Jump to ratings and reviews
Rate this book

سیاه مشق ۴

Rate this book
غزل‌های هوشنگ ابتهاج
چاپ اول زمستان ۱۳۷۱

327 pages, Hardcover

First published January 1, 1993

Loading...
Loading...

About the author

هوشنگ ابتهاج

24 books605 followers
معروف به ه. الف. سایه. او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ درگذشت. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. ابتهاج سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل‌های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده‌است. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش با گالیا سرود.
او همچنین از مهمترین شاعران سیاسی اجتماعی روزگار خود بود. بسیاری از شعرهای او علیه استبداد دوران پهلوی سروده شده بودند. ابتهاج پس از قتل عام ۱۷شهریور در اعتراض به رژیم پهلوی از مدیریت رادیو استعفا داد

آثار
سایه هم در آغاز چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود را با پیروی از شهریار؛ دنبال کرد.

سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمه‌ها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود. «سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپاره‌است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی. مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمی‌گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزل‌های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که می‌توان گفت تعدادی از غزل‌های او از بهترین غزل‌های این دوران به شمار می‌رود.

سایه در مجموعه‌های بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخ‌گوی این اندیشهٔ تازهٔ اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی باارزشی پدید می‌آورد. مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه‌ای در شعر معاصر گشود. بسیاری از تصنیف‌ها و آوازهای انقلابی گروه چاووش با شعرها و ترانه‌های سایه ساخته شدهاند. از جمله این تصنیف معروف که مربوط به پیروزی انقلاب است:
ایران ای سرای امید

Hooshang Ebtahaj

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
34 (62%)
4 stars
15 (27%)
3 stars
3 (5%)
2 stars
2 (3%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for Fatima.
186 reviews444 followers
April 28, 2016

به جز تک و توک حافظ و کامل خواندن شعرهای فروغ دیگر هیچ وقت به سمت هیچ کتاب شعری نرفته بودم و گرایشش را نداشته ام الا همین شعرهای سایه یا هوشنگ ابتهاج و اینکه مرا به روزهای خاص عاشقی ام برد همان زمان که خوش خیال و خام و نوجوان و پر احساس , به تک تک شعرهایش چه عاشقانه ها , چه سروده هایی که زیاد صنمی با عشق زمینی نداشتند , خودم را در زمانی تصور میکردم که هنوز زبان عشق را بلد بودم و میفهمیدم و از یاد نبرده بودمش , سیاه مشق مرا زنده کرد , مرا قلقلک داد تا اگر بار دیگر عشق به سویم قدم برداشت پسش نزنم , مزه مزه اش کنم , درست مثل مزه مزه کردن شعرهای ناب سایه و لمس آن حس های از دست رفته ...

عشقِ کهن

این عشقِ کهن بودهء نافرسوده
پیرانه سرم نمی هلد آسوده

در حسرت دیدار تو کردیم سفید
این ریشِ پریشانِ به اشک آلوده
تهران-آذر 1365
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
January 4, 2018
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي ست هوا؟
يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد
كه هوا هم اينجا زنداني ست
هر چه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده

كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
یاد رنگيني در خاطرمن
گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون ‌آلود
هر دم از ديده فرو مي ريزد
ارغوان
اين چه راز ي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد ؟
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي افزايد ؟
ارغوان پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي بر اين درد غم مي گذرند ؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگير
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بيرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
Profile Image for منوچهر محور.
382 reviews31 followers
physical-shelf
December 31, 2025
به نامِ شما
زمانه قرعهٔ نو می‌زند به نام شما
خوشا شما که جهان می‌رود به کام شما
درین هوا چه نفسها پرآتشست و خوشست
که بوی عودِ دل ماست در مشام شما
تنور سینهٔ سوزان ما به یاد آرید
کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهری از گنجخانهٔ دلِ ماست
چراغ صبح که برمی‌دمد ز بام شما
ز صدقِ آینه‌کردارِ صبح‌خیزان بود
که نقشِ طلعتِ خورشید یافت شام شما
زمان به دست شما می‌دهد زمام مراد
از آنکه هست به دست خرد زمام شما
همای اوج سعادت که می‌گریخت ز خاک
شد از امانِ زمین دانه‌چینِ دام شما
به زیر رانِ طلب زین کنید اسب مراد
که چون سمندِ زمین شد سپهر رام شما
به شعرِ سایه در آن بزمگاهِ آزادی
طرب کنید که پرنوش باد جام شما
تهران، مهر ۱۳۵۸
Profile Image for Ghazal.
11 reviews1 follower
February 8, 2017
وصف زیبایی های این اشعار از عهده من خارجه
699 reviews29 followers
October 31, 2019
گشادِ کارِ آن دلبند اگر با جانِ من بودی

همانا دادنِ جان کارِ بس آسانِ من بودی

جدایی کارِ دشمن بود ورنه ای برادر جان

من از جان یاورت بودم تو پشتیبانِ من بودی

وفا تا پای جان ، این است پیمانی که ما بستیم

در آن عهدِ وفا داری تو هم پیمانِ من بودی

چو فرزندت مرا خوانَد شهیذِ راهِ آزادی

چه خواهی گفتنش فردا ؟ که زندانبانِ من بودی؟

تو زندانبانِ من بودی و من زندانی ات ، اما

اگر نیکو بیندیشی تو هم زندانِ من بودی

عجب کز چانه ی گرمت سخن نا پخته می آید

نبودی خام اگر اگر با آتشِ سوزانِ من بودی

در این زندان من از خونِ دلِ خود آب می خوردم

تو هم چون سایه بر این خوانِ غم مهمانِ من بودی.
Profile Image for Lili (Forough) Vafaei.
27 reviews3 followers
January 4, 2018
بنظرم اشعار ه.ا.سایه بسیار گیرا و دلنشینه، تعدادی از اشعار رو استاد شجریان هم به صورت تصنیف درآوردن
14 reviews1 follower
February 23, 2020
سایه! ایمان خلیلی نیست در این دام کفر
...ورنه آتش را همان شوق گلستان گشتن است
Displaying 1 - 7 of 7 reviews