What do you think?


World History
Enlightenment
Discusses various aspects of the Enlightenment including its roots, philosophes, attacks on Christianity, revolt against reason, campaigns to reform society, and legacy.
108 pages, Hardcover
First published September 1, 1998
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
March 12, 2024
ولتر مانند بسیاری از فیلسوفان عقیده داشت که انسانها ذاتاً خوبند. این مذهب سازمان یافته است که آنها را فاسد میکند. صفحات ۴۱-۴۲ کتاب
«عقل را محکم سر جایش قرار ده و برای هر نکته و هر نظری او را به داوری فراخوان. با جسارت حتی وجود خدا را مورد سؤال قرار ده، چرا که اگر خدایی وجود داشته باشد، باید از بزرگداشت عقل بیش از تکیه بر ایمان کورکورانه راضی باشد.» توماس جفرسون. صفحه ۵۱ کتاب
«من به خدا معتقدم، و نه بیش از آن؛ و به سعادت در ورای این زندگی امیدوارم. من به برابری انسانها معتقدم، و معتقدم که وظایف مذهبی شامل اجرای عدالت، عشق به مروت و تلاش برای خوشبختی همنوعان میشود. [اما] … من به کیش و آیینی که کلیسای یهودی، کلیسای رمی، کلیسای یونانی، کلیسای ترکی، کلیسای پروتستان، یا هر کلیسای دیگری که من از آن باخبرم، مدعی آن هستند اعتقاد ندارم. ذهن من کلیسای من است. همه نهادهای کلیسایی ملی -چه یهودی، چه مسیحی، و چه ترکی- از نظر من چیزی جز ابداعات بشر برای ترساندن و به بردگی کشاندن نوع انسان و به انحصار درآوردن قدرت و ثروت نیست.» توماس پین. صفحه ۶۲ کتاب
انجمنهای مطالعاتی نیز نقش مهمی در ترویج روشنگری ایفا کردند... یک مسافر آلمانی در پاریس نوشت: همه، به ویژه زنان، کتابی در جیب دارند، زنان، کودکان، کارگران، کارآموزان در کارگاهها و فروشگاهها کتاب میخوانند: یکشنبهها مردمی که روی پلههای جلوی خانهشان مینشینند مطالعه میکنند. نوکران در پشت کالسکهها، کالسکه چیها روی صندلیشان، سربازان در قرارگاههای خود و دربانها سر پست خود کتاب میخوانند. ص ۱۰۰ کتاب
«عقل را محکم سر جایش قرار ده و برای هر نکته و هر نظری او را به داوری فراخوان. با جسارت حتی وجود خدا را مورد سؤال قرار ده، چرا که اگر خدایی وجود داشته باشد، باید از بزرگداشت عقل بیش از تکیه بر ایمان کورکورانه راضی باشد.» توماس جفرسون. صفحه ۵۱ کتاب
«من به خدا معتقدم، و نه بیش از آن؛ و به سعادت در ورای این زندگی امیدوارم. من به برابری انسانها معتقدم، و معتقدم که وظایف مذهبی شامل اجرای عدالت، عشق به مروت و تلاش برای خوشبختی همنوعان میشود. [اما] … من به کیش و آیینی که کلیسای یهودی، کلیسای رمی، کلیسای یونانی، کلیسای ترکی، کلیسای پروتستان، یا هر کلیسای دیگری که من از آن باخبرم، مدعی آن هستند اعتقاد ندارم. ذهن من کلیسای من است. همه نهادهای کلیسایی ملی -چه یهودی، چه مسیحی، و چه ترکی- از نظر من چیزی جز ابداعات بشر برای ترساندن و به بردگی کشاندن نوع انسان و به انحصار درآوردن قدرت و ثروت نیست.» توماس پین. صفحه ۶۲ کتاب
