مجموعه اشعار اسماعیل شاهرودی همانهایی است که در قالب پنج مجموعه از او منتشر شده است. بهجز برگزیدهٔ شعرها – انتشارات بامداد، که در واقع انتخابی از شعرهای دو کتاب «آخرین نبرد» و «آینده» و تعدادی شعر پراکنده است که همراه با آنچه با همین عنوان در کتابهای «ویران سراییدن» و «زیباتری از جنون» دیده میشود، در انتهای این کتاب آمده؛ بهاضافهٔ چند شعر چاپ نشده که در میان دستنوشتههایی از او از سالهای دور نزد من مانده بود. در پنج مجموعهٔ منتشر شده از او شعرهای زیادی به تکرار آمده که بعضاً در آنها تغییراتی نیز توسط خود او صورت گرفته بود. امروزه تمامی مجموعه شعرهای شاهرودی در دسترس علاقهمندان بهخصوص نسل جوان نیست. از این رو گردآوری و انتشار مجدّد آنها بهصورت کامل در یک مجموعه با در نظر داشتن تغییراتی که در بعضی از آنها صورت داده بود و همچنین ارائه همان چند کار چاپ نشده، ضروری به نظر میرسد. با شناختی که از او داشتم بعید میدانم شعرهای چاپ نشدهٔ دیگری از او نزد کسان دیگری باشد، مگر شکلهای احتمالی دیگری از بعضی شعرهای سالهای اواخر کار که دائماً شعرهایش را تغییر میداد.
اسماعیل شاهرودی در سال ۱۳۳۰، نخستین مجموعه اشعارش را به نام «آخرین نبرد» با مقدمهٔ نیما یوشیج انتشار داد. او دومین مجموعه اشعارش را در سال ۱۳۳۶ با عنوان «آینده» منتشر کرد. شعر شاهرودی شعری است اجتماعی که دارای زیبایی و قدرت القای بسیاری است اشعار شاهرودی را میتوان به دو دوره زمانی تقسیم کرد. دوره نخست اشعاری را دربر میگیرد که زبان شاعر، تحت تأثیر زبان نیما یوشیج قرار دارد و میتوان این تأثیرپذیری را به وضوح در کلماتی که شاعر برمیگزیند و همچنین اوزانی که انتخاب میکند، ردیابی کرد. از این گونه اشعار، در کتاب «آخرین نبرد» و کتاب «آینده» فراوان است. اما اشعار دوره دوم، زبانی مخصوص به خود مییابد و پختگی خاصی در آنها ظاهر میشود. شاعر در عین حفظ هویت شعری و جهانبینی و فضای مخصوص به خود، زبانی ویژه به دست میآورد که آمیزهای است از زبان مردم عامه و زبان فاخری که از ادبیات کلاسیک برآمدهاست. او در کتابهای بعدی خود یعنی، «م و میدر سا»، «هر سوی راه، راه، راه، راه» و «آی میقاتنشین» به این زبان دست مییابد و بازیهای زبانی خاص او را حتی در نام کتابهایش نیز میتوان یافت
من در این مجموعه اشعار با دو مشکل اساسی روبرو بودم: اول ابهام و بعدی مشکل در چگونگی خواندن اشعار. دومی را با سپید در نظر گرفتن خیلی از اشعار می شد رفع کرد اما اولی، به غیر از اشعار اولیه، واقعا آزاردهنده بود
در مورد شخصیت اسماعیل شاهرودی می توانید به ریویوی یکی از دوستان ذیل کتاب "زیباتری از جنون" که در مورد اوست مراجعه کنن - یعنی این ریویو. خود من با شخصیت شاهرودی آشنا نبودم و این کتاب رو که تصادفا - هم به دلیل حجم نسبتا کمش در قیاس با دیگر مجموعه شعرها و هم به دلیل علاقه ی خودم به افراد کمتر شناخته شده - خوندم اولین اثری بود که او رو به من معرفی کرد
