شیعه تفسیر درست تعالیم قرآن و سیره نبوی را در پیروی از اهل بیت – علیهم السلام – می بیند. این گرایش از نخستین سالهای صدر اسلام پدید آمد و در پیروی مطلق از اهل بیت پیامبر تجلی و استمرار یافت. این کتاب در واقع حاصل گفتگو ها و نامه هایی است که میان پروفسور هانری کربن، محقق بزرگ فرانسوی و نیز متفکر شهیر اسلامی ، علامه طباطبایی در سال 1338 صورت گرفته و با توضیحات و تحقیقات دو تن از شاگردان برجسته علامه، آقایان : علی احمدی میانجی و سید هادی خسروشاهی پربار تر شده است. داستان شکل گیری شیعه، مشکلات و موانعی که بر سر راه آن ایجاد شد، تهمت های ناروا به شیعه، چگونگی مرجعیت اهل بیت – علیهم السلام - ، پی ریزی علوم توسط آنان، طرز تفکر فلسفی در بیانات آنان، پاسخ به شبهه ها و سئوالات گوناگون از جمله مباحثی است که در این کتاب به طور مستند و منطقی بحث شده است.
Al-ʿAllāmah Muḥammad Ḥusayn Ṭabāṭabāʾī was one of the most prominent thinkers of philosophy and contemporary Shia Islam, influencing the fathers of the 1979 Islamic Revolution such as Motahhari and Beheshti. He is famous for Tafsir al-Mizan, a twenty-seven-volume work of Quranic exegesis, which he worked on from 1954 until 1972. He studied gnosis, mathematics, jurisprudence and Ali ibn Sina's "Book of Healing" at Najaf, Iraq.
سید محمدحسین طباطبایی (زاده ۱۲۸۱ تبریز - درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۶۰ قم) معروفبه علامه طباطبایی روحانی، عارف، فیلسوف و نویسنده ایرانی بود. وی از مجتهدان شیعه و از برترین مدرسان حوزه علمیه قم به شمار میآمد، که از شاگردان وی میتوان به مرتضی مطهری، عبدالله جوادی آملی، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن زاده آملی، سید محمد بهشتی، سیدعلی خامنهای، سید جلال الدین آشتیانی، هادی خسروشاهی، مرتضی تهرانی، محمد مفتح، احمد احمدی، علی قدوسی، محمدرضا مهدوی کنی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، علی احمدی میانجی، سید عزالدین حسینی زنجانی، محمد محمدی گیلانی، سید موسی صدر، سید محمد علی قاضی طباطبایی،علی سعادت پرور و جعفر سبحانی اشاره کرد.
تفسیر المیزان، نهایةالحکمة، رسالة الولایه، شیعه در اسلام، حاشیه بر اسفار صدرالدین شیرازی و اصول فلسفه و روش رئالیسم بخشی از مهمترین آثار اوست.
در نام این کتاب ادعا شده که «مجموعه مذاکرات طباطبائی و کربن» است اما نقش کربن در این کتاب بسیار کم فروغ است و بیشتر، سخنان طباطبائی را می خوانیم. ویرایشی که من خواندم، چهار بخش داشت: در بخش نخست، طباطبائی دو مذهب شیعه و سنی را سنجیده و برتری های مذهب شیعه را نشان داده است؛ به گمان من، نتوانتسته است به خوبی از پس از این کار برآید و تنها استدلال قابل توجه، حدیث غدیر است و به گمان من، همان یک حدیث غاصب بودن سه خلیفه نخست را ثابت می کند. دیگر نکوهش های او از مذهب سنی، بر مذهب شیعه نیز وارد است و به گمان من، مذهب شیعه در ادامه راه دچار انحراف بیشتری شده و بیشتر به دام خرافات افتاده است
هدف از بخش دوم، نشان دادن برتری های امامان شیعه در زمینه اندیشه فلسفی است بیشتر آن، به نقل و تفسیر چند حدیث است که دیدگاه های امامان شیعه را در باره خداوند و توحید نشان می دهند. و در همین فصل، خلاصه ای از فلسفه اسلامی ارائه می کند که می تواند برای علاقمندان به مطالعات بیشتر، نقطه شروع خوبی باشد.
از خواندن بخش های سوم و چهارم این کتاب چشمپوشی کردم، چون بخش سوم آن پاسخی بود به نقد یکی از مخالفان، و بخش چهارم نیز توضیحات دو ویراستار کتاب بود
به گمان من، برای کسانی که می خواهند با مذهب شیعه آشنایی پیدا کنند، کتاب کنونی، چندان مفید نیست. نگارش کتاب بسیار آزاردهنده و گیج کننده و جمله بندی و حتی نقطه گذاری آن نادرست است. نقل طول و دراز احادیث نیز در خسته کننده کردن این کتاب بی تأثیر نبوده است.
من مطمئن نیستم که اندیشه های فلسفی این کتاب، مورد پذیرش همه سردمداران مذهب شیعه هست یا نه. این اندیشه ها، کارآیی چندانی در زندگی روزمره ندارند و بعید است بتوان بر اساس آنها، نظامی سیاسی و اقتصادی را اداره کرد. مبنای اصلی فلسفه شیعه که در این کتاب نقل شد، اصالت وجود است. بر این مبنا، ماهیت هر چیز، تنها محدودیتی بر وجود آن است. وجود نیز که همان خداست، در همه چیز یکسان است. نتیجه ناگفته این عقیده روشن است: این که جهان و همه ی چیزهای آن، توهمی است که برای خدا پیش آمده است. بنا بر این اندیشه، چیزی جز خدا نیست و خدا خود گناه می کند و خود را به دوزخ می اندازد؛ و خود از خود پیروی می کند و خود را به بهشت می فرستد.
واقعیت این است که ما در نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کنونی خود، بیشتر از فلسفه مادی غرب پیروی می کنم و به روی خود نمی آوریم.
مانند بقمانند بقيهي آثار مرحوم علامهي طباطبايي خواندني و زيبا بود. برخي از مباحث، خصوصا مباحث مربوط به توحيد دستکم براي من پيچيده و سنگين بود. در مجموع مرور مفيد و کاملي بود بر اصول اعتقادي مذهب شيعه.
فکر کنم اگر عنوان کتاب "اسلام در شیعه"بود بهتر بود . کتاب در مقایسه با کتاب قبلی ای که از ایشون خونده بودم (قرآن در اسلام)و من رو به خوندن آثار بیشتری از ایشون ترغیب کرده بود چنگی به دلم نزد