انجمنهای مطالعاتی نیز نقش مهمی در ترویج روشنگری ایفا کردند... یک مسافر آلمانی در پاریس نوشت: همه، به ویژه زنان، کتابی در جیب دارند، زنان، کودکان، کارگران، کارآموزان در کارگاهها و فروشگاهها کتاب میخوانند: یکشنبهها مردمی که روی پلههای جلوی خانهشان مینشینند مطالعه میکنند. نوکران در پشت کالسکهها، کالسکه چیها روی صندلیشان، سربازان در قرارگاههای خود و دربانها سر پست خود کتاب میخوانند. ص ۱۰۰ کتاب
November 12, 2018
این اثر، چکیده واری ست مصور از چگونگی پیدایش، دستاوردها و سرانجام افول دورانی که "عصر روشنگری" نامیده می شود و به موازات آن، سیر پوست انداختن تدریجی ممالک خموده (با تمرکز بر اروپای بعد از رنسانس) و رهایش این سرزمین ها، از سنگینی افکار کهنسال و غبار گرفته، را به اختصار شرح می دهد
مطالب از ریشه های روشنگری و علل و عوامل آن شروع می شود:
سیر و سیاحت در سرزمین های ناشناخته، ساخته شدن ماشین های چاپ جدید، انتقادهای فزاینده نسبت به فساد عمیق و مهوع کلیسا، اختراعات و اکتشافاتی که تصاویر بی سابقه ای را تا آن زمان به انسان ارائه می دادند و ظهور دانشمندان، فلاسفه و اندیشمندانی که به راستی پایه های نظم فرسوده و حتی فاسد قدیم را سخت به لرزه انداختند و آن طور که در این کتاب خواندم کلیسا و سیطره نفوذش، یکی از هدف های اصلی و ای بسا اصلی ترین کانونی بود که مورد اعتراض و تحول خواهی ِنواندیشان قرار گرفت و البته که علم در این میان سرسخت ترین رقیب کلیسا با مختصات آن زمانش بود:
"....هم چنان که علم بی وقفه رازهای طبیعت را می گشود، پرسش های تازه و پریشان کننده ای درباره باورهای سنتی بروز می کرد مثلا ستاره شناسی نشان داد که زمین، آن طور که کلیسا طی قرن ها مدعی بود، مرکز عالم نیست....بسیاری از اروپائیان به این فکر افتادند که اگر کلیسا - که ادعا می کرد پیام آور رسمی خدا در روی زمین و مصون از خطاست - در مورد اهمیت زمین بر خطاست، پس در سایر موارد نیز نمی تواند خطاناپذیر باشد...". ص۱۷
ظهور روشنگران برجسته انگلیسی مانند نیوتن و جان لاک و "انقلاب شکوهمند" انگلستان (انتقال بدون خونریزی قدرت از از سیستم پادشاهی مطلقه به حکومتی که پارلمان و پادشاه در آن سهیم بودند و باز داشتن پادشاه از "حق الهی" در فرمانروایی)، کاتالیزور افکار نوظهور بود: "...نسل تازه ای از اندیشمندان با الهام از توانایی نیوتن در یافتن علل بنیادی جهان مادی، به این فکر افتادند که شاید بتوان برای کشف رازهای دیگر نیز از رویکرد مشابهی بهره برد آن ها فکر می کردند که اگر عقل می تواند حقایق عالم را آشکار سازد، چرا نتوان آن را برای درک و حل مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی انسان نیز به کار برد؟... " ص۱۹
از سوی دیگر "...اروپاییان در همه جا از آنچه در انگلستان اتفاق افتاده بود شگفت زده بودند، این انقلاب سیاسی به همراه نظرات اندیشمندان پیشرو اش، به طور کاملا ناگهانی انگلستان را به عنوان مرکز فرهنگی اروپا به پیش راند..." ص ۲۵
به این ترتیب انگلستان تبدیل به کعبه ای شد برای اندیشه های نوین در سایر اروپا به ویژه فرانسه که با مشکلات بی شماری رو به رو بود
بعد از این، کتاب به شرح پدیدار شدن طیفی از متفکران ناراضی فرانسوی ِ برخاسته از اقشار مختلف مانند نویسنده، روحانی، اشراف زاده و ... می پردازد که همگی یک نام مشخص دارند: فیلسوف
