه شدن ولی زود برگشتن به سوراخشون منتها این‌دفعه افقی و نه عمودی!)
بهترین دورهٔ زندگی حافظ و البته مردم شیراز، زمان پادشاهی ابواسحاق اینجو بوده. دوره‌ای که شیراز اصطلاحاً کویتی برای خودش بوده و همه چی آزاد الا فضولی تو کار مردم! (راجع به دوران زندگی حافظ به صورت مفصل‌تر می‌تونین به کتاب «تاریخ عصر حافظ» از دکتر قاسم غنی مراجعه کنین که استاد زرین‌کوب هم زیاد بهش ارجاع دادن و من هم به خودم و هم به شما پیشنهادش می‌کنم.)

و از اونجا که شاید این هم آزمایشیه که خدا داره مارو می‌کنه و خوشی زیاد به ما نیومده، به قول حافظ:
«راستی خاتم فیروزهٔ بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود»
و بله. این پادشاه که اتفاقاً با حافظ، رابطه‌ای صمیمی داشته، به طرز فجیعی کشته می‌شه و حکومت می‌رسه به امیر مبارزالدین. عذر می‌خوام که از این اصطلاح استفاده می‌کنم ولی چیزی که ما امروز به امثال امیرمبارز می‌گیم، اصطلاح «خشکِ‌مقدس» هست. تقریباً بخش زیادی از شعرهای حافظ هم که در واقع به ریا و سالوس می‌تازه و انتقاد می‌کنه، مربوط به این دوره و یه بخشی از پادشاهی شاه شجاع می‌شه.

از این دوران به‌شدت سخت که بگذریم، می‌رسیم به شاه شجاع که یک خردادی تمام‌عیار بود. (با احترام به تمامی خردادماهی‌های عزیزم 🫡)

اول با حافظ داداشی بودن و اوضاع شیراز دوباره همون کویت می‌شه ولی یه مدت این شاه شجاع تبعید می‌شه به کرمان (اگه اشتباه نکنم) و وقتی برمی‌گرده، کلا یه آدم دیگه شده و می‌شه یکی بدتر از باباش. (یعنی امیرمبارز)

باز اواخر عمرش به وساطت یکی از وزرای نیک‌اندیشش، رابطه‌شون با حافظ درست می‌شه ولی با چاشنی حسادت به حافظ، چون اون موقع، اسم و شعر حافظ در سرتاسر دنیا پیچیده بود و از هر طرف براش هدیه و سوغاتی می‌فرستادن. حالا چرا شاه شجاع حسادت کنه؟ آهاااا، چون خود این شاه شجاع هم هرزگاهی دور کرسی یه شعری هم می‌گفته و اتفاقاً شاعر بدی هم نبوده.
در نهایت شاه شجاع هم به دلایل ناموسی و هم منکراتی، خرماوحلوا لازم می‌شه (ببخشید با نیم‌فاصله نوشتم، برای اینکه به‌هم‌چسبیده بخونینش) و حکومت می‌رسه به پسرش، زین‌العابدین که کله‌اش حاوی مقادیر زیادی باد بوده و این مصادف می‌شه با اواخر عمر حافظ که از هر زمانی منزوی‌تر بوده، به دلایل بسیار. هرچقدر که حافظ این بچه رو نصیحت می‌کنه، تو گوشش نمی‌ره و اصلاً وَقعی به حافظ نمی‌نَهِه... (جمله رو نگاه 🤌😁)
و حافظ در سال ۷۹۲ هـ.ق، زمانی‌که حدود هفتاد سال سن داشته، از دنیا می‌ره و زندگی‌اش هم مثل پاره‌ای از شعرهاش تو هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیره.

داره خیلی طولانی می‌شه ولی خب بذارین که در مورد شعرهاش هم نظر خودمو بگم که قطعاً و حتماً تجربهٔ شخصیه و ممکنه با نظر شما متفاوت باشه و البته تو شعر حافظ، این موضوع عجیب نیست!

حافظ رو باید با شعرهاش درگیر بشین و دم‌خور باشین و هرچقدر این اتفاق بیشتر بیفته، درکتون بیشتر می‌شه و البته اینم بگم که به احتمال زیاد، هیچ موقع قرار نیست منظور واقعی حافظ رو متوجه بشیم به دلیل ایهام و ابهامی که در شعرش هست و خب چه اهمیتی داره؟! بیاین دنبال معنی کردن و مفهموم هرچیزی نباشیم و خود شعر رو حس کنیم. من بخونم، یه چیزی متوجه بشم، شما بخونین، یه چیزی متوجه بشین و یه نفر دیگه هم یه چیز دیگه! اصلاً مگه ادبیات چیزی غیر از اینه؟! درک‌های مختلف از یه شعر و داستان یا هرچیزی، در حالی که وقتی از اون بالا نگاه کنیم، همه درست به نظر میان.

