Jump to ratings and reviews
Rate this book

انتخاب

Rate this book

166 pages

First published January 1, 2007

5 people are currently reading
90 people want to read

About the author

سیمین دانشور نویسنده و مترجم ایرانی، نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای به زبان فارسی داستان و رمان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان سووشون، به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی ایران محسوب می‌شود‏.‏
سیمین دانشور در هشتم ارديبهشت ماه سال ۱۳۰۰ در شیراز به دنیا آمد و
تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه‌ انگلیسی «مهر آیین» به پایان برد. سپس برای تحصیل در رشته‌ زبان و ادبیات فارسی وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۹ با دفاع از رساله خود در مورد زیبایی‌شناسی موفق به كسب درجه دكترا از این دانشگاه شد.‏ او در همین سال با جلال آل احمد ازدواج کرد.‏
سیمین دانشور دو سال بعد برای تحصیل در رشته زیبایی‌شناسی به دانشگاه استنفورد رفت و در بازگشت در هنرستان هنرهای زیبا و دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
17 (13%)
4 stars
25 (20%)
3 stars
44 (36%)
2 stars
22 (18%)
1 star
14 (11%)
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
Profile Image for Ali shaker.
17 reviews2 followers
May 11, 2008
از اون كتاب‌هايي كه همين‌جوري مي خري و مي بيني كه چه كار خوبي كردي كه خريدي! هر كدام از داستان هاي كوتاهش را در يك اتوبوس ميان راه خانه تا سركار خواندم كيف كردم
Profile Image for Moein.
29 reviews
Read
May 2, 2016
مجموعه داستان های زیبای خانوم دانشور بود ولی هنوزم باورم بر این هست که ایشون از نظر شخصیت اجتماعی برای جامعه ایران خیلی کارها میتونست بکنه که نکرد شاید هم من متوقع باشم اما از نظر ادبی تو این کتابی که خوندم جز یکی دوتا از داستاناش بقیه رو دوست داشتم بعضی از جملات معروف این کتاب:
تاریخ هم صبور است و هم افشاگر
ایران زمین ، سرزمین شایعه هاست
مردم ما در طول تاریخ همواره گرداگرد خویش چرخیده اند و خیال بر فراز خیال همی بافته اند
بیم انسان را از هر کاری باز میدارد
سینه های مردم مزار صاحب دلان است
البته اونجاهایی هم که خوشم نیومده مقصر نویسنده نیست داستان بازگو کننده خرافه پرستی ملت شریف هست که باعث ناراحتی خاطر میشه
Profile Image for Hosna.
483 reviews18 followers
April 20, 2021
تنها داستان شگفت انگیز و قابل تامل، داستان برو به چاه بگو بود. در این داستان سیمین به روشنی و در سه صفحه از شوهرش می‌گوید. برای من عجیب بود که چگونه هیچکس در این باره ننوشته که حقیقت آل احمد برای سیمین این کاریکاتور زن ستیز تاریک فکر بوده است. انگار سیمین در پایان زندگی دست از رودرواسی کشید و دستکم در پیچش داستان کوتاه کمی از شکنجه‌ی زندگی با آل احمد را نوشته.
Profile Image for سحر.
82 reviews50 followers
December 22, 2009
اگه اثر سيمين دانشور نبود كسي چاپش مي كرد؟پس رفت نسبت به داستان كوتاههاي قبلي اين نويسنده
Profile Image for Saba Karimi.
10 reviews1 follower
January 13, 2022
چندتایی از داستان هاش خیلی زیبا بود و به دلم نشست مثل انتخاب، از خاک به خاکستر، از پرنده های مهاجر بپرس...
Profile Image for Faeze Taheri.
188 reviews54 followers
October 7, 2013
بعضي داستاناشو دوس داشتم و بعضياشو اصن نفميدم، البته ميزگرد رو دوس نداشتم هيچ:|
حرفاي خوب ِ قلمبه سلمبه زياد بود توش، ايكاش يه كم ارجاعاتش بيشتر بود، مثه اين بود كه واسه كسي داره مينويسه كه از همه چي خبر داره
ولي خوب من كه نداشتم:(
مرز و نقاب رو اما دوست داشتم بيشتر و از خاك به خاكستر رو هم

Profile Image for Mostafa.
37 reviews19 followers
April 27, 2012
این کتاب رو خوندم تا از هنر خانم دانشور سر در بیارم ولی نشد. فکر کنم کتاب از سطح سوادم بالاتره.
Profile Image for Maryam.
27 reviews5 followers
Read
May 30, 2008
قلم دانشور واقعا صمیمی است!
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
Read
April 4, 2025


کتاب «انتخاب»، آخرین اثر سیمین دانشور به‌شمار می‌رود که چاپ اول آن در سال ۱۳۸۶ منتشر شده است. از شانزده داستان کوتاه این مجموعه، شش داستان ابتدایی آن برای نخستین‌بار چاپ شده و ده داستان بعدی نیز پیش از این در سال ۱۳۷۶ ذیل کتاب از پرنده‌های مهاجر بپرس انتشار یافته است.