و با پر رنگ شدن نقش اینها، صحبت از پدیده جدیدی به میان آمد که بی رحمانه و خونسرد به همه زوایای مناسبات قدیم می تاخت: عقل گرایی
...امانوئل کانت نگرش اکثر فیلسوفان را چنین خلاصه کرد: "جرئت استفاده از عقل خود را داشته باش! - این است شعار روشنگری" ...ص ۳۶
در این دوران پیکار تعقل و مذهب سنتی آفریده کلیسا، شدت می گیرد تا آنجا که [فیلسوفان شکاک] "خواستار آن بودند که همه دعاوی مذهبی بر مبنای عقل و تجربه مورد بررسی دقیق قرار گیرند..." ص ۵۱
اما این تمام ماجرا نیست، به گفته کتاب در نیمه قرن هجدهم، فیلسوفان دیگری پا به این صحنه می گذارند که مانند نسل های پیش از خود نه تنها جایگاه بلامنازعی برای عقل قائل نیستند بلکه منشا بسیاری از مشکلات را تکیه بیش از حد بر عقل می دانند و خشکی تعقل ِصرف را به شدت نقد می کنند
...."دل انسان بیش از سر او، برای آن ها اهمیت داشت..." ص ۶۵
و به عقیده نویسنده، ژان ژاک روسو سرآمد احساس گرایان ِ این دوره بود که در فصل "طغیان علیه عقل" به توضیح نقش وی و هم فکرانش می پردازد نقشی که بعدها منجر به "از سرگیری احساس مذهبی" می شود ...."برخی مومنان احساس می کردند اعتقاداتشان از ارزش های معنوی تهی شده است...چندین جنبش مذهبی برای پر کردن این خلا معنوی پدیدار شد... از جمله در انگلستان برادران ویزلی برای این که احساس، ایمان و روح را به عبادات کلیسایی بازگردانند پیکاری را آغاز کردند..." ص ۷۵ و ۷۶
اگرچه منازعات بین عقل و احساس هرگز پایان نیافت (و نیافته است) اما در این بین عده ای کوشیدند راه سومی را ارائه دهند:
پیوند تعقل و عاطفه
..." کانت فیلسوف آلمانی جزو آن ها بود که می کوشید عقل، روح انسان دوستی و ایمان را در یک نظام فکری یگانه به هم پیوند دهد..." ص ۷۸
و به این ترتیب "... جنبش روشنگری که هم از عقل و هم از احساس نیرو می گرفت به مهم ترین نیروی فکری قرن هجدهم تبدیل شد..." ص۸۳
در فصول بعدی، کتاب به تاثیر اندیشه های روشنگری بر شیوه های حکومت می پردازد و بعد هم به طور مختصر از نقش این تفکر در اصلاحات اقتصادی، نظام حقوقی، هنر، فرهنگ و دستاوردهای آن در سایر کشورهای اروپایی و آمریکا می گوید و البته این را هم توضیح می دهد که به دنبال خشونت های بعد از انقلاب فرانسه، منتقدان جنبش روشنگری، چگونه این حرکت و مُرَوجان آن را به خاطر نابودی سنت، قانون و نظم سرزنش کردند!
..." روشنگری که در اواخر قرن هجدهم به اوج خود رسیده بود به زودی تحت الشعاع جنبش های تازه ای نظیر رومانتیسم که بر سنت، توانایی ذاتی، عاطفه و الهام تکیه می کرد و نسبت به عقل بدگمان بود قرار گرفت و تا اوایل قرن نوزدهم روشنگری به عنوان نیرومندترین سرچشمه برانگیزش فکری به وضوح راه زوال را پیموده بود...." ص۱۱۹
در مجموع این کتاب که از مجموعه "تاریخ جهان" نشر ققنوس هست، یک شناخت اولیه و مختصر را از تحولات و افکار پیشگامان اروپای نوین ارائه می دهد، شبیه طرح و چارچوب ابتدایی یک بوم نقاشی
فکر می کنم ۳.۵ ستاره منصفانه باشد که به خاطر ترجمه خوب و شسته و رفته اش، ۴ ستاره میدم اگرچه که یک سوم پایانی کتاب، به اندازه بخش های ابتدایی، مهیج نبود!