چیزی که به نظر من میاد اینه که حافظ واستاده از اون بالا و داره به دعوای ما سر شعرهاش نگاه می‌کنه و قاه قاه می‌خنده و وقتی می‌گیم فلان غزل، منظورش شراب الهیه یا آب‌انگور عالیس، صدای خنده‌اش بلندتر می‌شه و به کسی که کنارش واستاده، می‌گه:
«حافظم در مجلسی، دُردی کشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می‌کنم»

همین.
خودش از قبل می‌دونسته چی داره می‌گه و با این حساب، باز هم حرفش رو زده و ما داریم سرش بحث می‌کنیم.

خودش گفته که:
«مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعت/طریقت ما غیر از این گناهی نیست»

یا یه‌جا دیگه:
«حافظا! می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را»

خلاصه اینکه حرف در مورد حافظ زیاده ولی به نظرم حافظ خودش رو بی‌سانسورترین حالت ممکن تو شعرهاش اورده و فقط کافیه دل به دلش بدی و بدونی که:
«گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور»

از همخوان درست و حسابی‌ام مائدهٔ عزیز هم تشکر می‌کنم که پیشنهاد همخوانی این کتاب رو قبول کرد و همیشه یه همخوان پایه برای مطالعهٔ آثار ادبیات کلاسیک فارسی بوده. خیلی مخلصیم 🫡
در نهایت هم با یه بیت از حافظ که به نظرم یکی از رندانه‌ترین بیت‌هاش هست، از منبر میام پایین:

سوی من لب چه می‌گَزی که مگوی؟
لب لعلی گَزیده‌ام که مپرس...
Profile Image for MaSuMeH.
171 reviews242 followers
Read
August 2, 2017
شاید یکی از بزرگترین حسرتهایم این باشد که با وجود تمام تلاش هایم متاسفانه نمی توانم نثر پر از جزئیات دکتر زرین کوب را تحمل کنم و معمولن کتاب را نیمه کاره رها می کنم. اتفاقی که در مورد این کتاب هم افتاد و من به هیچ ترفندی نتوانستم به بیشتر از نصف برسم. نمی دانم مشکل چیست اما آن همه توضیحات که برای من همه یک گفتارند در چندین هزار قالب حوصله ام را سر می برد و از طرفی این همه موضوعات جذاب در کتابهای ایشان باز وسوسه ام می کند کتاب دیگری را بخوانم شاید این بار با جناب زرین کوب به تفاهم برسیم!

مرداد 96
Profile Image for Maedeh.
82 reviews24 followers
July 8, 2026
قبل از این حدیث خوش سعدی رو از دکتر زرین‌کوب خونده بودم. با توجه به علاقه‌ای که به سعدی دارم و کنجکاوی‌ای که همیشه درباره‌ زندگی و آثارش داشتم، از نظر محتوایی برام تازگی نداشت اما چیزی که باعث شد خیلی از کتاب لذت ببرم، سبک نوشتن زرین‌کوب بود؛ این‌که چطور لحن و زبان خودش رو با واژه‌های شاعر ترکیب می‌کرد، بدون اینکه حس کنی داره ازش تقلید می‌کنه.

از کوچه رندان اما برام تجربه‌ متفاوتی بود. درباره‌ حافظ خیلی چیزها نمی‌دونستم و بیشتر مطالب کتاب برام تازه بود. همین سبک روایت زرین‌کوب باعث می‌شد که گریزی به غزلیات هم بزنم و هر بار به بهانه یک بخش از کتاب یکی دو غزل هم از رند شیراز بخونم که خیلی سِیر خوانش رو برام جذاب‌تر کرد.

بخش‌هایی که شرح تاریخ زیست حافظ بود برام جذابیت زیادی نداشت؛ هرچند فکر می‌کنم دونستنش کمک زیادی به درک حال‌وهوای شعرهاش می‌کنه. حتی به نظرم جواب اون سؤال معروف که «چرا با دیوان حافظ فال می‌گیریم؟» رو هم می‌شه لابه‌لای همین بخش‌ها پیدا کرد.

در مقابل، بخش‌هایی که به درون‌مایه‌ اشعار پرداخته بود، گیرایی خاصی داشت؛ زرین‌کوب سعی کرده بود که جایگاه عشق عرفانی و زمینی رو در اشعار خواجه مشخص کنه و به این سوال جواب بده که «اصلا معشوق حافظ کیه؟!» هر چند که اون هم موفق نشده بود جواب روشنی به این سوال بده نه از سر ناتوانی بلکه به این خاطر که شاید واقعا این سوال جوابی نداره!