یکی از داستان‌های کوتاه و مختصر این مجموعه، که پیش از این در هیچ کتاب دیگری چاپ نشده است، داستان «برو به چاه بگو» نام دارد. داستانی رئالیستی که زندگی روشنفکران ایرانی و دیدگاه مردسالاری آنان را نقد می‌کند. داستانی که شخصیت اصلی آن به چاه و علی بن ابی‌طالب پناه می‌برد و تصمیم می‌گیرد که خود را از بند و اسارت شوهر نویسنده‌اش برهاند.

این‌طور نمی‌شود. باید بروم سر چاه و سیاه‌روزگاری خود را به چاه بگویم. امام علی (ع) هم اندوهان خود را به چاه بازگو می‌کرد. با وجود شجاعت بی‌نظیر و بَرکندن در خیبر، با وجود مولود کعبه و شهید محراب بودن، با وجود مظهرالعجایب بودن، با وجود خدای‌واره بودن و ادامه‌دهندۀ وحی و نبوت بودن، او هم غم و مظلومیت خود را داشت (دانشور، ۱۳۹۳: ۳۱).

برخی بر آن تصورند که مصداق اصلی برو به چاه بگو، کسی جز همسر سیمین دانشور، جلال آل‌احمد، نیست؛ چراکه این داستان با برخی از داده‌های کتاب غروب جلال مطابقت دارد. به‌عنوان مثال دانشور متذکر شده که جلال خوردن را از یاد می‌برد، اما نوشیدن را فراموش نمی‌کند. یا اذعان کرده که او به همۀ سوراخ‌ و سمبه‌ها سرمی‌کشد و طرح و یادداشت برمی‌دارد. چنان‌که در جایی دیگر به بیماری جلال و عدم‌اعتقادش به علم طب اشاره می‌کند. و نهایتاً ما را با دادوبیدادها و عصبانیت‌های عجیب و غریب وی آشنا می‌سازد (دانشور، ۱۳۶۰: ۹ الی۱۳).

سیمین دانشور در قسمتی از داستان «برو به چاه بگو» می‌نویسد:

شوهر خودپسند من، مصداق این شعر است: صبح که از خواب پا می‌شد، مثل سگ هار پا می‌شد... شوهرم یک روضه‌خوان باب روز است و دست به‌ قلمی دارد و با سور دادن به مریدان بی‌شمارش آن‌ها را وامی‌دارد که در روزنامه‌ها از او تجلیل کنند، اما چه می‌نویسد: آنچه می‌نویسد، سرسری است، سطحی است، ژرف‌نگر نیست. خود را پیش‌کسوت روشنفکران می‌داند، روشنفکر ایرانی که بیشتر تاریک‌نگر است.

به هر سوراخ و سمبه‌ای سرمی‌کشد تا موضوع نوشتن بیابد... می‌گویم باید بروی پیش روانشناس و قرص بخوری، بلکه مُخ کج‌وکوله‌ات، آرامش بیابد، اما نمی‌رود. می‌گوید: شما همه‌تان دیوانه‌اید و من عاقل‌ترینم. این پیش‌کسوت تاریک‌فکران و این قلم‌به‌دست سطحی - که الکلی است - جیرۀ مرا هر روز می‌دهد و با این وسیله تخلیۀ روانی می‌کند. یک روز با دعوا کردن و جرَومَنجر راه انداختن و روز دیگر با کتک زدن. دیروز در راهرو خانه مرا به باد کتک گرفت. از دستش فرار می‌کردم تا به در خانه برسم و بگویم مسلمانان به دادم برسید، این مرد دیوانه مرا می‌کُشد. دستم را می‌کشید و پای تلفن راهرو می‌کشانید و زدن را از سر می‌گرفت. من هم یک‌جای بدبدش را گرفتم و فشار دادم. التماس می‌کرد که رها کنم، تا بی‌حال شد و افتاد (دانشور، ۱۳۹۳: ۲۹-۳۰).

