Roland, who has gone up the ranks quickly at the Center for Cartography of Sodrovno-Voldachia, cannot feel but a certain unease as to the renewed emphasis on their work brought about by the ambitious new Marshall of their country. And that girl with what seems to be a map on her lower back... The conclusion to this Cities of the Fantastic story.
François Schuiten was born in Brussels in 1956, as the son of two architects. He studied at the Saint-Luc Institute where he met Claude Renard. Together, they created the comics 'Aux Médianes de Cymbiola' and 'Le Rail', as well as three volumes of '9ème Rêve'. François also collaborated with his brother Luc on the series 'Terres Creuses' which was published in the legendary Pilote magazine. His final breakthrough into the mainstream of comics came with his transfer to the more adult Métal Hurlant magazine. In 1980, together with Benoît Peeters, he created the series 'Cités Obscures', in which his love of architecture is magnificently visible.
دیشب که ولو دوّمو تموم کردم حس میکردم تب دارم. منگ بودم. خیلی پیش میاد که یه کتابِ معمولی در یه شرایت غیرمعمول باعث می شه به واسطه یه نگاه ملتهب و غلو شده درباره کتاب، فکر کنم یه شاهکار خوندم و تجربه ثابت کرده که بعد از گذشت چند ساعت کم کم به خودم میام و به طور آبجکتیو میتونم یه نظر منطقی دربارهش بدم. برای این کتاب گذشت زمان هیچ تاثیری در نظرم نذاشته. مجموعه این دو جلد یه شاهکارن. یه اثر هنری با یه ایده فوق العاده تفکربرانگیز که به استادانه ترین حالت ممکن روی کاغذ اومده.
دوست ندارم دربارهش ریویو بنویسم، کما اینکه قبلا یه یه ریویوی محشر دربارهش نوشته شده و به نکات ظریفی توش اشاره شده که من تازه بعد از خوند این ریویو متوجهشون شدم.
چیزی که خیلی دوست دارم [کوتاه و مختصر] بنویسم، استعارات و موتیف های تصویری (visual metaphors and motifs) و تم داستان در قالب رمان گرافیکیه:
♦️استعارهها
1-نقشه: ایجا بدن معشوق و نقشهٔ میهن نه تنها به هم تشبیه می شن بلکه قابل جایگذاری و پایاپای شونده هستن. نه تنها "قدرت" در پی شناخت برجستگی ها و فرورفتگی های میهن/معشوقه بلکه از هیچ فرصتی برای "کنترل" و "دست درازی" به اینها دریغ نمیکنه.
2- اندازه Scale:
تصویرگر، اینجا همواره در حال بازی با اندازه و پرسپکتیوه به طوری که دیگه در اواسط ولوم دوم حس میکردم کارکترهایی که خودشون دارن ماکِتی از قلمرو رُ درست میکنن و مثل خدایان بهش سایه میندازن، حالا خودشون دارن توی یه نقشه، یه ماکتِ ساخته یه خدای بزرگتر از سرنوشت محتومشون فرار میکنن(دقت کنید به اندازه حیوانات تامسی درمی شده و پوکه های روی زمین افتاده). اینجا "ایهام در اندازه" استعاره ای هست از نامطلق بودن احاطه ما بر سرزمین و سرنوشت.
3- نقشه برداری: اینجا نقشه برداری ایجازی هست از سیستم قدرت و توهم این سیستم برای کنترل مطلق و شناخت مطلق.
♦️موتیف ها:
1- همونطور که در یادداشتم برای ولوم اول نوشتم اینجا دایره، مارپیچ و کره/نیمکره موتیف های تصویری و نشونی از سردرگمی و تکرار یک فعل پوچ هستن و تا اونجا که داستان رُ فهمیدم، فعل پوچ در اینجا نظام بروکراتیک و سیستم سرکوبگر نظامیه.