این بخش‌ها من رو یاد یک عزیزی می‌انداخت که معتقد بود، سعدی قله غزل عاشقانه‌ست، مولانا قله غزل عارفانه و حافظ جایی میان این دو.
به نظرم این درست‌ترین تعبیر از جایگاه حافظ در ادبیات فارسیه؛ آثار حافظ چکیده‌ای از وضعیت اندوه‌زده و غم‌بار انسان ایرانی در جدال بین اندیشه‌های ایران قبل از اسلام و بعد از اسلامه. حافظ، سرگشته و پریشانه و مدام خودش رو در دوراهی آموزه‌های اسلامی و اندیشه‌های کهنِ ایرانی می‌بینه؛ گاهی به سینه مامن قرآنش تفاخر می‌کنه و گاهی هم جام می در دستانش خودنمایی. نکته این جاست که اون با هر دو احساس سرزندگی می‌کنه اما گاهی هم نمی‌تونه صدایی که از درون ملامتش می‌کنه رو نادیده بگیره. این طور فکر می‌کنم که زاهدی که در اکثر مواقع اون رو در غزل‌هاش مخاطب قرار می‌ده همون ندای ملامت‌گر درونشه که در اشعارش سعی می‌کنه سرزنشش کنه اما در مقابلش بی‌دفاع هم هست، مثل جایی که گفته:

برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

خلاصه که زرین‌کوب با قلم شیوا و دوست‌داشتنی خودش، خیلی خوب تونسته این حالِ "پای در زمین و سر و هوش در آسمان‌ها"ی حافظ رو توصیف کنه.

و جمله آخرم هم خطاب به مهرداد عزیز،
آقا دم شما گرم بابت پیشنهاد همخوانی این کتاب و ترغیب کردنم به نوشتن ریویو دربارش ;))
Profile Image for °H∆di§°.
160 reviews54 followers
July 26, 2022
کتاب راجع به زندگی و تفکرات حافظ و بررسی شعرها و شخصیت های زندگی حافظ هستش و جنبه ی داستانی نداره. پژوهشی و مستند هست ولی با این حال خوندنش حس خوبی بهتون میده چون دارید حافظ رو می شناسید. هرچند که شناختن حافظ کار ساده ای نیست ولی همین هم غنیمته. من خیلی دوسش داشتم!
Profile Image for Mostafa.
217 reviews30 followers
June 30, 2020
هميشه نسبت به کتاب‌های دکتر زرین‌کوب حالتی ناخوشایند مثل دافعه داشتم و احساسم بعد از تقریبا ۲۰ سال در دوباره‌خوانی ((از کوچه‌ی رندان)) تغییر چندانی نکرده. همچنان فکر می‌کنم نثر ایشون نامرتب، چنددست، زیاده‌گو و بعضا ناصوابه. گاهی دیده شده که لابلای نظرات تاریخی، استدلال‌های خودشون رو به خورد مخاطب می‌دن بدون اینکه پشتوانه محکمی داشته باشه.
علی ایحال دکتر زرین‌کوب در بخش پژوهشی ادبیات ما، درخت تنومندی هستند و با غرغر همچون منی، لرزه‌ای به تنه این‌ درخت نمیُفته.
قطعا کتاب خالی از فایده نیست لکن انتظارات ما زیاده.
Profile Image for Ali.
Author 17 books686 followers
September 26, 2013
مجموعه ای از مقاله های عبدالحسین زرین کوب در مورد حافظ و شعر او، مقاله ای در باب "گلشن راز"، مروری بر گذشته ی نثر فارسی و... این مجموعه با وجود مضامین متعدد، همانند بسیاری از آثار زرین کوب، خواندنی ست.
Profile Image for Rouzbeh Gh.
6 reviews
January 18, 2010
کتاب جامعی بود،با اینکه بعضی جاها از اندیشه ی خاصی حمایت می کرد ولی در کل معلوم بود که دکتر زرین کوب داره تمام سعی خودش رو می کنه که بی طرف باقی بمونه و تاحدودی هم موفق بود
Profile Image for bahar shahraki.
129 reviews
November 12, 2020
.
این کتاب از زوایای مختلف، شعر، شخصیت و افکار حافظ را شرح، بررسی و گاهی نقد می کند.
کتابی است خواندنی به قلمی شگرف و وزین در شرح روزگار و احوال حافظِ قرآنی جوان که در گذر از کوچه باغ های شیراز راه به کوچه ی رندان می برد و آنی می شود که تا به امروز شعر و زبان و غزل فارسی بی نام او در یاد و خاطر هیچکس نمی تواند صورت بندد.


نقد کردن شاعری مثل حافظ، چه از جهت شخصیت و چه از جهت مستندات کم و آرایه های ادبی به کار برده در شعرش، کار خیلی سختیه. اما دکتر عبدالحسین زرین کوب این کار رو به نحو احسن انجام دادن و حافظ رو از جهات مختلفی بررسی کردن، بدون قضاوت و با بی طرفی.
Profile Image for Sousan Raie.
37 reviews91 followers
May 4, 2015
حاوی دیدگاه مدرن درباره حافظ
نه مثل مطهری او را عارف کامل واصل به حق میداند نه مانند کسروی او را مایه عقب ماندگیهای ایرانیان.
فهرست کتاب:
شهر رندان / درباره شیراز آن زمان
فیروزه بواسحاقی
میان مسجد و میخانه
رند و محتسب
سرود زهره
سخن اهل دل
رویا و جام جم
دو رند
رند در بن بست
در دیر مغان
از میکده بیرون / مرگ حافظ
عشق، کدام عشق / درباره عشق در غزلیات حافظ
Profile Image for Masoud Parsi.
3 reviews1 follower
July 10, 2013
پژوهش جالبی از اوضاع اجتماعی زمان حافظ بدون جانبداری
Profile Image for Ehsan Bahrami.
63 reviews4 followers
December 21, 2024
یک کتاب مقدمه طور درباره حافظ و روزگاری که در اون زندگی میکرد. بعضی جاهای کتاب واقعا خوب تحلیل کرده و یک تصویری میسازه از اندیشه ها و زندگی احتمالی این شاعر بزرگ. ولی متن کتاب خیلی طولانی تر از اون چیزی هست که میتونست باشه و بعضی جاها نویسنده صرفا در حال تکرار حرف های خودش بود. و این که انگار عمدا دوست داشت جمله های کتاب پیچیده و ثقیل به نظر بیان که خب باعث پس زدن خواننده میشه این حجم از تکلف. در کل بد نبود خواندنش ولی اگر نخوانیم چیز عجیب و خاصی رو از دست ندادیم درباره حافظ بزرگ.

