این که چه امتیازی باید بهش بدم رو نمیدونم. عنایتالله رضا اولین کسیه که در ایران رو موضوع ایران شرقی کار کرده. هنوز هم افراد کمی هستند که به شرق دنیای ساسانی علاقهمند باشند. با این حال، کتاب قدیمیه و ایرادات جدی داره. البته در زمان خودش شاید انقدر ایراداتش جدی نبوده. برای اون دوره اما مهمترین مشکل کتاب اینه که ظاهرا کار فرانتس آلتهایم رو ندیده یا اگر دیده ازش اسم نمیبره و هیچ جا بهش ارجاع نمیده. میتونم فرض کنم که زبان آلمانی بلد نبوده اما به هر حال، کار آلتهایم هنوز هم یکی از مهمترین نوشتهها دربارهی ایران شرقیه و هر پژوهشگری باید اون رو بخونه و بهش ارجاع بده یا دستکم نقدش کنه.
من این کتاب رو برای پیشینه پژوهش خوندم. اگر مخاطب عام هستید و به شرق دنیای ساسانی علاقه دارید پیشنهاد میکنم کتاب خداداد رضاخانی رو بخونید. این کتاب برای زمانهی ما نیست.
یک بررسی جالب درباره روابط ترکان و ساسانیان. به دلیل دسترس نبودن منابع مکتوب متعلق به ترکان آن دوره، پژوهشها با مقایسه میان نوشتههای تاریخ نگاران پارسی، چینی و روسی صورت گرفته است. صحت بسیاری از مطالب با توجه به اشعار شاهنامه فردوسی محک زده میشود که بسیار جالب است. در آن دوران رقابت بر سر سلطان جاده ابریشم شدن بین ایران ساسانی، چین و روم شرقی داغ بود. ترکان که با توجه به سرزمینهای تحت تسلطشان به خاقانات شرقی و غربی تقسیم شده بودند، با یکدیگر خصومت داشتند. خاقانات شرقی به همراه یکی از اقوام ساکن قفقاز به نام آوارها متحد ایران بودند و خاقانات غربی با روم شرقی و چین. در ابتدا به دلیل قدرت و انسجام ساسانیان، رومیان و چینیها تحت فشار بودند و نمیتوانستند آن طور که باید از تجارت ابریشم و طلا سود ببرند. کم کم با ضعف پیشرونده ساسانیان و اتحاد رومیان شرقی و چینیها با خاقانات غربی و خزرها، درگیریها در مرزهای ایران بیشتر شد و اوضاع به نفع دشمنان. سرانجام با سلطه اعراب بر ایران، ساسانیان منقرض شدند و خاقانات شرقی هم تابع امپراطوری چین شدند و همتایان غربیشان هم از هم پاشیدند و هم زمان با فروپاشی ساسانیان چین به قدرتی بی بدیل تبدیل شد.