اگر در بحر فیلسوفان نامدار قرون پرشتاب و سراسر تحول ِشانزده تا هجده میلادی و میراث ماندگار آن ها در حوزه های گوناگون، غوص ها کرده اید به احتمال زیاد این کتاب جذابیت خاصی برایتان نخواهد داشت
اما برای مَنی که در خشکی، آن هم از این دورها، اِی...هر از چندگاهی محتاطانه نگاهَکی به آن سو ها انداخته ام، کتاب مطبوع و تقریبا مفیدی بود
مطالب از ریشه های روشنگری و علل و عوامل آن شروع می شود:
سیر و سیاحت در سرزمین های ناشناخته، ساخته شدن ماشین های چاپ جدید، انتقادهای فزاینده نسبت به فساد عمیق و مهوع کلیسا، اختراعات و اکتشافاتی که تصاویر بی سابقه ای را تا آن زمان به انسان ارائه می دادند و ظهور دانشمندان، فلاسفه و اندیشمندانی که به راستی پایه های نظم فرسوده و حتی فاسد قدیم را سخت به لرزه انداختند و آن طور که در این کتاب خواندم کلیسا و سیطره نفوذش، یکی از هدف های اصلی و ای بسا اصلی ترین کانونی بود که مورد اعتراض و تحول خواهی ِنواندیشان قرار گرفت و البته که علم در این میان سرسخت ترین رقیب کلیسا با مختصات آن زمانش بود:
"....هم چنان که علم بی وقفه رازهای طبیعت را می گشود، پرسش های تازه و پریشان کننده ای درباره باورهای سنتی بروز می کرد مثلا ستاره شناسی نشان داد که زمین، آن طور که کلیسا طی قرن ها مدعی بود، مرکز عالم نیست....بسیاری از اروپائیان به این فکر افتادند که اگر کلیسا - که ادعا می کرد پیام آور رسمی خدا در روی زمین و مصون از خطاست - در مورد اهمیت زمین بر خطاست، پس در سایر موارد نیز نمی تواند خطاناپذیر باشد...". ص۱۷
ظهور روشنگران برجسته انگلیسی مانند نیوتن و جان لاک و "انقلاب شکوهمند" انگلستان (انتقال بدون خونریزی قدرت از از سیستم پادشاهی مطلقه به حکومتی که پارلمان و پادشاه در آن سهیم بودند و باز داشتن پادشاه از "حق الهی" در فرمانروایی)، کاتالیزور افکار نوظهور بود: "...نسل تازه ای از اندیشمندان با الهام از توانایی نیوتن در یافتن علل بنیادی جهان مادی، به این فکر افتادند که شاید بتوان برای کشف رازهای دیگر نیز از رویکرد مشابهی بهره برد آن ها فکر می کردند که اگر عقل می تواند حقایق عالم را آشکار سازد، چرا نتوان آن را برای درک و حل مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی انسان نیز به کار برد؟... " ص۱۹
از سوی دیگر "...اروپاییان در همه جا از آنچه در انگلستان اتفاق افتاده بود شگفت زده بودند، این انقلاب سیاسی به همراه نظرات اندیشمندان پیشرو اش، به طور کاملا ناگهانی انگلستان را به عنوان مرکز فرهنگی اروپا به پیش راند..." ص ۲۵
به این ترتیب انگلستان تبدیل به کعبه ای شد برای اندیشه های نوین در سایر اروپا به ویژه فرانسه که با مشکلات بی شماری رو به رو بود
بعد از این، کتاب به شرح پدیدار شدن طیفی از متفکران ناراضی فرانسوی ِ برخاسته از اقشار مختلف مانند نویسنده، روحانی، اشراف زاده و ... می پردازد که همگی یک نام مشخص دارند: فیلسوف
و با پر رنگ شدن نقش اینها، صحبت از پدیده جدیدی به میان آمد که بی رحمانه و خونسرد به همه زوایای مناسبات قدیم می تاخت: عقل گرایی
