What do you think?


یک کیلو ماه
باید آرام صدایت کنم و بگویم گریه نکن. این تازه اول راه است. آدم همیشه اولش گریهاش میگیرد. باید برایت تعریف کنم کهاین خاصیت سفر است. اولش گریه میکنی و اصرار داری برگردی به خانهٔ قبلی، به سرزمین قبلی، به همان جا که قبلا بودی اما کم کم خوشت میآید. کم کم خانهات را در دنیایی جدید میسازی.
میبینی خاک هم چیز بدی نیست و میتواند جای آن حوضچهٔ رقیق آب را بگیرد. بعد کم کم عادت میکنی. با خاک، بازی میکنی. مجسمه میسازی. دانه میکاری و… و بعد از چند سال یک روز وقتی باران آمد و بوی خاک بلند شد، پیش خودت میگویی این بو چقدر آشناست و میبینی کلا همه چیز را یادت رفته است.
میبینی خاک هم چیز بدی نیست و میتواند جای آن حوضچهٔ رقیق آب را بگیرد. بعد کم کم عادت میکنی. با خاک، بازی میکنی. مجسمه میسازی. دانه میکاری و… و بعد از چند سال یک روز وقتی باران آمد و بوی خاک بلند شد، پیش خودت میگویی این بو چقدر آشناست و میبینی کلا همه چیز را یادت رفته است.
112 pages, Paperback
First published January 1, 2016
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
No one has reviewed this book yet.

