خاقانی این منظومه را اندکی پیش از پیشکش کردن به جمال الدین موصلی سروده است. وی در این سفر به توصیف سفری پرداخته که برای اتصال به درگاه محمد بن محمود سلجوقی به عراق (ایران مرکزی) داشته است. وی در این سفر موفق به دیدار پادشاه سلجوقی نشد و ناگزیر به شروان بازگشت. خاقانی در آن سال قصد سفر حج را نیز داشت که این سفر نیز محقق نشد و لذا او تحفة العراقین را سرود و در ضمن آن سفری خیالی را برای خورشید ترتیب داد و خورشید را راهی عراق، بغداد، کوفه، مکه و مدینه کرده و با این بهانه به ذکر آرزوی خود برای دیدار این شهرها و اماکن مقدس پرداخت. در این میان به مدح برخی از بزرگان این سرزمینها پرداخته و اطلاعات سودمندی را -به خصوص درباره زندگی خانوادگی خود- درج کرده که در جای دیگر نشانی از آنها نداریم.
تحفة العراقین سروده خاقانی و بکوشش علی صفری آققلعه یکی از بهترین کتابهاییست که خوندهم. مثنوی که بسیار زیباست، گاهی مدحهاش زیادی میکنه و حوصلهسربر میشه اما بطور کلی جالبه و ابیات با دقت و وسواس سروده شدهند. خاقانی بنده خدا ازون آدمهاییست که در نسل من و نسل قبل من نخونده معروف و محبوب شده و این بنظرم از نخونده منفور شدن هم غمانگیزتره. چیزیکه اینجوری معروف میشه هم متاسفانه کلیگویی و سطحی نگری در موردش تشدید میشه. خاقانی هم ازین مستثنی نیست و توصیفهایی که ازش میشه همونهاست که هزار بار شنیدهایم و نشخوار شده. ولی وضعیتی که داره بنظرم فراتر از «زیبایی در عین دشواری»ه. خاقانی واقعا یک سبک شخصی داره که درین مثنوی در منشآت در دیوان قابل پیگیری و تشخیصه و همانطور که میدونیم صرف خاص بودن کافی یا ارزشمند نیست، این مرد درین سبک موفق هم بوده و چیزیکه خلق کرده چیزی بادبیات اضافه کرده. اینکه این سبکرو دقیقا چی شخصیش کرده و باعث ظهورش شده تامل بیشتری میخواد. بعدها که بیشتر خوندم بیشتر بهش فکر میکنم. فعلا صرفا بعضی جاها برام قابل تشخیصه. اما چیزیکه خود من در خاقانی دوست دارم یک توجه بسیار زیادش بفرمه که از لابلای کهنگی و خطاهای نسخه هم هنوز دیده میشه. ادبیات براش معنیدارتر ازین حرفهاست و نمیخواد معنیرو برسونه و بره. دیگر بدبینیشه که بنظرم بامزهست. سدیگر اینکه باوجود اینکه آدمیست جدی و با نفرتش از فلسفه منطقی، از خرافات و باورهای عامه بدون قبول داشتنشون حرف میزنه و استفاده میکنه که من خیلی خوشم میاد و ادبیاتشرو هم موثرتر میکنه. دلم میخواد این مثنویرو فرصت کنم یک بار دیگه هم بخونم. اما این مرد بزرگ، علی صفری آق قلعه این کتابرو تبدیل ببهترین شرح و تصحیحی کرده که تاکنون خوندهم. امیدوارم که الگوی هرکسی که اینکارهارو میکنه بشه. من در میان متون و شروحی که دیدهم کسیرو ندیدهم که انقدر علمی و درست برخورد کرده باشه. واقعا آدم شک میکنه کتاب ساخت ایرانه. مقدمه کتاب مفیده و یک مقدمه واقعیه؛ باین معنا که بضرورتی نوشته شده، واقعا حرفیرو تصحیح کرده و چیزی بجهان افزوده. همینطور شرحرو جوری نوشته که فرداروز که دیگران میآند و معانی بیتها و کلمات تصحیح خواهند شد باز هم این شرح قابل استفادهست، چون معنیی که میده مطرح نیست، شیوهٔ رسیدنش بمعنی درسته. تعلیقات در نهایت صداقت و دقت نوشته شده (هرچند فکر کنم آخرهاش یکم شل کرده)، از منابع بسیار استفاده کرده و در شرح تکیهش روی بقیه آثار مولف بوده. واقعا زیباست و شارح متولد ۱۳۵۷ه و این بیش ازینکه تحسینمو برانگیزه حالمو بد میکنه خیلی بد.