این کتاب برای کسی نوشته شده است که بهدنبال «فلسفۀ زندگی» است؛ یعنی میخواهد درکی از طبیعت بشر داشته باشد که او را در مسیر زندگی راهنمایی کند. این راهنمایی قاعدتاً مبتنی است بر نوعی «تشخیص» دربارۀ اینکه مشکلِ ما انسانها در زندگی از کجاست، و آن هم به نوبۀ خود مبتنی است بر برخی «آرمانها» دربارۀ اینکه زندگی چهگونه باید باشد.
در این کتاب یک «نظریه دربارۀ طبیعت بشر» به معنای چارچوبی عقیدتی است که در آن از ۱) وضع کلی جهان، ۲) وضع انسان و جامعۀ انسانی، ۳) تشخیص کاستیهای زندگی انسان، و ۴) نسخهای تجویزی یا آرمانی برای زندگی انسان، سخن به میان آمده است. نویسندگان از همین طرح کلی بهره میگیرند تا مهمترین مکاتب فکری و فلسفی و مذهبیِ تاریخ حیات بشر را، از مکتب کنفوسیوس و آیین بودا گرفته تا ادیان ابراهیمی و کانت و مارکس و فروید، معرفی کنند.
این کتاب شامل بررسی کلی و مختصر مکاتب (کنفسیوس-هندو-بودا-افلاطون ارسطو-یهودیت و مسیحیت-اسلام-کانت-مارکس-فروید-سارتر-داروین) هست با این هدف که بتونه به یک نظریه جامع در مورد طبیعت بشر دست پیدا کنه.
خوندن این کتاب برای من ۴ ماه طول کشید از اونجا که نویسنده رو کامل نمیشناختم مجبور بودم کتاب های دیگه مرتبط با بعضی مکاتب که برام مهم بودن رو قبل از رسیدن به سر فصل های کتاب مطالعه کنم تا حداقل بتونم بگم نویسنده تقریبا بدون تعصب خاصی به هر عقیده و تا حد امکان بی طرفانه به نقد و بررسی این مکاتب پرداخته.
هر فصل از ۶ بخش مقدمه - نظریه درباب طبیعت بشر - تشخیص - تجویز - بحث انتقادی (بیشتر فصلها) و منابعی برای مطالعه بیشتر همراه با تاکید غیر محسوسی نسبت به جایگاه زنان در این مکاتب تشکیل شده.و سعی کرده به صورت خیلی مختصر یک دید کلی و تاریخی نسبت به موضوع مورد بحث ارایه بده که به نظر من تا حدود زیادی هم موفق بوده.
در مورد کتاب باید گفت متن تقریبا روان هست و از تکلف کتابهای اینچنینی در اون خبری نیست.البته در ۲فصل اخر که بحث ها کمی تخصصی تر میشه شاید چنین مشکلی برای خواننده پیش بیاد.
+از نکات مثبت این کتاب میشه این رو بیان کرد که نویسنده به خوبی از امکان تفاوت عقاید خواننده هاش مطلع هست برای همین تا اونجا که در توانش بود به صورت محافظه کارانه با همه مکاتب برخورد کرد و حتی با بیان پیش زمینه عقیدتی و رفتاری خودش به خواننده اطلاع میده که بعضی نتیجه گیری ها ممکنه از قضاوت های ناشی از دید عقیدتی خود نویسنده باشه و نه حقیقت.
++و همینطور یکی دیگر از نقات قوت این کتاب تعریف بعضی واژه های پر استفاده در علوم انسانی از پایه هست که خوندن کتاب رو برای خواننده هایی که با بعضی واژه های تخصصی حوزه علوم انسانی اشنایی ندارند سخت نمیکنه.
Càng lớn, chúng ta càng hướng nội, dù theo nghĩa đen hay nghĩa bóng. Nói một cách triết học, chúng ta chuyển từ câu hỏi "liệu con người có thể nhận thức và cải tạo thế giới không" sang câu hỏi "liệu chúng ta có thể nhận thức và cải tạo chính bản thân mình không".
Nhà vô địch không tìm cách chinh phục thế giới. Anh ta tìm cách chinh phục chính bản thân mình.
بر خلاف ظاهر و چیزی که به نظر میرسه کتابی تمام نیست بلکه شروعی به جا و مقتدر برای ورود به مقصد نهایی که نویسنده قصد رسیدن به آن را دارد میباشد.