این پاراگراف آخر کتاب هست که به نظرم جمع بندی خوبی بود از حافظ، یا حد اقل مدخل خوبی برای ورود به پیچیدگی های شعر و افکار او:

اكر براى یک ستایشگر امروزينه حافظ دشوار است كه شاعر محبوب خويش رابه آنچه خود وى بدان اعتقاد ندارد پای بند ببيند بايد به ياد بياورد كه بين او وشاعر رؤياهايش غير از تفاوت در بينش شخصى -كه لابد فاصله كوچکی نيست - قرنها فاصله زمانى وفرهنگی هم هست و در دوران حافظ كه شعر او معرف پيشرفته ترين انديشه عصر اوست هنوز نه ولتر در آنچه تعلق به مذاهب دارد به روشنگری پرداخته بود نه ماركس در آنچه تعلق به معيشت و طبقات انسانها دارد نظريه خويش را عرضه كرده بود؛ نه داروين انسان را از قلمرو ((جامعيت)) و ((امانت)) به اعماق غار و جنگل بوزينگان كشانيده بود نه فرويد ژرفناهاى روح انسان را با ورطه هاى كامجويى هاى جنسى پيوسته بود. كسى كه امروز مى خواهد نقشى درست از سيماى حافظ ترسيم كند اگر نتواند گرد و غبار روزگاران را از شيشه عينك خويش بزدايد بسا كه از سيماى پاك يك انسان واقعى نقشى خواهد پرداخت مثل تصوير خويش - يك نوع تصوير دوريان گرى. به علاوه، آخر كه مى تواند امروز از فكر علمى و نظم فكرى دم بزند و از يك شاعر روشنفكر مسلمان در عهد قاضى عضد و مير سيد شريف جرجانى انتظار داشته باشد مثل يك آزادانديش اروپایی و ضد مسيح دوران نيچه، راسل، و سارتر بر هرچه رنگ ايمان و عرفان دارد به چشم نفى بنگرد؟
Profile Image for KosarMoradi.
60 reviews7 followers
April 25, 2026
در حال و هوای حافظ است اما از خانه و کاشانه‌ی حافظ دور نیست، نویسنده در وهله‌ی اول به سراغ مسائل سیاسی و اجتماعی شهر شیراز رفته و ذهن مخاطب را برای فهم شیراز زمان حافظ آماده می‌کند. از شهر رندان سخن می‌گوید که در طول زندگی حافظ حاکمان مختلف دیده، از شاه ابواسحاق اینجو و امیرمبارزالدین تا شیخ شجاع و زین‌العابدین! حیات مردمان زمانه را واکاوی می‌کند، از رند و عارف گرفته تا لاابالی و پهلوان. برای درک دیوان حافظ، باید تاریخ دوران او را دانست، باید شناخت، تا اشارات و بلندنظری‌های حافظ را بهتر درک کرد. پس از خواندن این جستارها تازه می‌شود فهمید چرا حافظ،حافظ قرآن، در شهری که از دیوار آن بانگ قرآن و نماز می‌آید، از خرابات و خراباتیان حرف می‌زند. یک اعلان جنگ به زاهد ریایی که قرآن را دام تزویر می‌کند. حتی پاسخی به پرسش چرا در آستین مرقع پیاله را پنهان باید کردن؟!
در ادامه‌ مقالات، دکتر زرین‌کوب اشاره‌ای مفید به وام‌گیری و تاثیرگذاری شاعران هم‌دوره و پیشین حافظ بر او می‌کند، از رودکی و انوری و خاقانی و خیام گرفته تا شاعران عرب زبان، جوینی و تاثیرگذاری ابن عربی و عراقی بر عاشقانه‌های او.
اگر با قلم زرین‌کوب خو بگیرید، این اثر شما را در کنار حافظ متولد می‌کند و دمی را با او زندگی ‌می‌کنید.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
August 27, 2018
دکترعبد الحسین زرین کوب، ادیب، مورخ، اسلام شناس، ایران شناس، محقق و نویسندۀ بزرگ معاصر، در 27 اسفند ماه 1301 شمسی در بروجرد، چشم به جهان گشود.
تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان برد. سپس در کنار تحصیل در دوره متوسطه به تشویق و ترغیب پدر که مردی متدین بود، اوقات فراغت را صرف فراگیری علوم دینی و حوزه ای نمود و ضمن تحصیل فقه و تفسیر و ادبیات عرب، به شعر عربی هم علاقمند شد. گرچه تا پایان سال پنجم متوسطه در رشته علمی تحصیل می کرد با این حال کمتر کتاب تاریخ و فلسفه و ادبیاتی بود که به زبان فارسی منتشر شده باشد و او آن را مطالعه نکرده باشد.

