وقتی برای مشارکت در یک پروژه از طرفی شرکتی که در آن کار می کردم به کشور آلمان رفتم . این سفر سه چهار ماه طول کشید ، اما در حد سه چهار سال یادگیری و تجربه برای من به همراه داشت . بیشتر آنچه آموختم ، نه مربوط به فناوری و صنعت بلکه در مورد فرهنگ و مسائل اجتماعی بود . تضادهای فرهنگی و فکری همواره انسان ها را در چالش قرار می دهد و چنان چه این مسایل به درستی تجزیه و تحلیل شود ، می تواند باعث رشد و تکامل انسان و جوامع شود . من نه داستان نویس بودم و نه شخصی که با بازگو کردن اتفاقات روزمره با کلی شیرن زبانی و بزرگ نمایی ، دیگران را جذب و مبهوت خود کند . با این حال از آن جا که خیال پردازی حد و مرز مشخصی ندارد و هدف اصلی من داستان سرایی نیست ، هر چه در کتاب
آخر هفته آفتابی ، خواهم آورد بر اساس واقعیت هاست .
دکتری فلسفه از دانشگاه اصفهان کارشناسی ارشد فلسفه غرب از دانشگاه اصفهان کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی از دانشگاه نجف آباد کارشناس پیشین اتوماسیون صنعتی در فولاد مبارکه مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی اصفهان دبیرستان استعدادهای درخشان اصفهان
فعالیتها: تدریس در دانشگاه نویسندگی برگزاری کارگاههای فلسفه و روانشناسی مشاوره بر پایه روانشناسی وجودی (اگزيستانسيال) کارشناس تحقیقات و مطالعات راهبردی سرمایه انسانی شرکت فولاد مبارکه اصفهان
تمام مدت احساس کردم تو یه کت و شلوار پارچهای طوسی و یک فضای اداری ایرانیم. البته کتاب مطلقا ربطی به این نداشت. شاید چون از این فضا بدم میاد مدام گوشهی ذهنم بود. اگه این حس رو نادیده بگیرم کتابو دوست داشتم.
کتاب خیلی جالبیه در مورد آشنایی با نقاط دیدنی شهرای آلمان و چند شهر دیگه ی اروپایی مثل آمستردام، وین و ونيز. همینطورمقایسه ها و تحلیل خوبی در مورد مسائل فرهنگی داره. و بعضی علتهای عقب موندگی ما ایرانیا و چیزایی که میشه از آلمانی ها یاد گرفت.
کتاب رو بعد از خوندن دو سه فصل ابتدایی کنار گذاشتم. نویسنده نگاه مذهبی سنتی گاه متعصبانه ای داره که گاهی هم توهین آمیزه و این با نگاه من به سفر و تفاوت هایی که انسان ها در سبک زندگی در سراسر دنیا دارن زاویه زیادی داره.
سال 1386 سالی فراموش نشدنی برای من بود. وقتی برای مشارکت در يک پروژه بزرگ از طرف شرکتی که در آن کار میکردم به کشور آلمان رفتم. با اين حال بيشتر آنچه آموختم نه مربوط به فناوری و صنعت بلکه درباره فرهنگ و مسائل اجتماعی بود. تضادهای فرهنگی که همواره ما انسانها را به چالش میکشد...»
اینها بخشی از کتاب «آخر هفته آفتابی» که داستانهايی است واقعی از سفرهای کوتاه یک مهندس اصفهانی به نام آروین آذرگین به شهرهای مختلف آلمان و کشورهای همجوار که در مدت چهار ماه اقامتش در آلمان داشته است. او این کتاب را در سال 1391 از بند قلم به رشته تحریر در آورده تا دیگران از تجربیاتش بهره ببرند.
آروین آذرگین، نویسنده سفرنامه «آخر هفته آفتابی» در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه اصفهان، با اشاره به سفرنامههایی که در دوران معاصر ایران نوشته شده اظهار کرد: حتی بدون توجه به فضای مجازی میتوان گفت جهانی که در آن زندگی میکنیم کوچکتر شده و باعث شده مردم از سفرنامههای یکدیگر با خبر شوند و از آن لذت ببرند، در آنها تفکر کنند و از داشتههای همدیگر با خبر شوند و جهان پیش روی خود را گسترش دهند.
او با اشاره به داستانهای سفرنامه 200 صفحهای «آخر هفته آفتابی» میگوید: در این کتاب هر داستان يک موضوع فرهنگی يا انسانی را مورد توجه قرار داده است، موضوعاتی که نشان میدهد نگرش ما به جهان و دیگران چقدر متفاوت است.
این نویسنده دیوار برلین را سمبل دیوارهایی میداند که برخی از کشورها به دور خود کشیدهاند و میافزاید: با فروریختن این دیوارها فرصتی فراهم آمده تا مردم، جهان بینی خود را چه درست و چه نادرست گسترش دهند و با دیگر مردم جهان به اشتراک بگذارند.
آذرگین پیشرفت مردم دنیا به سمت جهانوطنی را یادآور شد و خاطرنشان کرد: جهان به سمتی پیش میرود که دیگر تفاوت مرزهای جغرافیایی و سیاسی و نژاد و مذهب کم رنگ میشود و سفرنامهها نیز به این کمرنگ شدن کمک میکنند.
وی با اشاره به نامگذاری سفرنامهاش تصریح کرد: آلمانیها همیشه در آستانه تعطیلات آخر هفته خود به همدیگر میگویند، "آخر هفته خوبی داشته باشید". از طرفی نیز در بیشتر کشورهای اروپایی به روزهای آفتابی علاقه خاصی دارند و سعی میکنند با آمدن در محيط آزاد خود را در معرض تابش مستقیم نور خورشید قرار دهند.
این نویسنده سفرنامه خود را از دو نگاه گردشگری-تفریحی و فرهنگی حائز اهمیت دانست و گفت: اگر چه در نگاه گردشگری و تفریحی مکانهای دیدنی و تاریخی شهرهای آلمان معرفی و حتی پیشنهادات اقتصادی و گردشگری مطرح شده است، اما نگاه ویژه به بخش فرهنگی معطوف شده است.
او که پیش از این کتاب «عکاسی دیجیتال» را به چاپ رسانده است سفرنامه «آخر هفته آفتابی» را نه فقط درباره گردشگری، فرهنگ، فلسفه يا مذهب، بلکه آن را آميزهای از تمام آنها دانست، همانگونه که زندگی آميزهای از چنين چيزهاست.
این نویسنده با مثبت ارزیابی کردن نظر مخاطبین در مورد این سفرنامه و دید مثبت کسانی که آن را مطالعه کردهاند تأکید کرد: اين کتاب شايد برای تمامی کسانی که دوستدار سفر، دوستدار دانستن از مردمانی که جور ديگری فکر میکنند و دوستدار زندگی هستند جالب باشد.