مطالب متنوع و مکاتبی که انتخاب شدن از مقبولیت لازم نه کافی برخوردار هستند، نوشتار چند مکتب جذاب و روان، به خصوص سه مکتب شرقی ابتدای کتاب فصل اسلام به شدت کمبار و بیرمق، مفاهیم داروینی و همبستگیهای آن فنی و وقتگیر.
برای بهرهبرداری عمیقتر، رفتوبرگشتهای فلسفی از سایر منابع لازم به نظر میرسد. تلاش نویسنده در بیطرفی و رعایت نداشتن پیشفرضهای تاثیرگذار ستودنی و اعتراف به متفاوت بودن دیدگاههای خوانندگانش او را به خودخوری یا محافظهکاری گریزناپذیری کشانده.
Twelve Theories of Human Nature is a remarkable book. Stevenson's criteria for what qualifies as a theory of human nature is any belief system which encompasses the following:
1. A background metaphysical understanding of the universe and humanity's place in it. 2. A theory of human nature in the general sense of some distinctive general claims about human beings, human society, and the human condition. 3. A diagnosis of some typical defect in human beings, of what tends to go wrong in human life and society. 4. A prescription of idea of how life should be lived, typically offering guidance to individuals and human societies.
Each chapter is divided roughly into sections which correspond to these. The book covers Confucianism, Hinduism, Buddhism, Plato, Aristotle, Christianity, Islam, Kant, Marx, Freud, Sartre, and Darwinism, along with a short historical interlude which attempts to briefly explain the gap between the Middle Ages and the Enlightenment.
I found the way the book is organised extremely clear. It explained much I didn't understand or found confusing about nearly all of the subjects covered, and I particularly value the chapters on eastern philosophy, Islam, and Kant. Other chapters I read felt slight, however, such as Plato and Freud, which also happen to be subjects I have some familiarity with already. This leads me to suspect other chapters may be lacking.
By the end I was left with an impressionistic view of the many beliefs about human nature which have informed human life over the centuries. There is much that is incompatible here, but I get the sense that maybe all of them hit on some fundamental truth that holds an eternal appeal, whether we live in a constant state of Dukkha, behave in certain ways out of repression of trauma, or are at war with our evolutionary instincts. Stevenson makes an attempt at what he feels a synthesis of all these ideas might look at in the final chapter, which is honestly a bit bland, but ends on an optimistic note as he tells us to look to the great philosophical and religious systems of the past for guidance. If there is anything I can take from Twelve Theories of Human Nature it is a further appreciation and empathy for views that are not my own, which is something I feel we could all use more of.
Mình thích cuốn này vì tính hệ thống của nó, đồng thời cách viết nhẹ nhàng không trịch thượng hay áp đặt một chút nào. Đọc để có được một cái nhìn tổng quan rồi chọn phần hứng thú nhất để tìm hiểu chuyên sâu hơn cũng rất thú vị. Highly rec
Một cuốn hơi quá tầm với mình, lại đọc đúng lúc đang stress nên đọc 10 vào đầu 2. Nhưng mà khá đồ sộ và cover được nhiều thứ hay ho. Nếu rảnh sẽ đọc lại tuỳ học thuyết. Có cái bản dịch tiếng Việt hơn thốn tẹo vì có lẽ tiếng Việt không hợp lắm cho triết học.
چه میشود اگر بخواهیم با دوازده چهره متفاوت به آینه نگاه کنیم و هر بار انسانی دیگر ببینیم؟ کتاب دوازده نظریه دربارهٔ طبیعت بشر دقیقاً چنین تجربهای است: یک سفر فکری از دل اسطورهها و متون مقدس، تا نوک تیز ابزار تحلیل روانکاوی، علم، فلسفه تحلیلی و اگزیستانسیالیسم.
نویسندگان این کتاب، با ترکیبی از دقت آکادمیک و وضوح بیانی، ما را وارد دالانی میکنند که سقراط، افلاطون، ارسطو، دکارت، مارکس، فروید، داروین، بی. اف. اسکینر، ژان پل سارتر و دیگر متفکران در آن به نوبت دستمان را میگیرند و از منظر خود به سؤال کهن «انسان چیست؟» پاسخ میدهند. اما پاسخها نه نهاییاند، نه آرامشبخش. بلکه هر کدام، آتش تازهای زیر خاکستر اطمینانهای روزمرهمان میزنند.
