دوستانِ گرانقدر، این کتاب یکی از شاهکارهایِ جنابِ «معین زاده» است... او اینبار و در این کتاب، برایِ سفرش "عزرائیل" را به عنوانِ مرشد و راهنما، انتخاب کرده است در این کتاب از خدایانِ یونانِ باستان سخن گفته تا خدایانِ ادیان سامی... از فرشتگانِ اصلی این ادیان گرفته تا نکیر و منکرِ موهوم و اسرافیل که همه با دمیده شدن در صور توسط او در آخرت آشنا هستیم... از پل صراط میگوید تا دادگاهِ عدل الهی... خلاصه «هوشنگ معین زاده» حتی دوزخِ خیالی را از نزدیک دیده است... در کل سفارش میکنم خواندنِ این کتاب را از دست ندهید ******************** دوستانِ عزیز و بزرگوار، اگر به اجبار تصمیم بگیریم که بَللله.. خدایی وجود دارد... به نظرِ شما این خدایی که این دنیا، این هزاران هزار کهکشان، این ستاره ها و سیاره ها، این طبیعتِ زیبا و عجیب و موجوداتِ درونِ آن با سلول ها و مولکول ها و اتم هایِ پیچیده و میلیونها مواد و آلیاژهایی که شاید در کهکشانهایِ دیگر باشد و ما نمیدانیم، را آفریده و خلق کرده است،... و به نظر موجودی است که دارایِ جسم و نفسِ بزرگی نیز باشد،.. همان خدایی است که پیامبران و موسی و عیسی و محمد، دَم از آن میزدند و میگفتند از سویِ او مأموریت دارند؟!؟؟؟ یعنی خدا با این کارهای بزرگ و خلقِ دنیایی به این زیبایی و پیچیدگی، میرود در بیابانهایِ بی آب و علفِ فلسطین دنبالِ موسی دوان دوان، که وایسا ببینم چرا شومبولت را ختنه نکرده ای؟!؟ سپس میگوید: موسی جون، لطف کن و از چوبِ آبنوس برایِ من یک صندوقچه ای بساز که من به درونِ آن بروم!! .... یا خدایی که دم به ساعت و فِرت و فِرت، برایِ کسانی که حرف هایِ بچگانۀ پیامبرانش را باور نمیکردند، صاعقه و زلزله و طوفان و عذابِ مگس و ملخ و قحطی میفرستاد؟؟!... یا خدایی که میرود به صحرایِ داغ و بی آب و علفِ عربستان که غذایِ لذیذِ ساکنینش سوسمار و سوپ از کنه هایِ موجود در پشمِ شتر است، و دختران را زنده به گور میکردند و بخاطر آب یکدیگر را جِر میدادند... بعد، به «محمّد بن عبدالله» از قوم قریش، میگوید: اِی محمّد، چرا «ماریه» دختر زیبا را که ما به تو روا داشتیم را پَس زده ای و در همخوابگی و سکس با «ماریه» تأخیر کرده ای؟!؟ ... و یا خدایی که در جنگ ها مانندِ زمانِ موسی، به زمین آمد و در جنگ بدر دشمنانِ محمّد و قریشیان را تیر باران کرد!! یعنی این خدایِ بزرگ چشمش را میبندد و به خاطرِ منفعتِ پیامبرش اجازه میدهد پیغمبرش با وحشی هایِ دو طایفۀ حیوان صفت و زبان نفهم به نامِ اوس و خزرج تمامِ سرزمین هایِ اطراف، چه یهودی و چه ترسایی و چه عرب را موردِ غارت و تجاوز قرار دهند!؟؟ ((در کتابِ الغارات، ثقفی کوفی و المغازی نوشتۀ عمر واقدی مورخ بزرگ، در موردِ این وحشی گری ها کاملتر از ابن اثیر و ابن خلدون و طبری، توضیح داده شده است)) که منابع معتبر و تا حدودی غیرقابل تحریف هستند ********************************** دوستانِ عزیز و خردمند، آیا شما خدا را مهماندارِ مسافرخانه فرض کرده اید؟ که اگر جلویِ او خم و راست شوید و تعظیم کنید، شما را به اتاقِ مخصوص که همان بهشت باشد میفرستد و بعد تَق تَق.. کییست؟ یه دختر زیبا به نامِ حوری، شراب به دست، وارد اتاق میشود که باکره و دوشیزه نیز میباشد و باکرگیِ او هیچگاه از بین نمیرود!! و تازه ممکن است یکی بگوید که من از جنس زن خوشم نمی آید، لذا برایش پسرهایِ سفید و نوجوان به اسمِ «غلمان» بفرستند، تا عملِ زشت و کثیفِ لواط را با آن نوجوان بیچاره انجام دهد!!... دوستانِ خردمند، ای کاش یکبار بدونِ ترس از جهنمِ موهوم و وعده داده شده، کمی به خدایِ موردِ پرستشِ خویش بیاندیشید... عزیزانم این دنیا بزرگتر از این حرفها میباشد و این خرافات و داستانها در موردِ خالقِ هستی، از ذهنِ انسانهایِ بیخرد و بیمار و کم ارزشی تراوش کرده است که توان و دانشِ درکِ بزرگی و پیچدگیِ این جهان را نداشته اند و علاوه بر آن خود را نمایندۀ این خالق، معرفی کرده اند... هیچیک از این نمایندگانِ بیمار مغز، فکر نمیکردند که دانش