فضا و شخصیت های هر داستان تفاوت زیادی با هم دارن و از این جهت تنوع داستانی کتاب زیاده ولی برخلاف تعریف پشت جلد، اثری از غالفگیری و روایت های نفسگیر نیست. فقط داستان های بازی، سیم کارت و صد سال تنهاییرو دوست داشتم. بین داستان های کتاب، صد سال تنهایی برای من خاص بود. شخصیت مرد داستان رو درک می کردم. داستان روزگار مردی رو روایت می کنه که کتاب صد سال تنهایی رو از یک فروشنده ی خانم خریداری می کنه و بین برگه های اون، گلی رو می بینه که دختر فروشنده برای مرد جا گذاشته بود. از اینجا به بعد رابطه ی عاشقانه ی زن و مرد، از طرف مرد شروع می شه که در نهایت با هم ازدواج می کنن. چهل سال بعد، وقتی مرد خاطره شروع رابطه شون رو برای زن بازگو می کنه ، متوجه می شه که اون گل رو هرگز اون دختر ( همسر فعلی ش) بین برگه های کتاب نذاشته بوده. خاص بودن داستان (برای من) به خاطر این بود که منم تو دوران دبیرستان دوست خیلی صمیمی ای داشتم که از طریق وبلاگ نویسی باهاش آشنا شده بودم. شروع دوستی ما به خاطر جمله ای بود که اون شخص از متن یکی از پست های وبلاگ من برداشته بود و تو قسمت نظرات منشن کرده بود. جمله این بود:" تنها محبت است که محبت را بر می انگیزد". از اینجا بود که ارتباط دوستانه ی ما شروع شد، فقط به خاطر همین جمله. دوستم 8 سال بعد، وقتی من خاطره ی شروع دوستیمون رو تعریف کردم گفت : " باید یه اعترافی کنم. من هیچ وقت اون پست وبلاگت رو نخوندم، فقط نگاهم افتاد به اون جمله و همینطوری کپی ش کردم
سه داستان بازی، سیم کارت و ضد سال تنهایی از داستان های خوب مجموعه. . داستان رولت روسی اخلاق گرایانه و شباهت به فیلمسریال کلید اسرار ترکیه ای داشت. . داستان غریبه هذیان های سرماخوردگی و فضای اضافی خاطرات پدر و مادر پیر و مردن. . داستان قلعه خاطرات در مترو با دیدن شباهت ها . شطرنج. در فضای بازی گردن شطرنج و پدر پیری که شلوارش را کثیف می کند. . بیست و یک گرم تیپ سازی و داستان کلیشه ای لوطی و مرا می که شخصیت اصلی لکنت دارد. خروس بی محل بیشتر خاطره یا وبلاگ نوشت یود.