...امانوئل کانت نگرش اکثر فیلسوفان را چنین خلاصه کرد: "جرئت استفاده از عقل خود را داشته باش! - این است شعار روشنگری" ...ص ۳۶
در این دوران پیکار تعقل و مذهب سنتی آفریده کلیسا، شدت می گیرد تا آنجا که [فیلسوفان شکاک] "خواستار آن بودند که همه دعاوی مذهبی بر مبنای عقل و تجربه مورد بررسی دقیق قرار گیرند..." ص ۵۱
اما این تمام ماجرا نیست، به گفته کتاب در نیمه قرن هجدهم، فیلسوفان دیگری پا به این صحنه می گذارند که مانند نسل های پیش از خود نه تنها جایگاه بلامنازعی برای عقل قائل نیستند بلکه منشا بسیاری از مشکلات را تکیه بیش از حد بر عقل می دانند و خشکی تعقل ِصرف را به شدت نقد می کنند
...."دل انسان بیش از سر او، برای آن ها اهمیت داشت..." ص ۶۵
و به عقیده نویسنده، ژان ژاک روسو سرآمد احساس گرایان ِ این دوره بود که در فصل "طغیان علیه عقل" به توضیح نقش وی و هم فکرانش می پردازد نقشی که بعدها منجر به "از سرگیری احساس مذهبی" می شود ...."برخی مومنان احساس می کردند اعتقاداتشان از ارزش های معنوی تهی شده است...چندین جنبش مذهبی برای پر کردن این خلا معنوی پدیدار شد... از جمله در انگلستان برادران ویزلی برای این که احساس، ایمان و روح را به عبادات کلیسایی بازگردانند پیکاری را آغاز کردند..." ص ۷۵ و ۷۶
اگرچه منازعات بین عقل و احساس هرگز پایان نیافت (و نیافته است) اما در این بین عده ای کوشیدند راه سومی را ارائه دهند:
پیوند تعقل و عاطفه
..." کانت فیلسوف آلمانی جزو آن ها بود که می کوشید عقل، روح انسان دوستی و ایمان را در یک نظام فکری یگانه به هم پیوند دهد..." ص ۷۸
و به این ترتیب "... جنبش روشنگری که هم از عقل و هم از احساس نیرو می گرفت به مهم ترین نیروی فکری قرن هجدهم تبدیل شد..." ص۸۳
در فصول بعدی، کتاب به تاثیر اندیشه های روشنگری بر شیوه های حکومت می پردازد و بعد هم به طور مختصر از نقش این تفکر در اصلاحات اقتصادی، نظام حقوقی، هنر، فرهنگ و دستاوردهای آن در سایر کشورهای اروپایی و آمریکا می گوید و البته این را هم توضیح می دهد که به دنبال خشونت های بعد از انقلاب فرانسه، منتقدان جنبش روشنگری، چگونه این حرکت و مُرَوجان آن را به خاطر نابودی سنت، قانون و نظم سرزنش کردند!
..." روشنگری که در اواخر قرن هجدهم به اوج خود رسیده بود به زودی تحت الشعاع جنبش های تازه ای نظیر رومانتیسم که بر سنت، توانایی ذاتی، عاطفه و الهام تکیه می کرد و نسبت به عقل بدگمان بود قرار گرفت و تا اوایل قرن نوزدهم روشنگری به عنوان نیرومندترین سرچشمه برانگیزش فکری به وضوح راه زوال را پیموده بود...." ص۱۱۹
در مجموع این کتاب که از مجموعه "تاریخ جهان" نشر ققنوس هست، یک شناخت اولیه و مختصر را از تحولات و افکار پیشگامان اروپای نوین ارائه می دهد، شبیه طرح و چارچوب ابتدایی یک بوم نقاشی
فکر می کنم ۳.۵ ستاره منصفانه باشد که به خاطر ترجمه خوب و شسته و رفته اش، ۴ ستاره میدم اگرچه که یک سوم پایانی کتاب، به اندازه بخش های ابتدایی، مهیج نبود!