♦️تم:
من برای تشخیص تم عموما از متد پروفسور پرین استفاده می کنم که ماه پیش دربارهش زیاد نوشتم. حالا با توجه به استعارات و موتیف ها و دقت در پلات داستان (به خصوص آرک شخصیت رولند) به نظرم تم داستان اینه:
کنترل، همواره شکننده و یکی از توهمات سیستم قدرت است.
مرزهای نادیدنی جلد هشتم و نهم از مجموعه #گرافیک_ناول #شهرهای_عجیب اثر فرانسوا سویتن و بنوا پیترز
"آنچه قابل ترسیم نیست، شاید تنها چیزی باشد که واقعاً وجود دارد." در جهان پر رمز و راز Les Cités Obscures، ولوم هشتم و نهم یعنی The Invisible Frontier بیش از آنکه یک داستان مصور باشد، یک معمای فکری است؛ جایی که در آن مفهوم مرز، نه صرفاً بهعنوان یک خط جغرافیایی، بلکه بهمثابه یک سازه ذهنی به چالش کشیده میشود. فرانسوا سویتن و بنوا پیترز در این اثر، مخاطب را به دل معماریهای غیرممکن، بوروکراسیهای پوچ، و بازیهای ذهنی میبرند تا نشان دهند که چگونه هر نقشهای، بیش از آنکه بازنمایی جهان باشد، بازتاب ذهن نقشهبردار است.
رولاند، قهرمان داستان، یک نقشهبردار جوان است که مأموریت دارد مرزهای منطقهای ناشناخته را ترسیم کند. در ظاهر، او نماینده عقلانیت مدرن است، کسی که میخواهد با ابزارهای علمی، ناشناختهها را نظم ببخشد و به جهان پیرامون خود ساختاری مشخص بدهد. اما خیلی زود مشخص میشود که مأموریت او چیزی فراتر از یک وظیفه تکنیکی است.
در این داستان میبینیم که مرزها تنها خطوطی برای جدا کردن فضاهای جغرافیایی نیستند؛ آنها سازههایی ذهنیاند که انسانها برای معنا دادن به جهان اطرافشان خلق میکنند. پیترز با نگاهی فلسفی به ما یادآوری میکند که جهان، پیش از آنکه به مجموعهای از اشیاء مستقل تبدیل شود، تجربهای زیسته است که تنها از خلال نگاه و درک انسانها معنا مییابد. مرزها در این داستان به اشکال مختلفی ظاهر میشوند: مرز میان واقعیت و خیال: آیا آنچه میبینیم واقعاً وجود دارد یا صرفاً انعکاسی از تصورات ماست؟ مرز میان خود و دیگری: هویت ما چگونه شکل میگیرد؟ آیا بدون "دیگری" میتوانیم "خود" را تعریف کنیم؟ مرز میان نظم و آشوب: آیا تلاش ما برای نظمبخشی به جهان، تلاشی بیهوده در برابر طبیعتی ذاتاً بینظم نیست؟
و اما کاراکتر اصلی زن داستان، شکودرا، تجسد اغواگری مرزهای ممنوعه، شخصیت زن مرموزی که رولاند را در این داستان همراهی میکند، فقط یک راهنما نیست. او نمادی از چیزی که در عین جذابیت، تهدیدکننده نیز هست. او، رولاند را وادار میکند تا از مرزهای امن فکریاش عبور کند و با بخشهایی از خودش روبهرو شود که همیشه از آنها فرار میکرده است. رولاند نمایندهی نظم، کنترل، و عقلانیت است، در حالی که شکودرا تجسم رهایی، آشوب، و ناشناخته هاست. این دو در سراسر داستان در کشمکشاند، و نتیجهی این تقابل چیزی نیست جز فروپاشی مرزهایی که رولاند در آغاز مأموریتش فکر میکرد میتواند بهسادگی ترسیمشان کند.
