مهينبانو در زماني كه هيچ نشانهاي از منقرض شدن سلسله قاجار نبود، شهامت داشت و ترجيح داد از پادشاه آينده ايران طلاق بگيرد و با شوهري كه عاشقش نبود زندگي نكند.
اين كتاب خاطرات اين بانوي ذي نفوذ است و مروري است از شصت هفتاد سال تاريخ ايران از لحاظ اجتماعي- سياسي و زندگي يك بانوي قاجار به گفته خودش. زني كه افكار متجدد و پيش رفته اي در زمان خود داشته است. او و خواهرش تنها زناني از خانواده قاجار بودند كه به خارج رفته و آنجا تحصيل كرده اند.
کتاب یک رمان تاریخی اما واقعی هست.قلم نویسنده انقدر روان و گیرا هست که اصلا داستان کسالت کننده نیست به حدی کتاب چذاب بود برام که خیلی از نکاتی را که تو تاریخ دبیرستان و راهنمایی یاد گرفته بودم ،اینجا برام حساب چا افتاد
کتاب خوش خوانی است ازتاریخ قاجار..زندگی نامه زنی. درفرصتی که کاردیگری ازدستم برنمی آمد ..واجبارا" دریک نشست آن راخواندم . خوب بود. این جورکتابها بخصوص برای فراموش کردن شرایطی که دوست داری فراموششان کنی خوب است . ذهنت راگره میزند به ناکجا..
داستان ،یک روایت ساده اما پر از هیجان از زندگی دختر جوانی هست که قراره زن احمدشاه قاجاربشود. اما وقتی میبینه احمدشاه خیلی چاق هست منصرف میشه و زن ولیعهد جوان،میرزا محمد حسین میشه داستان بر اساس واقعیت هست و بخش بندی مطالب عالی فن بیان روان و دلنشین
من جزئیات را دوست دارم. دوست دارم بدونم آدمها چطور کودکی کردن، اتاقهاشون چه شکلی بوده، چه بازی هایی می کردن... دوست دارم زندگی آدمها رو از جزئیاتش بفهمم نیمهی اول کتاب پر از جزئیات این چنینی بود و من رو برد به درون عمارتهای اواخر قاجار و از اونجا به مدارس شبانه روزی بلژیک و بعدتر باز ایران
مهین بانو با اینکه در خانهی مهمترین آدمهای مملکت زندگی می کرده و با شاه رفت وآمد داشته، اما متاسفانه اطلاعات سیاسی خاصی نداره، اونهایی هم که داره درست نیست. اعتقاد داره میرزا کوچک خان کمونیست بوده و مشروطه به درد ایرانی ها نمی خوره چون « ما رو باید اداره بکنن نه که خودمون مجلس راه بندازیم.» البته از حق نگذریم، ادعای خاصی هم در این زمینه نداره!
کتاب، قوی نیست. شرح خاطرات خودگفته شده ست. راحت خونده میشه. یک جاهایی تفاوت دیدگاه ها حرصت رو درمیره، یک جاهایی هم کنجکاو میشی بیشتر بخونی که ببینی چی شد.