به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه تحصیل به تهران آمد و رشته ادبی را برگزید و در سال 1319 تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد و با وجود آنکه کتابهای سالهای چهارم و پنجم متوسطه ادبی را قبلاً نخوانده بود در میان دانش آموزان رشته ادبی سراسر کشور، رتبه دوم را به دست آورد.
با بازگشایی مجدد دانشگاهها در سال 1320، دکتر عبدالحسین زرین کوب در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت کرد. با آنکه پس از کسب رتبه اول ،در دانشکده ثبت نام هم کرده بود، اما به الزام پدر، ناچار به ترک تهران شد. در همان ایام، علی اکبر دهخدا که ریاست دانشکده حقوق را به عهده داشت، از اینکه چنین دانشجوی فاضلی را از دست می داد، اظهار تأسف کرده بود.
دکتر زرین کوب پس ازترک دانشکده حقوق به زادگاه خود بازگشت و در خرم آباد و بعد در بروجرد به کار معلمی پرداخت، کاری که به تدریج علاقه جدی بدان پیدا کرد.در دوران معلمی، از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی گرفته تا عربی و فلسفه و زبان خارجی و حتی ریاضی و فیزیک و علم الهیات، را تدریس کرد.
سرانجام اشتیاق به تحصیل بار دیگر او را به دانشگاه کشاند.
در سال 1324، پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود، وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. به هر تقدیر، عبدالحسین زرین کوب در سال 1327 به عنوان دانشجوی رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصیل شد و سال بعد وارد دوره دکترای رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید و در سال 1334 از رساله دکترای خود با عنوان (نقد الشعر، تاریخ و اصول آن) که زیر نظر بدیع الزمان فروزانفر تألیف شده بود با موفقیت دفاع کرد.
پس از اخذ درجه دکترا، از سوی استاد فروزانفر، برای تدریس در دانشکده علوم معقول و منقول دعوت شد و در سال 1335 یا رتبه دانشیاری، کار خود را دانشگاه تهران آغاز کرد و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.
دکتر زرین کوب در سال 1330 در کنار عده ایی از فضلای عصر همچون عباس اقبال آشتیانی ،سعید نفیسی، دکتر معین،پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب، برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایرة المعارف اسلام (E1) طبع هلند، دعوت شد.
او در ایام تحصیل در تهران، چندی نزد حاج شیخ ابوالحسن شعرانی بپرداخت و با مباحث حکمت و فلسفه، آشنایی بیشتر یافت. از همان روزگار با فلسفه های معاصر غربی نیز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف نیز علاقمند گردید. استاد که از قبل با زبانهای عربی، فرانسوی و انگلیسی آشنا شده بود در سالهای جنگ دوم جهانی، با کمک بعضی از صاحب منصبان ایتالیایی و آلمانی که در آن ایام در ایران به سر می بردند، به آموزش این دو زبان پراخت. در سال 1323 نخستین کتاب او به نام (فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران) در بروجرد منتشر شد، در حالی که در این هنگام، حدود چهار سال یا کمی بیشتر از تاریخ تالیف کتاب می گذشت.
وی که از زمان شروع تحصیلات دانشگاهی به عنوان دبیر در دبیرستانهای تهران به تدریس پرداخته بود. از سال 1328، سردبیری مجله هفتگی مهرگان را نیز عهده دار شد که با وجود وقفه هایی، این همکاری تا پنج سال تداوم یافت. در سال 1335 با رتبه دانشیاری، کار خود را در دانشگاه تهران آغاز و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.