همچون آثار پیشین این مجموعه، یکی از برجستهترین عناصر این جلد، طراحیهای خارقالعادهی فرانسوا سویتن است. اما این تصاویر فقط پسزمینهی داستان نیستند؛ آنها خودِ داستان اند. معماری در The Invisible Frontier یک زبان است، زبانی که از طریق آن میتوان وضعیت ذهنی شخصیتها و حتی فلسفهی زیربنایی داستان را فهمید. شهرهایی که سویتن میکشد، اغلب ترکیبی از معماری کلاسیک و مدرن هستند، اما هیچگاه بهطور کامل به یکی از این سبکها تعلق ندارند. آنها فضاهایی هستند که قوانین فیزیک را زیر سؤال میبرند و منطق خطی را به چالش میکشند. این فضاها یادآور سازههایی هستند که بیشتر از آنکه برای زیستن ساخته شده باشند، برای اندیشیدن طراحی شدهاند. در این معماریهای غیرممکن، فضا نه یک بستر خنثی بلکه یک بازیگر فعال است. فضای داستان همانقدر نقش دارد که خودِ شخصیتها. هر ساختمان، هر پل، و هر خیابان، استعارهای است از وضعیت ذهنی رولاند و بحرانهایی که تجربه میکند.
در پسِ تمام پیچیدگیهای فلسفی و زیباییهای بصری، یک طنز تلخ نیز در این داستان نهفته است؛ طنزی که بهشدت یادآور آثار کافکاست. مأموریت رولاند از همان ابتدا بوی بیمعنایی میدهد؛ یک نقشهبردار که قرار است مرزهایی را ترسیم کند که شاید اصلاً وجود نداشته باشند. این بوروکراسی پوچ، نقدی است به نظامهای اجتماعی و سیاسی که تلاش میکنند با ایجاد قوانین و مقررات بیپایان، جهان را قابلکنترل جلوه دهند. اما پیترز و سویتن به ما نشان میدهند که این نظمهای ساختگی چیزی جز پوششی نازک برای پنهان کردن واقعیت بینظمی جهان نیستند.
نقشهای برای گم شدن: "مرزهای نادیدنی" را نمیتوان صرفاً یک داستان مصور دانست. این اثر یک معمای فلسفی است، یک سفر ذهنی که از شما میخواهد نه فقط بخوانید، بلکه فکر کنید، شک کنید، و حتی گم شوید. شاید بهترین توصیف برای این اثر این باشد: نقشهای برای سرزمینی که وجود ندارد، اما وقتی از روی آن عبور میکنی، خودت را پیدا میکنی.
Excellent story telling and amazing illustrations! I didn't particularly like the setting - some Balkan-like state with its pet dictator and some sniveling brown-nosers - and not so sure there needed to be so much nudity (though I don't mind esthetically speaking) and therefore objetification of women. But I did feel like I was missing the following volumes, though the 2 I read did end on a note that could be the end of the tale, the continuation being left to imagination.
En mi opinión, La frontera invisible tiene las ilustraciones y la paleta de colores más espectaculares; y a la vez la historia más desasosegante de todo el ciclo de las ciudades oscuras. Todos los personajes que aparecen en esta historia están irremediablemente extraviados, lo que no deja de ser una fina ironía tratándose de un volumen dedicado al centro de cartografía de la ciudad de Sodrovno-Voldaquia. Roland, el brillante cartógrafo protagonista es incapaz de conectar con la vida y las emociones porque solo ve puntos, líneas y rastros de fronteras. Deambula por la historia sin tomar decisiones y dejándose llevar sin poder reconocer el suelo por donde pisa. Incluso cuando abraza a Shkodra y podría llegar a conectar con su ánima, sólo es capaz de apreciar las marcas que tiene en la piel. El resto de personajes demuestran también estar completamente aislados o desconectados del mundo y de la vida, cada uno a su manera. Unos por vivir encerrados en sí mismos, otros por dejarse impresionar por la ilusión del progreso, algunos porque se conforman con representaciones más o menos cercanas a la realidad y otros porqué hacen un uso desmesurado del poder que solamente alimenta a su ego. También el único personaje femenino que se desarrolla a lo largo de la narración tiene dificultades para hacerse cargo de su propia vida y sigue al protagonista mucho más allá de lo que puede consdierarse como razonable. En definitiva, La frontera invisible es una hermosa (y dolorosa) fábula donde Schuiten y Peters desarrollan las implicaciones que tiene para los seres humanos habitar el mundo físicamente sin que sus almas estén necesariamente conectadas a la vida. Puestos a pedirles a los autores clemencia por algún personaje, hubiera estado bien que dieran a Shkodra las dos últimas viñetas con las que termina el segundo volumen. En relación a las ilustrciones que separan cada uno de los capítulos de la historia, puedo decir sin dudarlo ni un minuto que están entre las más bellas láminas que uno puede encontrase en un cómic/novela gráfica.