و علمِ انسانها روزی به این میزان از پیشرفت برسد، آیا یکی از آنها گمان میکرد روزی کسی به نامِ «الکساندر فریدمن» در روسیه، دقت کنید در روسیه نه در حجاز و یثرب و فلسطین... در روسیه متولد شود و ثابت کند که در یک جهانِ باز و نامحدود، انبساط هیچگاه متوقف نمیشود؟؟!... بله دوستانِ من، یعنی این دنیا به این بزرگی هنوز هم به سرحدِ انبساطِ خودش نرسیده است و هنوزهم این میلیاردها کهکشان، در حال دور شدن و فاصله گرفتن از یکدیگر هستند.. بعد ما نشسته ایم و به داستانهای کشکی و موهوم در یک کتاب نگاه میکنیم که یونس در شکمِ ماهی چکار میکرد!! یا قرآن عربی در شبِ 19 هُم نازل شد یا شبِ 23 وُم!! ... امان از بی فکری و خرافه پرستی... امااان زمانی که ایرانیان با دانشِ خودشان پیلِ الکتریکی درست کردند و چشم مصنوعی ساخته بودند، کشورِ سوئد و دانمارک و نژادِ اسوِری ها، در زیر لایه هایِ یخ دفن بودند و سکونتی در آنجا وجود نداشت و یا قاره ای به نامِ آمریکا کشف نشده بود... حال آنها کجا هستند و دَم از دموکراسی میزنند و جایزۀ نوبل اهدا میکنند و ما ایرانیان کجا هستیم!!! کماکان اَندر خمِ یک کوچه گرفتاریم و میچرخیم... تُف به ذاتِ تازی و عربِ بیابانی و متجاوز و غارتگر که این سرزمین را همچون وجودِ بی ارزششان به کثافت کشیدند و دینشان را همچون طاعون به جانِ این مردم ساده لوح انداختند
اکنون از خاکِ خرد خیزِ خیامی، مردانی احمق و جَمکَرانی، سرمیکشند که سرزمینِ او را به جهل و خرافه و عرب پرستی می آلایند ************************** امیدوارم این ریویو مفید بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»
تو قرن دوم میلادی، برای اولین بار در تاریخ صحبت از عذابهای هراسآور دوزخ شده که بعدها همهی اونها در ادبیات مذهبی مسیحیت و اسلام آورده شدن. دو قرن بعد، یعنی در قرن چهارم میلادی، عذابهای نوظهور دیگهای به لیست قبلی اضافه شدن و این روند کماکان ادامه داره! یعنی هرکی از راه میرسه یه مدل جدید عذاب اختراع میکنه و بقیه بهش بال و پر میدن و واضحه که هرکی عذاب ترسناکتری رو به تصویر بکشه، امتیاز بیشتری میبره. "هوشنگ معینزاده" این موارد رو به انضمام وقایع قیامت و دنیای آخرت و در کل هرچیزی که در کتب مذهبی درمورد اتفاقات پس از مرگ گفته شده، با قلم طنز به تصویر میکشه! اینجاست که به عمق مسخرگی این قصههای بچگانه پی میبرید :)))
از متن کتاب:
* بازی کودکانهی آخرت را فراموش کن. قصهی ما را و همهی قصههایی که به گوشتان خواندهاند از یاد ببر. برای چهار روز زندگی در دنیای خاکی نیازی به این همه برو و بیا و بریز و بپاش نیست. شما در قالب انسانی خویش مثل هرموجود دیگری در محدودهای از زمان حیات مییابید و بعد هم میمیرید و سپس به صورت دیگر از نو زندگی را آغاز میکنید. تداوم و پایداری حیات موجودات به صور گوناگون اساس و منشا حیات و دلیل استمرار آن است.
* مشکل قضیهی اسلام این است که با به صحنه آوردن شیطان و بال و پری که به این فرشتهی ظاهرا یاغی و گردنکش دادهاست، علاوه بر اینکه او را در مقابل خدای خود قرار داده، در عین حال قدرتی به او تفویض کرده که خود الله فاقد آن است.
درود بر شما نویسنده بسیار زیبا و دلچسب نوع نوشتار خود را به رخ و روان ما میکشید. در انتها تلخی و شیرینی حقیقت و در نهایت اشک های جاری شده بر گونه ها .
نقد الهيات در قالب رمان دستمريزاد استاد خرد بسيار داستان شيرين،دلچسب،آموزنده و موشكافانه اي بود با ديد كامل خرد خيلي زيبا و هنرمدانه تمام موضوعات مربوط به خلقت و اديان و زندگي و اتفاقات بعد از مرگ رو به چالش كشيد به نظرم ديگه جايي واس سوال نذاشت التماس تفكر و خرد در نبرد با تاريكي هزاره ها اميدوارم مردم سرزمينم با ديد خرد و تفكر به مساىل نگاه كنن و بنياد جهل و خرد و خرافات رو از سرزمين اهوراييمان ريشه كن كنن
به زیبایی و با نثری روان بیانی از سفر به آخرت است وبا طرح سوالاتی کاملا منطقی، اعتقادات مذهبی خواننده را به چالش می کشد. من واقعا از خواندن این کتاب لذت بردم.