در همین سال، برای مدت کوتاهی نیز امور مربوط به انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب را به عهده گرفت. پس از دریافت رتبه استادی دانشگاه تهران (1339 ش)، دکتر زرین کوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران ونیز در دانشکده هنرهای دراماتیک تدریس کرد.
مدتی هم در موسسه لغت فرانکلین با مجتبی مینوی به همکاری مشغول شد. در این میان، یکچند سردبیری مجله راهنمای کتاب را پذیرفت (1342 ش)، و فصل خاصی برای ارائه ادبیات معاصر ایران در مجله به وجود آورد. با این حال همکاری وی با نشریات ادواری داخلی به اینجا محدود نمی شود و فعالیت علمی استاد در انتشار مجلاتی همچون سخن، یغما، جهان نو، دانش، علم و زندگی، مهر و فرهنگ ایران زمین، چشمگیر است.
در سالهای 1347 تا سال 1349 در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرنیستون به تدریس علوم انسانی پرداخت،سپس به دانشگاه تهران انتقال یافت و در دو گروه تاریخ و ادبیات مشغول به کار شد.
فعالیتهاي دكتر عبدالحسين زرين كوب
سفرهای علمی متعدد استاد به اروپا، امریکا، جمهوریهای شوروی(سابق)، هند، پاکستان و کشورهای عربی، در دیدار از کتابخانه ها، موزه ها و موسسات علمی، و تهیه عکس از بعضی نسخه های خطی فارسی و عربی گذشته است. طی همین سفرها وی با جمعی از دانشمندان و نویسندگان بزرگ ایرانی و خارجی آشنائی نزدیک یافت.
دکتر زرین کوب در بسیاری از مجامع و مجالس علمی جهانی شرکت کرده و به عنوان نماینده ایران به ایراد سخنرانی پرداخته است. از این میان پنجمین کنگره اسلامی در بغداد، بیست و ششمین کنگره بین المللی شرقشناسان در دهلی نو، کنگره بین المللی علوم تاریخی در وین، کنگره تاریخ ادیان در ژنو، مجلس بزرگداشت حافظ شیرازی در دوشنبه تاجیکستان، کنگره بزرگداشت نظامی گنجوی در ایتالیا و بعدا در امریکا، مجمع عمومی سردبیران طرح تاریخ تمدن اقوام آسیای مرکزی در پاریس، کنگره بزرگداشت مولوی در مونیخ، کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی در کرمان، و کنگره همکاریهای اقوام آسیای مرکزی در تهران، تعدادی از این مجالس را شامل می شود.
دکتر زرین کوب در 24شهریور 1378 به دلیل بیماریهای قلب و چشم درگذشت.

آثار دكتر عبدالحسين زرين كوب
با کاروان حله، شعر بى دروغ، شعر بى نقاب، از کوچه رندان، سیرى در شعر فارسی، سر نى، بحر در کوزه، پله پله تا ملاقات خدا، پیر گنجه در جست‌وجوى ناکجاآباد، از نى‌نامه (برگزیده مثنوى معنوى)، دو قرن سکوت، تاریخ ایران بعد از اسلام، فتح عرب در ایران (به زبان انگلیسی در تاریخ ایران کمبریج)، تاریخ مردم ایران (دو جلد)، روزگاران ایران، دنباله روزگاران ایران، روزگاران دیگر، ارزش میراث صوفیه، فرار از مدرسه، جست‌وجو در تصوف ایران، دنباله جست‌وجو در تصوف ایران، در قلمرو وجدان، شعله طور (درباره زندگى حلاج)، بنیاد شعر فارسى، ادبیات فرانسه در قرون وسطى، ادبیات فرانسه در دوره رنسانس، متافیزیک، شرح قصیده ترسائیه خاقانى، فن شعر ارسطو، ارسطو و فن شعر و ...
Profile Image for Amir Rajabi.
145 reviews31 followers
Read
February 5, 2022
اینکه من این کتابو دوست ندارم هیچ ربطی به زرین کوب نداره (البته نمیشه از قلم زیاده گو و دِمُده و نچسبش هم گذشت) بلکه ماهیت کتاب های زندگی نامه و شرح حال برام رفته زیر سوال و کلا با تردید زیاد میرم سمتشون
این کتاب رو هم طبق عادتم تا صفحه 100 فرصت دادم و بعد گذاشتمش کنار
Profile Image for Aref.m.
8 reviews2 followers
September 13, 2018
کتاب از دوازده فصل تشکیل شده است که شامل نگاهی تاریخی به عصر حافظ، تحولات سیاسی و اجتماعی، نگاهی به طبقات شیراز در آن روزگار، تعلقات فکری و فلسفی او، رابطه‌اش با حکام خاندان‌های آل مظفر و اینجو و همینطور نکات دیگری بود.
در باب سبک نوشتن استاد زرین‌کوب باید گفت که او نثری پخته و خاصِ خود دارد و از جهت واژگانی و عناصر بلاغی دارای گستردگی است، با این حال شاید اطناب در پاره‌ای از موارد خواننده را دچار ملال کند و همین کتاب دویست و دو صفحه‌ای را دوبرابر به نظر برساند، خاصه این ملال برای خوانندگان غیرحرفه‌ایِ ادبیات(ادبیات کلاسیک ایران) محسوس‌تر است.
روش کار زرین‌کوب یک روش علمی است دور از حدس و گمان‌های واهی، و قضاوت‌های سست در باب حافظ و شعر او. او نه حافظ را می‌کوبد و نه از او یک قدیس می‌سازد، بلکه با تکیه بر توان علمی خود و همچنین بررسی منابعی بسیار اثر خود را به ما عرضه کرده است.
Profile Image for Dariush doleh.
1 review
February 4, 2009
دانستم که : این امر که کلام گوینده را فقط وقتی می توان بر معنی رمزی تأویل که مفهوم ظاهری و حسی آن کافی بنظر نیاید در ادراک مفهوم این رمزها البته شرط مهم است و در مورد کلام حافظ نیز بدون تردید تصور وجود رمز و استعاره فقط وقتی جایز است که سخن وی را با آنچه مفهوم حسی و مادی آن اقتضا دارد نتوان تفسیر کرد
Profile Image for Sayyed Khalil.
37 reviews10 followers
Want to Read
March 14, 2017
برای بار دوم شروع کردم و نتونستم تمومش کنم.
Profile Image for سپیدخت Spdkh .
79 reviews2 followers
April 7, 2023
ارتباط گرفتن با این کتاب یکم برام سخته. بهم این فرصتو می‌ده که با حافظ تو کوچه‌های شیراز قدم بزنم و باهاش فکر کنم، زندگی کنم و از دور و برش سر در بیارم. فکر می‌کنم تحلیلی که نویسنده از حافظ ارائه می‌کنه، تحلیل معتبر و معقولیه. با زاویه‌ی دید نویسنده نسبت به حافظ و شعرش ارتباط خوبی برقرار می‌کنم و دید خوبی نسبت به حافظ بهم می‌ده. اما حس می‌کنم خیلی خیلی بهتر از این می‌شد داستان زندگی حافظ رو روایت کرد. هم از نظر جذابیت داستانی و هم از نظر بعد ادبی و تاریخی. اولین اثر زرینکوبه که که دارم می‌خونم و خیلی خیلی با سطح توقعم متفاوت بود. خیلی دارم تلاش می‌کنم بهتر باهاش ارتباط بگیرم و دید مثبت‌تری بهش داشته باشم. حدود یک ماهه که خوندنشو شروع کردم و خیلی سخت و کند پیش می‌رم. حس ‌می‌کنم در طول مطالعه‌ی کتاب، بیشتر از حافظ، درباره شاه شجاع یاد گرفتم.