اگر در بحر فیلسوفان نامدار قرون پرشتاب و سراسر تحول ِشانزده تا هجده میلادی و میراث ماندگار آن ها در حوزه های گوناگون، غوص ها کرده اید به احتمال زیاد این کتاب جذابیت خاصی برایتان نخواهد داشت
اما برای مَنی که در خشکی، آن هم از این دورها، اِی...هر از چندگاهی محتاطانه نگاهَکی به آن سو ها انداخته ام، کتاب مطبوع و تقریبا مفیدی بود
March 26, 2021
5 star
این کتاب به شرح تحول جامعه اروپا و بعد آمریکا تحت روشنگری های
دانشمندان علوم طبیعی، فیلسوفان و ادیبان و... به نحوی بسیار موجز و بدون پیچیدگی های فلسفی می پردازد
عصر روشنگری، به دوران برتری خرد و روش علمی در برابر دگماتیسم ناشی از دین ، سنت و حکومت های مطلقه پادشاهی اطلاق می شود
اندیشمندان روشنگری با سه دسته به مخالفت پرداختند
اول: کلیسای کاتولیک به دلیل اینکه از راه ارعاب و ترس بر مردم حکومت می کرد
دوم: پادشاه که برای مطامع سیاسی و اقتصادی جنگ افروزی می کرد و هزینه آن را مردم عادی پرداخت می کردند
سوم: اشراف که برای حفظ طبقه اجتماعی و بهرمندی بیشتر از ثروت به دنبال حفظ سنت ها بودند
نتایج عصر روشنگری
اول: کم رنگ شدن نقش خدا و خداناباوری که البته برخی به دئیسم ( خدای طبیعت) معتقد شدند.. به طوری که از خدای مسیح به خدایی که صرفا خالق طبیعت هست اعتقاد پیدا کردند بدون پذیرش معجزه و سایر اموری که با عقل و تجربه قابل راستی آزمایی نیست
دوم: عقل و احساس ناشی از رمانتیسیسم، ( که روسو مطرح نی کرد) یک رفتار انسان مدارانه و روادارانه را در حوزه روابط اجتماعی و دینی حاکم کرد. مجازات ها تعدیل شد ، بعضا مجازات اعدام لغو شد و برابری و مساوات بین مردم و اشراف از حیث اجرای قانون حاکم شد
سوم: زمینه را برای انقلاب های دمکراتیک در آمریکا و فرانسه حاکم کرد
این کتاب به شرح تحول جامعه اروپا و بعد آمریکا تحت روشنگری های
دانشمندان علوم طبیعی، فیلسوفان و ادیبان و... به نحوی بسیار موجز و بدون پیچیدگی های فلسفی می پردازد
عصر روشنگری، به دوران برتری خرد و روش علمی در برابر دگماتیسم ناشی از دین ، سنت و حکومت های مطلقه پادشاهی اطلاق می شود
اندیشمندان روشنگری با سه دسته به مخالفت پرداختند
اول: کلیسای کاتولیک به دلیل اینکه از راه ارعاب و ترس بر مردم حکومت می کرد
دوم: پادشاه که برای مطامع سیاسی و اقتصادی جنگ افروزی می کرد و هزینه آن را مردم عادی پرداخت می کردند
سوم: اشراف که برای حفظ طبقه اجتماعی و بهرمندی بیشتر از ثروت به دنبال حفظ سنت ها بودند
نتایج عصر روشنگری
اول: کم رنگ شدن نقش خدا و خداناباوری که البته برخی به دئیسم ( خدای طبیعت) معتقد شدند.. به طوری که از خدای مسیح به خدایی که صرفا خالق طبیعت هست اعتقاد پیدا کردند بدون پذیرش معجزه و سایر اموری که با عقل و تجربه قابل راستی آزمایی نیست
دوم: عقل و احساس ناشی از رمانتیسیسم، ( که روسو مطرح نی کرد) یک رفتار انسان مدارانه و روادارانه را در حوزه روابط اجتماعی و دینی حاکم کرد. مجازات ها تعدیل شد ، بعضا مجازات اعدام لغو شد و برابری و مساوات بین مردم و اشراف از حیث اجرای قانون حاکم شد
سوم: زمینه را برای انقلاب های دمکراتیک در آمریکا و فرانسه حاکم کرد
November 13, 2021
پس از رنسانس و اصلاحات اکنون به عصر روشنگری می رسیم،بازه ای کوتاه اما بسیار موثر در جهان معاصر..
پس از پیشرفت های بزرگ در کیفیت زندگی،علم هنر و تجارت،زمان ان فرا رسید که انسان به پرسش های بزرگ بپردازد..پرسش هایی که با پاسخ های عصر روشنگری زمینه ساز جهان امروز شد
روشنگری در حقیقت فرزند عصر رنسانس و اصلاحات و اکتشافات است..گسترش زندگی بشر در این سه دوره در نهایت سبب عبور از خرافات و شبه علم و تاکید بزرگ بر عقل گرایی،مشاهده،ازمایش و پرسش بود..
