Jump to ratings and reviews
Rate this book

شرح حال ماری کوری

Rate this book

32 pages, Paperback

3 people want to read

About the author

اکبر مرتضی‌پور

4 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
5 (100%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Romi :) "Woman. Life. Freedom".
57 reviews
Read
December 27, 2024
من اون کتابی که خوندم رو پیدا نکردم؛ مال من "ماری کوری" با ترجمه‌ی "احمد قندهاری"ئه. اینو دبستان یک دوست قشنگم بهم هدیه داد. :) و اون‌موقع خیلی کوچیک بودم برای خوندش و وقتی چند صفحه خوندم، نتونستم ادامه بدم. چندوقت پیش یادم اومد توی کمدمه و خیلی دلم خواست بخونمش.
و خیلی چسبید.
خیلی ناپیوسته بود خوندنم. امسال نتونستم زیاد بخونم به‌خاطر حجم درس‌ها و امتحان‌ها و بالاخره تو فورجه‌ی امتحان ریاضیِ دی‌ماهِ یازدهم تونستم تمومش کنم!
و ماری کوری رو متفاوت از اونچه فکر می‌کردم هست، خوندم. جالب بود. اون عشق ماری به خانواده‌اش و وطنش و مردمش و علمش. سراسر زندگی ماری عشق بود، به‌نظر من. و کیف کرد خودش.
من هم کیف کردم همراهش.



«او در نامه‌ای که به یکی از دوستانش نوشت، یاد آور شده که هیچ برنامه‌ای برای آینده ندارد.
درحالی که دختری به سن و سال او نباید از این کلمات مایوس‌کننده استفاده می‌کرد.»

این من رو یاد خودمون و بچه‌هامون انداخت خیلی.


و همین.
امیدوارم زندگی‌م مثل ماری پربار و ارزشمند،
و پر از عشق باشه.

December 27, 2024
Profile Image for Mostafa.
7 reviews7 followers
Read
August 1, 2017
تحسین برانگیز بود هم کتاب هم زندگی ماری کوری
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
Read
February 9, 2019
ماری کوری در سال 1867 با نام ماریا اسکلو دووسکا در ورشو پایتخت لهستان متولد شد او در سن 19 سالگی به پاریس رفت تا در آنجا به تحصیل در رشته شیمی بپردازد. در آنجا با فیزیکدان جوان فرانسوی به نام پیر کوری آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید.

او به پیر کوری در انجام آزمایش های عملی اش درباره الکتریسیته کمک می کرد. زمانی که ماری کوری در سال 1895 در انباری چوبی کوچک که آزمایشگاه او بود شروع به کار کرد نه او و نه هیچ کس دیگر چیزی درباره عنصر شیمیایی رادیم نمی دانست این عنصر هنوز کشف نشده بود البته یکی از همکاران پژوهشگر پاریسی فیزیکدان فرانسوی «هانری بکرل» در آن زمان تشخیص داده بود که عنصر شیمیایی اورانیوم پرتوهایی اسراسر آمیز نامرئی از خود می افشاند، او به طور اتفاقی یک قطعه کوچک از فلز اورانیوم را بر روی یک صفحه فیلم نور ندیده که در کاغذ سیاه پیچیده شده بود گذاشته بود صبح روز بعد مشاهده کرد که صفحه فیلم درست مثل این که نور دیده باشد سیاه شده است بدیهی بود که عنصر اورانیوم پرتوهایی را از خود ساطع کرده بود که از کاغذ سیاه گذشته و برصفحه فیلم اثر کرده بود.