منابع:

_ دانشور، سیمین، ۱۳۹۳، انتخاب، تهران، نشر قطره.

_ دانشور، سیمین، ۱۳۶۰، غروب جلال، تهران، انتشارات رواق.
Profile Image for Hami.
305 reviews3 followers
February 18, 2024
«انتخاب»، «لقاء السلطنه»، «اسطقس»، «برو به چاه بگو»، «ساواکی»، «بخت گشایی»، «برهوت»، «میزگرد»، «مرز و نقاب»، «روزگار اگری»، «از خاک به خاکستر»، «باغ سنگ»، «دو نوع لبخند»، «روبوت سخنگو»، «از پرنده های مهاجر بپرس»، «متبرک باد خلیفه بودن انسان بر زمین»، «متبرک باد». داستانهای این مجموعه داستان‌اند.
لحن و نثر آهنگین، تنوع موضوعات، ارجاعات فراوان به تک بیت و مصرع و قول و غزل از ویژگی‌های نوشته های سیمین خانم است، طوری که آهنگ کلام یا گاهی تکه ای از متن مثلا "بهلینم من کلک" برای سال ها ممکن است در ذهن بماند .
Profile Image for Golnar Golnarian.
36 reviews1 follower
October 6, 2025
از نویسنده «سووشون» چنین داستان‌هایی انتظارنداشتم. ازمعدود کتاب‌هایی که نصفه خواندم و به هیچ نحوی نتوانستم ادامه بدم. مخصوصا پایان داستان ها گاهی خیلی ساده و بچه گانه بود. تنها داستانی که فکر می کنم جالب توجه بود، داستان «برو به چاه بگو » بود: داستان کوتاه سه صفحه ای که آن طور که گفته می شود در مورد جلال آل احمد است که داستان عجیبی بود.
Profile Image for radioparesh.
140 reviews27 followers
September 18, 2020
مجموعه داستان های کوتاه و کمی سورئال. خوندنش لذت بخش بود. داستانی که باعث میشه خوندن این کتاب رو پیشنهاد کنم ،داستان میز گرد هست. که در اون فردی حافظ و سعدی و اخوان رو احضار میکنه و مکالماتشون و سوالاتشون فوق العاده جالب و خوندنی بود.
Profile Image for Josh.
41 reviews
September 12, 2019
عااااااااااالیه
اصلا این زوج معرکه ان.....
Profile Image for Mahtabkhanbeigi.
13 reviews1 follower
April 11, 2021
انسان ها همه شان می توانند سیمرغ داشته باشند.خودشان
نمی دانند و اکتفا می کنند به مرغ بودن.آن هم مرغ یک پا....
Profile Image for Dorian.
45 reviews2 followers
February 13, 2024
simin daneshvar went into my ribcage and blew air on my bones. her writing is hauntingly beautiful.
Profile Image for Mohammad.
17 reviews1 follower
December 6, 2013
داستانهای کوتاه از سیمین دانشور
برخی داستانهای این کتاب روایت حاشیه ای وسط روایت یک داستان اصلی ناموجود بود. مانند ساواکی, بخت گشایی, باغ سنگ
داستان میزگرد و برخی از قسمتهای داستان اسطقص نیاز داشت حتما ارجاعات داستان را بدانی یا آن که تک تک ارجاعات را گوگل کنی
یکی دو داستانش در حقیقت نامه ای به یکی از دوستان سیمین بود و نمیشد نام داستان بر آنها نهاد.
در برخی از داستانها تغییر تیغ سانسور مشهود بود
چند داستان هم انگار داستانی سفارشی اند برای هدفی مشخص! مانند حاکستر به خاک یا ربوت سخنگو.
بطور کلی می توان جای جای داستهای این کتاب اثر قلم جلال رانیز گاهی یافت با اینکه قلم سیمین خود قدرت لازم را برای پوشانیدن آن برخوردار بود...
Profile Image for Arax.
15 reviews
February 26, 2010
بعضی‌ داستانهای کتاب با زبانی صمیمی‌ و روان نوشته شدند، بعضی‌ها رو حداقل من بسختی خوندم! زیباترین داستانها به ترتیب : ۱-از خاک به خاکستر ۲-انتخاب ۳-مرز و نقاب هستند.
Profile Image for Mahdieh Hamidi.
27 reviews3 followers
May 1, 2019
داستان های سیمین بانو دانشور رو دوست دارم
بهم لذت عمیق قرار گرفتن در فضایی رو میده که در زمانه مادر بزرگم جاری بوده
Displaying 1 - 18 of 18 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.