مارکی دو کندورسه:
"آیا بر زمین جایی وجود دارد که ساکنانش را طبیعت محکوم کرده باشد که هرگز از ازادی برخوردار نباشند؟ و هرگز عقل خود را به کار نیندازند؟"
ولتر:به دست گرفتن قلم به معنی رفتن به جنگ است
این جمله از فیلسوف بزرگ عصر روشنگری نمایان کننده آن عصر ست،زمانی که پرسش و تفکر، ارزش های جدید و ازادی بخش جوامعی بود که سال ها در انجماد فکری و عقیدتی به سر میبردند
پس از پیشرفت های بزرگ در کیفیت زندگی،علم هنر و تجارت،زمان ان فرا رسید که انسان به پرسش های بزرگ بپردازد..پرسش هایی که با پاسخ های عصر روشنگری زمینه ساز جهان امروز شد
روشنگری در حقیقت فرزند عصر رنسانس و اصلاحات و اکتشافات است..گسترش زندگی بشر در این سه دوره در نهایت سبب عبور از خرافات و شبه علم و تاکید بزرگ بر عقل گرایی،مشاهده،ازمایش و پرسش بود..
مارکی دو کندورسه:
"آیا بر زمین جایی وجود دارد که ساکنانش را طبیعت محکوم کرده باشد که هرگز از ازادی برخوردار نباشند؟ و هرگز عقل خود را به کار نیندازند؟"
ولتر:به دست گرفتن قلم به معنی رفتن به جنگ است
این جمله از فیلسوف بزرگ عصر روشنگری نمایان کننده آن عصر ست،زمانی که پرسش و تفکر، ارزش های جدید و ازادی بخش جوامعی بود که سال ها در انجماد فکری و عقیدتی به سر میبردند
April 9, 2020
خوانش: 1399.01.21
پیشدرآمد خوبی ست برای ژرفتر شدن در جنبش روشنگری اروپا...
فهرست:
پیشگفتار: پاشیدن نور بر تاریکی
1. ریشههای روشنگری
2. پیدایش فیلسوفان فرانسوی
3. حمله به مسیحیت
4. طغیان علیه عقل
5. پیکار در راه اصلاح جامعه
6. پیدایش و زوال جنبش روشنگری
7. میراث روشنگری
پیشدرآمد خوبی ست برای ژرفتر شدن در جنبش روشنگری اروپا...
فهرست:
پیشگفتار: پاشیدن نور بر تاریکی
1. ریشههای روشنگری
2. پیدایش فیلسوفان فرانسوی
3. حمله به مسیحیت
4. طغیان علیه عقل
5. پیکار در راه اصلاح جامعه
6. پیدایش و زوال جنبش روشنگری
7. میراث روشنگری
July 4, 2019
کتاب عصر روشنگری چکیده ی ریشه ها، فیلسوفان و نتایج عصر روشنگری است. عصری که عقل حکم فرماست و دین روز به روز کمرنگ می شود و بالاخره طبیعت الهام بخش متفکران می گردد.
بر اساس کتاب، از دستاوردهای این عصر می توان ریشه کن ساختن بی رحمی و بی عدالتی، خرافات، سوزاندن ساحران و برده داری، اجرای منصفانه قوانین، رفتار انسانی با اقلیت ها، کاهش قدرت مذهبیون، زایش اندیشه ی حقوق بشر و تغییر شیوه ی فکری مردم نسبت به دین، اقتصاد، سیاست، روانشناسی، ادبیات و هنر را نام برد.
بر اساس کتاب، از دستاوردهای این عصر می توان ریشه کن ساختن بی رحمی و بی عدالتی، خرافات، سوزاندن ساحران و برده داری، اجرای منصفانه قوانین، رفتار انسانی با اقلیت ها، کاهش قدرت مذهبیون، زایش اندیشه ی حقوق بشر و تغییر شیوه ی فکری مردم نسبت به دین، اقتصاد، سیاست، روانشناسی، ادبیات و هنر را نام برد.
November 1, 2023
بیشتر از این که این کتاب نگاهی تاریخی به عصر روشنگری داشته باشه نگاه فلسفی داره و سیر تحول اندیشه را بیشتر توضیح داده من بدنبال یک نگاه تاریخی بودم
Displaying 1 - 7 of 7 reviews







