نِماشُم، که در گویش محلی کرمانی در معنای نماز شام و یا غروب به کار می رود نام جدیدترین کتاب امیری اسفندقه است
این کتاب در بردارنده ۸۶ قطعه شعر نیمایی، ۳۸ غزل، ۳ قطعه و ۴۰ رباعی است که شاعر تمامی آنها را ذیل نام "نیمایی واره ها" در این مجموعه جمع آوری کرده است. کتاب «نماشم» یازدهمین کتاب مرتضی امیری اسفندقه است که نخستین بار در سال ۱۳۹۲ عرضه شد. پیش از «نماشم» کتاب های بازوان مولایی، رستاخیز حرکات، چین کلاغ، قتیل قبله، ورمشور، کوار، دهلی ستاره بود، دارم خجالت می کشم از اینکه انسانم و ولی دوشنبه آه از این شاعر نام آشنا منتشر شده بود
مرتضی امیری اسفندقه شاعر و پژوهشگر ادبیات است او متولد ۱۳۴۵ است. اسفندقه بابت سرودههای خود، نامزد یا برنده جایزههایی چون کتاب سال، قلم زرین و کتاب فصل شدهاست. او را از برترین نیمایی سرایان و قصیده سرایان امروز می دانند
شاعران و صاحبنظران نماشم را اتفاق خجستهای در نیمایی میدانند. پس میدانم که باید پنج امتیاز بدهم، اما بگذارید براساس احساس خودم که هنوز تحت تاثیر قصیدهها و غزلها هستم، امتیاز بدهم . اگرچه می دانم ذوق کور و سواد کمم را نشان میدهد.
اما شعر انتخابی: شعر نه تابش ایمانی روح است نه خواهش شیطانی روح است عریانی روح است
اولین کلمهای که بعد از عنوان «شاعر» به ذهنم میاد نام نامی مرتضی امیری اسفندقهست. اخوان رو ندیدم ولی اگر از نظر زیست شعری (نه سبک شعری) بخوایم در نظر بگیریم، اسفندقه اخوان امروز ماست. اسفندقه شعر نمیگه، شعر رو زندگی میکنه یا به یه تعبیر بهتر تجسم شعره. این رو کسایی که از نزدیک دیدنش از همه بهتر میفهمند. خودشم تو این دفتر یه جایی میفرماد: « من و شعر کاملا مثل همیم دو در آیینه به هم خیره شده خندیده دو در آغوش سحر خوابیده
من اگر شادی و شور شعر هم شادی و شور من اگر غصه و غم شعر هم غصه و غم میخواهد هر چه من میخواهم شعر هم میخواهد دو به دور سر هم گردیده
شعر اگر قاب و قفس دل من قاب و قفس شعر اگر باغچه و آب و چمن دل من نیز همین باغچه و آب و چمن میخواهد هر چه میخواهد شعر دل من میخواهد دو به ساز دل هم رقصیده
شعر چون مردمک است من شبیه چشمم یا نه! من مردمکم شعر عین دیده
«نِماشُم» یعنی نماز شام. این واژه در گویش محلی در معنای نماز شام و یا غروب استفاده میشود و مرتضی امیری اسفندقه که او را قصیدههایش میشناسیم این نام را برای مجموعه نیمایی، غزل و رباعیهای خود گذاشته است.
کتاب را به توصیه دوست خوبی تهیه کردم. کتاب با اشعار نیمایی شاعر آغاز میشود و شاعر با طبعی به لطافت باران که خواننده را اسیر کلمات و تصاویر خود میکند تصاویر شاعرانه را در جان خواننده مینشاند.
باغ
در بارشِ
تندِ
رگبار
صوفیانه به سماع آمده است
شاخههای گیلاس
سر فراگوش هم آورده
به پِچnt>پِچ
سرگرم
و هزاران یاقوت
ریخته
بر تنِ
تبدارِ
درختِ
گردو
کُندهای پیر
در آغوشِ اجاقِ کلبه
یک نفس میسوزد
ابر
با هزاران سوزن
آسمان را به زمین میدوزد
باغ
در بارِش
تندِ
رگبار
«نِماشُم» در بردارنده 86 قطعه شعر نیمایی، 38 غزل، 3 قطعه و 40 رباعی است که شاعر تمامی آنها را در این مجموعه جمع آوری کرده است. یکی از ویژگیهای شعری اسفندقه زبانی ساده اما صمیمی است که در این مجموعه هم این ویژگیها را میتوان در اشعار او به خوبی دید و حس کرد.
