موضوع این کتاب تحقیق در سلسلة داستانی کیانیان با توجه به تمام منابعی است که در این باب، از اوستا به بعد، وجود دارد. مؤلف دانشمند کتاب، آرتور کریستن سن، اطلاعاتی را که از گاثاها و یشتها و سایر نسکهای اوستا و همچنین منابع پهلوی و تواریخ عربی و فارسی دربارة کیانیان برمیآید، مورد مطالعه قرار داده و روایات مذکور در این منابع را با اطلاعات مشابهی که دربارة پادشاهان دورة اخیر هخامنشی به دست میآید مقایسه کرده است.
Arthur Emanuel Christensen was a prominent Danish scholar of Iranian history and languages. Christensen contributed to the study of the epic of Shahnameh (Book of Kings) by Ferdowsi.
در شاهنامهٔ فردوسی نیز سلسلهٔ کیانیان بعد از پیشدادیان به حکمرانی میرسد و مؤسس این سلسله نیز بر پایه اطلاعات شاهنامه کیقباد است و با مرگ پسر دارا نیز این سلسله منقرض میشود.
کیانیان در نخست به چند صفت ممتاز مفتخر بودند که در میان سایر اقوام و قبایل ایرانی بدان صفات شناخته و مورد احترام قرار میگرفتند. نخست اینکه ایشان از پهلوانان بهشمار میآمدند که در آیین مزدیسنا بودند، دوّم افراد کیانی زورمند بودند به عبارتی در دوئل یا نبرد کمتر هماوردی میتوانست ایشان را شکست دهد. در ماجرای هوشنگ که او نیز از نخستین کیانیان بهشمار میرود از زور و بازوی او چنین یاد میشود:
نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ به زور کیانی رهانید دست جهانسوز مار از جهانجوی جست امّا صفت اصلی افراد کیانی که در دنیای باستان به آن شهره بودند سواره زرم کردن ایشان بود یعنی کمتر اتفاق میافتاد یک نژاد کیان پیاده بجنگد همیشه در نبرد سوار بر اسب بودند. این ویژگی ممکن است به ماهیت واقعی آنان در تاریخ پرتوی افکنده باشد. به استناد منابع مستند نژاد آریایی که نسل دوّم ایرانیان محسوب میشوند به اسب و اسب داری و پرورش آن مشهورند بدین سبب ممکن است آریاییان تحت عنوان کیانیان در شاهنامه و اوستا شناخته شده باشند. بار دیگر از فرّ و زور کیانی شاهنامه در زمان منوچهر یاد میکند زمانی که سام فرزند خویش زال را یافته نزد منوچهر آوردهاست و منوچهر زال را اینگونه وصف میکند:
چنین گفت مر سام را شهریار که از من تو این را به زنهار دار به خیره میازارش از هیچ روی به کس شادمانه مشو جز بدوی که نرّ کیان دارد و چنگ شیر دل هوشمندان و آهنگ شیر اگر چند پیشوای پس از کیومرث را از نسل کیانیان محسوب نداریم، در دنیای باستان نژاد شاهان همه باید از کیانیان انتخاب میگشتند ظاهراً تصاحب تاج و تخت ایران از حقوق مسلّم کیانیان محسوب میشد. به همین خاطر هست که وقتی دشمن به سرزمین ایران حمله میکرد در صورت غالب شدن اولویت نخست او حذف تمام دودمان سلطنتی بود. افراسیاب در جنگ پشنگ که کاملاً کشور را تسخیر کرد ابتدا نوذر را هلاک نمود و چون نوذر واقف عقوبت پس شکست بود دو فرزند خود به اسامی طوس و گستهم را همراه شبستان خویش از مهلکه نجات داده و متواری نمود تا نژاد کیان کاملاً محو نشود.