به طور کلی کتاب از انسجام برخوردار نبود. ادبیات کتاب با توجه به موضوع کمی ثقیل بود و به نظر من می شد روان تر نوشته شود. و در نهایت انتخاب این اسم برای کتاب بسیارعجیب است. هرچقدر هم که نویسنده برای انتخاب این اسم دلایل منطقی داشته باشد بازاین طور به نظر می آید که این اسم فقط جهت جلب نظر خواننده عام انتخاب شده است
گفته بودم که مازیار خداست. کورسهایش نگاه کردن یادت میدهند؛ نه فقط به سینما و هنر و سیاست، که به زندگی. مازیار شروع میکند، منسجم پیش میرود؛ هر اشارهاش به یک واقعهی سیاسی یا فیلم یا رخدادی در حیات اجتماعی، معطوف به نتیجهگیریها و تحلیلهایش است. مازیار خداست. وقتی با او مواجه میشوی، بقیهی گفتارهای مربوط به سینمای اینجایی و آنجاییْ جملگی مضحک و اخته مینمایند. مازیار خداست.
با خوندن این کتاب نگاهتون به فیلمی که تماشا میکنید تغییر میکنه. و با جنبههای معماری و فضای شهری فیلم بیشتر آشنا میشید. این کتاب برای معمارها و شهرسازها واقعا لازمه خوندنش.