«از کوچه‌ی رندان» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/audiobook/74420
Profile Image for Ehsan.
134 reviews27 followers
March 27, 2018
جمال انسانی برای حافظ در واقع جز تجلی حق نیست و زاهد که آن را چون دام شیطانی تلقی میکند نمیتواند تصور کند که با اجتناب از آن در واقع خود را از حوزۀ نفوذ یک تجلی خدایی کنار میکشد.
قبل از وی روزبهان بقلی، فخرالدین عراقی و سعدی هم غالبا با همین طرز دید به زیبایی و عشق نگریسته اند و اگر در غزلهای عرفانی حافظ عشق مجازی همچون پرده ای به نظر می آید که عشق الهی در ورای ان پنهان است این طرز تعبیر، از گوینده ای که با میراث سنتهای مربوط به عشق و عرفان اشنایی تمام دارد غریب نیست. چرا که *لمعات* عراقی و *عبهرالعاشقین* روزبهان و قسمت عمده ای از *اقوال* سعدی در بیان عشقی است که از مجاز به حقیقت راه میبرد و از جمال* انسانی به جمال الهی...
این ارتباط بین عشق انسانی با عشق الهی که شعر حافظ را پله پله از بین انسانها تا فراز اسمانها بالا میبرد در واقع بر یک تصور عرفانی مبتنی است که در تصدیق ان غالبا بین متشرعه با بعضی از اهل عرفان اختلاف روی داده است.
Profile Image for Nazgol.
44 reviews2 followers
January 31, 2010
This is a good book to know "Hafiz" well.
Profile Image for Sepanta.
68 reviews2 followers
March 12, 2025
کتاب درباره افکار، آرا و زمانه خواجه حافظ شیرازی بسیار است اما کتاب از کوچه رندان را یکی از چکیده‌ترین و با کیفیت‌ترین کتب در این باره باید دانست، چراکه دکتر زرین‌کوب استادی بسیار کافی در تاریخ، فلسفه و عرفان است و همین معلومات تطبیقی و چند رشته‌ای در ضمیر اندیشه دکتر زرین‌کوب باعث می‌شود که بررسی همه جانبه و کاملی از حافظ شاعر زمینی - آسمانی (و لفافه‌گوی) تاریخ ادبیات ایران و جهان ارائه دهد.

اما با نثر دکتر زرین‌کوب در این کتاب کنار نیامدم، نثری که گاهی دچار اطناب می‌شود و گاهی بخاطر آمیختگی با نظم و تضمینِ اشعار خواجه به تعقید گرفتار می‌آمد که همین دو عامل بالا باعث از هم گسیختگی تمرکز و مسیر مطالعه مخاطب می‌شود.