نه مثل سالها و
ماهها و
هفتهها و
روزهای دیگر است امروز
نه تابستان و نه پاییز
نه فروردین نه اسفند است
چه روزی!
خارج از تقویمِ روز و
هفته و
ماه و ...
چه روزی
آه!
نه در چشمش غم دیروز
نه بر پیشانیش داغ پریروز است
طلوع اول آغاز
شروع تازهی فردای پیروز است
نوروز است
امیری اسفندقه در این کتاب برای اولین مرتبه نیماییهای خود را با این حجم منتشر کرده و نشان داده که در قالب مهجور نیمایی شاعری چیرهدست است.
بادش به غبغب است و
از آن منبر
فراز
می خواهد از بهار بگوید
از آیه ای که هرگز آن را
ندیده است
از سوره ای که از آن
بویی نبرده است
هی سرفه می کند
هی عطسه می زند
نم پس نمی دهد ولی از فرط کبر و ناز
بادش به غبغب است و از آن منبر
فراز
می خواهد از بهار بگوید
از آسمان باز
خشک است و باغ را
به ریا می دهد فریب
سجاده
آب می کشد
این ابر
بی نماز
اشعار نیمایی این کتاب برای خوانندگانی که علاقه به قالب نیمایی دارند میتواند یک دریچه تازه باشد. همچنین با نگاهی به غزلها و رباعیهای این مجموعه، توانایی اسفندقه در دیگر قالبهای شعر فارسی را میتوان به نظاره نشست.
این کولی از کجاست که طنبور میزند؟
در کوچه باغهای نشابور میزند
یا رب چه دختری، چه نگاه برهنهای
راه مرا نیامده از دور میزند
بوی شراب شاد سناباد میدهد
چشمش به ناز طعنه به انگور میزند
یک پلک هم زدن مژههای بلند او
ماهی سیاه چشم مرا تور میزند
این گونهام نگاه مکن خیره روبرو
خورشید من! که چشم مرا نور میزند
دارد سری بلندتر از ارتفاع دار
منصورهای که طعنه به منصور میزند
□
چشمم به راه توست سر کوچه هر غروب
برگرد دخترک که دلم شور میزند
مجموعه اشعار «نماشم» سروده مرتضی امیری اسفندقه را نشر جمهوری در 231 صفحه با قیمت 12هزار تومان منتشر کرده است.
نمونهی دلنشینِ شعرِ زلال و شعری که توانِ کَندنِ انسان از حالِ شلوغ و بردنش به گذشتههایِ خوش حال و هوا را دارد اشعار جناب اسفندقه هست. با حجمی از رنگ و نور و پاکی در اشعار ایشان مواجه میشویم که حسرت میخوریم که کو آن زمانِ خواستنها و دوستیهای بیآلایش؟! حسرت میخوریم که کو آن خانههای قدیمی؟ آن نگاههایِ گرم... خلاصه که زیبایی اشعارشان گفتن ندارد :)
پیش از انتشار «نِماشُم» یک از معروفترین اشعار مرتضی امیری اسفندقه شعر نیمایی موفق «کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟» بودکه حتی مسعود دهنمکی مستندی بر اساس این شعر ساخت. با توجه به اینکه اسفندقه بیشتر به سرایش قصیده شهرت دارد بسیاری توفیق این شعر و پنج شعر دیگر نیمایی که از او منتشر شده بود را تصادفی میدانستند ولی «نِماشُم» که قسمت عمدهی آن به اشعار نیمایی اسفندقه اختصاص دارد ثابت کرد که مرتضی امیری اسفندقه یک نیماییسرای چیرهدست است و ار معدود شاعرانی امروز است که به این قالب پر قابلیت اقبال نشان داده است.