* مقدمه ی نیما بر مجموعه ی شعر "آخرین نبرد" شاهرودی
نیما بر اولین مجموعه شعر چاپ شده ی شاهرودی مقدمه ای مفصل نوشته و در اونجا رویکردی همدلانه رو با کلیت شعر شاهرودی اتخاذ کرده. در ادامه سعی می کنم اشاره ای به حرف های نیما بکنم - ودر ضمن همین جا می خوام از سبک نگارش سخت خوان نیما شکایت کنم؛ کاش نثرش اینجوری نبود
نیما در این مقدمه بر طرد خودخواهی از جانب شاعر و نگاه او به دیگر آدمیان تأکید می کنه. او شعر رو همچون درمان لحاظ می کنه و نه صرف تفنن. او برای مثال از مسأله ی فقر سخن می گه و شاعر رو ملزم به نگریستن به این رنج ها می دونه. نیما بر مخاطب امروزین شعر انگشت می ذاره و معتقده شعر کهن مخاطبی داشته از طبقات بالاتر و فارغ تر. برای نیما شعر تلاشی است برای آینده ای آمدنی - پس طارد یأس است. محرک شعر احساس است؛البته او اصرار داره که نباید فکر رو از احساس جدا کرد بلکه افکار آدمی در احساساتش دخیل است.او در اثبات اینکه شاعر باید به زبان خود سخن بگوید، چنین استدلال می کند که شاعر درد را تجربه می کنه و شعر درمان طلبی است؛ پس این فرد دردکشیده نمی تواند جز به زبان خود سخن بگوید. شعر معرفتی است کاشف لایه های زیرین واقعیت. شاعر با فراموش کردن خود دیگران را هم فراموش خواهد کرد پس نمی توان با کنار زدن خود امیدی برای کمک به دیگران داشت - البته این توجه به خود از جنس خودخواهی نیست بلکه از مقوله ی همدردی است. او نزدیک شدن شعر شاهرودی به نثر و زبان طبیعی رو تشویق می کنه. و در آخر تأکید می کنه که هنر هم برای هنر است و هم برای مردم
----------------------------------- در ادامه قضاوتم رو در مورد تک تک مجموعه ها می گم
* آخرین نبرد - 1330
نمره ی مستقل این مجموعه: دو و نیم ستاره فضای اشعار این مجموعه، فضایی است سرشار از امید با نگاهی چپ اشعاری که بیشتر پسندیدم: مستی، اسیر محبوس، به سکوتش، فاصله و زندگی
* آینده - 1346
نمره ی مستقل این مجموعه: دو ستاره در بعضی اشعار نسبت به مجموعه ی قبلی نوعی پختگی دیده می شه. اشعار - ظاهرا بر خلاف آرزوی نیما - شخصی تر شده اند ( البته مجموعه های بعدی تعادلی بین هر دو عنصر فردی و اجتماعی را دارند ). ابهام در همین مجموعه رخ می نمایاند مثلا در شعر آبی رنگ یا شعر ای انتظار اشعاری که بیشتر پسندیدم: یکه سوار، تخم شراب، رؤیای تلخ، مناجات، و حرف آخر
* م و می در سا - 1349
نمره ی مستقل این مجموعه: یک ستاره اشعار غیر قابل فهم اند
* هر سوی راه راه راه راه... - 1350
نمره ی مستقل این مجموعه: دو و نیم ستاره اشعاری که بیشتر پسندیدم: چشمداشت، در بهترین نقطه، یگانگی، هر سوی راه، و رفتار سنگ
* آی میقات نشین - 1351
نمره ی مستقل این مجموعه: دو ستاره حضور ابهام اینجا و آنجا اشعاری که بیشتر پسندیدم: برای آنکه بیایی، و شهرزاد قصه می گوید
* شعرهای پراکنده - 1390
نمره ی مستقل این مجموعه: دو ستاره شعرهای بهتر: فانوس، و جواب، توکلت علی الله، روی راه، و ویران سراییدن