Interesting graphic novel series. I thought the authors were American, but being a big fan of Belgian comics (Jean Van Hamme is one of my favourite comic writers) I should have guessed. Of course, Schuiten and Peeters are Belgian!
'The Invisible Frontier' is set in a country called Sodrovno-Voldachia. This country is expanding its borders and swallowing up other city states and countries - we aren't told how, whether by conquest through war or through peaceful means. Our hero, Roland de Cremer works as a cartographer at the Center for Cartography, a government department. Once, after returning from his holidays, he discovers that he has got a promotion. He also discovers that his department is using machines to draw maps and the maps which come out of it are all wrong. Someone has destroyed all the manually made maps which were there. He suspects something. Then Shkodra, a mysterious and beautiful girl, whom he appears to know, comes back in his life. Her skin seems to have strange tattoos and markings which seem to show the real borders of the country. There also seems to be a plot afoot. What happens to Roland, Shkodra, Wolfy (Roland's dog) form the rest of the story.
I couldn't read volume 1 and so don't know the back story. Volume 1 is out of print, unfortunately. I hope I can get an affordable used copy one day. The artwork in the book is stunning and takes the reader inside the country. Sodrovno-Voldachia looks suspiciously like the Cold War era Soviet Union, and the Marshal who heads the country looks suspiciously like Marshal Tito. There is a landscape shown at the end which looks like the sculpture of a naked woman. It made me think of sculptures of the Buddha which one can find in some mountains in China - Buddha in different poses, sometimes sleeping, sometimes sitting.
Interesting book and an interesting series with stunning artwork. Hope it gets back into print.
Während die ersten Bände der "Geheimnisvollen Städte" wenigstens, wenn schon nicht durch Handlung oder Charaktere, durch eine gewisse Atmosphäre überzeugen konnten, übernimmt hier immer mehr der Architekt im Autor die Oberhand: Das über allem stehende Konzept frisst die Atmosphäre auf.
Letztlich beinhaltet dieser Band nur noch schöne, merkwürdige und verwirrende Architekturen, während die Handlung und Charaktere völlig vernachlässigt werden.
Ich empfehle statt dessen den ersten Band, Les murailles de Samaris, weil hier noch echter "Sense of Wonder" hervorgerufen wird (auch wenn schon dort die Handlung eher nebensächlich ist) und eine fremdartige Welt faszinierend dargestellt ist.
Haven't read the first volume. Still, I don't think it has much bearing on the rating at all. What we got here is excellent artwork with landscapes and technology that tease at the imagination about the world. On a visual level, the comic is a resounding success. Just looking at it I want to know more about this place and its characters. Unfortunately, it's humdrum in terms of storytelling when you start to dig into it.
The plot is foreshortened, a memorable character from Volume 1 is reduced to a MacGuffin with cartographic birthmark on her "lower back" (i.e., ass), and everything is a tad dumber and more predictable. This is what happens when a wondrous world and some cool characters are forced to serve a time-stamped plot. Still, amazing pencils and coloring again: rated-R Tintin FTW.