«در خلوت انزوای کوچه رندان که حافظ هم شیخ خانقاه را از حساب خویش خارج میکند هم فقیه مدرسه را بیرون از دایره می یابد البته نه بر معرفتی که از دفتر و کتاب و حرف حاصل میآید می تواند تکیه کند نه بر طامات و شطحیات صوفیه که در بین مشایخ آنها نشان مرد خدا را نمی بیند.
ناچار روی به قلب می آورد و به آنگونه «تفکر» که عبارت باشد از «رفتن از باطل سوى حق این سیر نفسانی». که وی را از کثرت به وحدت و از خودی به بیخودی میکشاند به حقیقت عبارت است از مراقبت قلب که جام جم و جام جهان نماست و نزد حافظ سرچشمه هر معرفت راستین هم در آنجاست.»

(از متن کتاب، فصل یازدهم ـ رند در بن‌بست ـ)
Profile Image for Homa Lezgee.
45 reviews3 followers
September 16, 2018
…که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست…

خیلی از کلماتی که حافظ به کار برده مثل شراب و می و جام جم و غیره رمزی اند و حکایت از اعتقادات و تجارب عرفانی او دارند. آنچه مشخص است این است که حافظ نه نظر مساعدی نسبت به خانقاه و سلسله های صوفیه داشته نه فقیه و قاضی و محتسب. آنچه او ترویج می کرده است در زمان وی یک نوع تفکر و راه و رسم مبتنی بر عرفان قلبی بوده است که امانت الهی را عبارت از عشق می داند و عشق را راه رسیدن به جاودانگی.

اینکه حافظ برای افرادی چون شاه شیخ ابو اسحق و شاه شجاع و حتی تیمور لنگ نه قصاید مدحی اما به هر حال اشعاری حاوی مدح سروده است ذهن و روح آدمی را که حافظ را لسان الغیب می داند می آزارد اما زرین کوب در کل کتاب سعی می کند که دید واقع گرایانه را به خواننده برگرداند. همانطور که رابینسون گفته بود نمی شود اثار و عقاید فروید را بدون در نظر گرفتن واقعیات تاریخی حیاتش بررسی کرد زرین کوب هم می گوید نمی شود عقاید و معانی دیوان حافظ را بدون در نظر گرفتن حوادث تاریخی زمان حیاتش تفسیر کرد.
1 review
May 19, 2019
کتابیست در خصوص زندگی حافظ در برهه تاریخی آن‌زمان. قلم دکتر زرین کوب بسیار غنی و روان و گیراست.
بهتر است خواننده قبل از خواندن این کتاب برای درک بهتر‌مطالب با مفاهیم شعر حافظ آشنا باشد و با غزلیات ایشان هم اُنس.
Profile Image for Navid Aliakbarian.
171 reviews
May 14, 2020
کوچه رندان گذرگاهی است برای شناخت رند شیراز.
Profile Image for آنا.
30 reviews
Read
February 6, 2023
مجذوب توصیفاتش از شیراز قدیم و اوضاعی که حافظ در اون بوده شدم. ولی فقط همینقدر و تا صفحه صد و خورده‌ای تونستم ادامه بدم. هنوزم حافظ خیلی زیاد برام غریبه‌‌اس...
Profile Image for Amin Tuysserkani.
236 reviews3 followers
August 15, 2024
برای من بسیار کتاب جذابی بود. در این کتاب خیلی منصفانه و واقع‌بینانه درباره زمانه و جهان‌بینی حافظ صحبت شده است.
Profile Image for Farhad.
376 reviews93 followers
October 5, 2010
باریک بینی و دقت نظر زرین کوب به همراه به روز بودن قلمش به شناخت حافظ جمع شده است. وسعت دانش او در تاریخ تلاش می کند چهره راستین حافظ را به تصویر بکشد اما او هم چون دیگران گاه به دام افسانه ها افتاده و پیش فرضهایی را درباره حافظ در ذهن پرورانده که مانع از واقع پردازی او در این زمینه ها شده است. از این رو گاه به تناقضاتی در همین کتاب از زبان او بر می خوریم با این حال از منابع ارزشمند و خواندنی درباره حافظ همین از کوچه رندان است.

Merged review:

باریک بینی و دقت نظر زرین کوب به همراه به روز بودن قلمش به شناخت حافظ جمع شده است. وسعت دانش او در تاریخ تلاش می کند چهره راستین حافظ را به تصویر بکشد اما او هم چون دیگران گاه به دام افسانه ها افتاده و پیش فرضهایی را درباره حافظ در ذهن پرورانده که مانع از واقع پردازی او در این زمینه ها شده است. از این رو گاه به تناقضاتی در همین کتاب از زبان او بر می خوریم با این حال از منابع ارزشمند و خواندنی درباره حافظ همین از کوچه رندان است.
Profile Image for Fatemeh.
64 reviews23 followers
July 6, 2020
اولین چیزی که در مورد همچین کتابی میتونم بگم پشتوانه عظیم و دقیق تحقیقاتی اون هست که واقعا کار رو ارزشمند کرده. دوم زبان زیبا و داستان‌گون که از کسالت و افتادن در ورطه یک کار تحقیقی صرف کتاب رو نجات میده. در کل عمیقا به روان استاد زرین کوب درود میفرستم که چنین کتاب مورخانه ای تألیف کردند. روحشان شاد.
Displaying 1 - 30 of 34 reviews