منیرالدین بیروتی زادهی بغداد است .از آثار قبلی این نویسنده تک خشت، چهار درد، دارند در میزنند، سلام مترسک و آرام در سایه میتوان نام برد.
داستان ماهو داستان سرگردانی و گمبودگیهای مردی در همین دورهی ماست. مردی تازه از بند و حبس رها شده که در جستوجوی عشق از دسترفتهاش به هر دری میزند و در این به هر در زدنها و با هر یک از این گشت واگشتها گویی تکهای از وجود خودش را پیدا میکند. تکههایی که اگرچه آنها به تازگی کشف کرده اما حالا دیگر نمیداند با آنها چه کند و همین ندانستن، سرگردانیاش را بیشتر و بیشتر میکند تا او را در مسیری تازه رهسپار سازد. ماهو همهجا هست و هیچجا نیست ...
رمان باید یکی از اینها را داشته باشد: قصه، ایده، بینش. رمانی که همه اینها را به کمال داشته باشد شاهکار است. اما رمانی که هیچکدام را نداشته باشد بیهوده است. ماهو مثال خوب یک رمان بیهوده است. هیچ حرفی برای گفتن ندارد. نویسنده همه هم و غمش را گذاشته برای کشدار کردن کار. چند روایت بی سرانجام و ناضرور را بافته و رمانی تصنعی آفریده. باعث تاسف است