چیزی که این کتاب را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند، پرهیز از دگماندیشی است. هیچ تئوریای به عنوان حقیقت نهایی ارائه نمیشود. بلکه نویسندگان از ما میخواهند با هر فصل، در نقش یک منتقد ظاهر شویم: بفهمیم، مقایسه کنیم، و سپس قضاوتی نسبی ارائه دهیم. در واقع، کتاب نه تنها تبیین نظریههاست، بلکه تمرینی برای تفکر انتقادی و فلسفیدن است.
در میان این نظریهها، تضادها گاه شگفتانگیز است. از جبرگرایی زیستشناسانهٔ داروینی تا آزادی بیحد اگزیستانسیالیستی سارتر؛ از ذاتگرایی افلاطونی تا نسبیگرایی فرهنگی. اما شاید پیام عمیقتر کتاب همین باشد: انسان، پروژهای ناتمام و چندلایه است. ما محصول نیروهای طبیعی، ساختارهای اجتماعی، ناخودآگاه روانی و در عین حال، توانمند برای شکستن این چارچوبها هستیم.
این کتاب برای دانشجویان فلسفه یا علاقهمندان به انسانشناسی فلسفی، نه تنها یک منبع درسی، بلکه یک دعوتنامه است؛ دعوت به بازاندیشی در باب خود، دیگران، و جایگاهمان در این جهان پرابهام.
در پایان، اگر بخواهم جوهره این اثر را در یک جمله خلاصه کنم، شاید چنین باشد: انسان، موجودی است که دربارهٔ خودش نظریه میسازد—و در این نظریهسازی، معنای زندگیاش را میجوید.
Từ trong nhận thức con người coi mình là trung tâm của vũ trụ vừa là một phần của vũ trụ vừa là chủ thể quan sát tác động lên vũ tru. Từ cổ chí kim cùng với thế giới, con người là đối tượng được tìm hiểu, nghiên cứu ở khắp moi nơi mọi nền văn hóa, các tôn giáo khác nhau cho đến trong các lĩnh vực triết học, khoa học . " Mười hai học thuyết về bản tính con người " giúp chúng ta thấy bức tranh toàn cảnh những quan điểm khác nhau về bản chất con người với chủ đích đưa lại những giải đáp cho những câu hỏi hiện sinh, liên quan đến cuộc sống, thúc đẩy nhiều người đặt suy tư và làm triết học vào vị trí hàng đầu: Chỗ đứng của ta trong vũ trụ là gì? Tại sao chúng ta ở đây? Những câu hỏi dị nghĩa này bao hàm ý nghĩa về nguyên nhân “Điều gì đưa ta ra sự sống?” và ý nghĩa của mục đích “Chúng ta ở đây làm gì?”
Tập hợp những học thuyết chính về bản tính con người với những nhận định tổng quát và khá trọn vẹn, dễ hiểu dù về mặt dịch thuật thì không xuất sắc (dịch đôi lúc hơi quá sát từ gốc đọc không smooth gì cả). Rất nên đọc để nắm được những mốc cơ bản trong lịch sử triết học, tôn giáo. Từ đó lựa chọn ra cho mình những học thuyết mà bản thân thấy phù hợp và quan tâm để tìm hiểu sâu hơn. Giống như starter pack cho người muốn biết về các tôn giáo, tư tưởng phát triển bản thân vậy.
I had to read this book for one of my honors classes, which probably did nothing for my enjoyment of it. The theories are presented in a way that makes them relatively easy to understand. To a certain degree, it is still easy to get lost. As someone who struggles through more philosophical ideas, it was especially difficult, and I frequently had to reread paragraphs to try and grasp a concept.
Read this book in college and helped to teach it twice. It is not by any means a perfect text, but serves as a good introduction to these theories in an organized structure. Helps to generate good discussion and comparison between the different theories.
دوست دارم کتابهای دیگه از این نویسنده رو هم بخونم. خوبیه کتاب اینه که نویسنده کتاب دیدگاه خودش رو توضیح داده و از منظرهای دیگه هم به نقد نظریه ها پرداخته
کتاب از نطر ترجمه متوسط است و همچین چنگی به دل نمیزند. از آقای محمدامینی انتظار بیشتری داشتم . از نظر محتوا اوج و حضیض دارد. برخی فصلها کمابیش خوب و قابل استفاده است ولی برخی فصول هم رغبتی نمیانگیزد. فصل داروین تا حدی نکات درخور و به روزی از مباحث است که به نظرم تنها فصل شایسته و درخورش بود.