بکرل این فرایند را دوباره با سنگ معدنی که سنگی سخت و سیاه قیرگون است که از آن اورانیوم به دست می آید، تکرار کرد این بار اثری که سنگ بر روی صفحه فیلم گذاشته بود حتی از دفعه قبلی هم قوی تر بود بنابراین می بایست به غیر از عنصر اورانیوم یک عنصر پرتوزای دیگر هم در سنگ وجود می داشت او فرضیه خود را با خانواده کوری که با او دوست بودند مطرح کرد آنها نیز این راز را هیجان انگیز یافتند این چه پرتوهای نادری بودند که در اشیایی که پرتوهای نوری معمولی از آنها عبور نمی کرد نفوذ می کردند و از میان آنها می گذشتند؟

در آن زمان پیر کوری در مدرسه فیزیک تدریس می کرد ولی او تمام وقت آزاد خود را به کار می برد تا به همسرش ماری کوری در آزمایش هایی که انجام می داد کمک کند رئیس مدرسه فیزیک یک انباری مضروبه کنار حیاط مدرسه را در اختیار آنها گذاشت این انبار فضایی بود که آنها می توانستند بدون هزینه ای دریافت کنند و بنابراین آن را قبول کردند قدم بعدی این بود که سنگ معدنی سیاه را تهیه کنند. اگر می خواستند اقدام به خرید آن کنند خیلی گران تمام می شد آنها به طور کلی اندکی اطلاع یافتند که دولت اتریش هزاران کیلو از این سنگها دارد که چون اورانیومش را جدا کرده اند آنها را بی ارزش می دانند چون خانواده کوری دنبال اورانیوم نبودند بلکه عنصر ناشناخته جدیدی را جستجو می کردند این زباله ها را درست همان چیزی یافتند که به آن نیاز داشتند.

ماری و پیر کوری این توده های کثیف را با بیل درون دیگ های بزرگی می ریختند آنها را با مواد شیمیایی مخلوط می کردند و بر روی یک اجاق قدیمی چدنی حرارت می دادند. دود سیاه، خفه کننده و بدبوی غلیظی که از دیگ ها برمی خواست نفس آنها را تقریباً بند می آورد و اشک چشمانشان را سرازیر می کرد. با مراجعه به یادداشتهای قطور آزمایشگاهی ماری و پیکر کوری معلوم می شود که آن دو نفر از شانزدهم دسامبر 1897 به مطالعه درباره پرتو بکرل یا پرتو اورانیوم پرداختند در آغاز ماری کوری فقط به این کار مشغول شد ولی از پنجم فوریه سال 1898 پیر کوری هم به او ملحق شد پیر به اندازه گیری ها و بررسی نتایج پرداخت آن دو نفر عمدتاً شدت پرتوهای کانی ها و نمک های مختلف اورانیوم و اورانیوم فلزی را اندازه گیری می کردند در نتیجه تجربه های زیاد آنها این بود که ترکیبات اورانیوم کمترین رادیو اکتیویته را داشتند. رادیو اکتیویته اورانیوم فلزی از آنها بیشتر بود و کانی اورانیوم که معروف به پشبلند بود بیشترین رادیو اکتیویته را داشت این نتایج نشان می داد که احتمالاً پشبلند محتوی عنصری است که رادیو اکتیویته اش خیلی بیشتر از رادیو اکتیویته اورانیوم است در دوازدهم آوریل 1898 کوری ها نظریه خود را به آکادمی علوم پاریس گزارش کردند در چهاردهم آوریل کوری ها با همکاری لمون شیمیدان فرانسوی به جستجوی عنصر ناشناخته مزبور پرداختند.

پیر کوری در سال 1906 در 47 سالگی به علت تصادف با اتومبیل درگذشت. مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال 1910 موفق به تهیه رادیوم خالص گردید در این هنگام استاد سوربون و عضو آکادمی طب شد و در سال1911 برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد (ماری کوری به غیر از لینوس پاولینگ (برنده جایزه نوبل در شیمی در سال 1954، برنده جایزه صلح نوبل در سال 1962) تنها انسانی است که دوباره این جایزه ارزشمند را از آن خود کرده است.) مادام کوری در چهارم ژوئیه 1934 یعنی بیست و هشت سال بعد از مرگ شوهرش و در سن 67 سالگی درگذشت.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.