ابوالحسن خان نجفی رو شاید ما دهه شصتیها خوب به یاد نیاریم. اما غیرممکن هست که تو کتابخونهی کسایی که تو همون دهه شصت و هفتاد کتابخون بودن رد و اثری از ابوالحسن خان یافت نشه. علاقهمندیها و دغدغههای شخصیت کشکولوار آقای نجفی زمینهساز فصلبندی این جشننامه هست. جشننامهای که سعی کرده به همهی ساحات ابوالحسن خان ادای دین بکنه. اما که بخشی که برای من جان شد بخشی بیارتباط بود. اما که باز هم متنی از احمد اخوت نصیبم شد و شد یه عیش کوتاه اما مردافکن. اخوت از یادگار و یادگاریها گفته بود...
ابوالحسن نجفی از انسانهای شگفتی بود که جنبههای گوناگون شخصیت علمیاش در عرصههای پرشماری که در آنها فعالیت کرده بود، تا حد زیادی ناشناخته یا کمترشناخته باقی ماند. این کتاب ازایننظر اثری روشنگر است و سویههای مختلف شخصیت پربرکت او را بهخوبی به مخاطب میشناساند. کتاب در چند بخش تدوین شده است: مصحابه با ابوالحسن نجفی، خاطرات، ترجمه، ادبیات، غلط ننویسیم، وزن شعر و زبانشناسی. بهنظر من، بخشهای خواندنی و سودمند آن فقط به دو فصل نخست برمیگردد که مشخصاً دربارهی شخصیت و زندگی این دانشمند کوشا است. از خواندن این قسمت و پیبردن به زندگی پرفرازونشیب و پربار نجفی و نشستوبرخاستهایش با انسانهای اهل علم و فرهیخته، بهراستی مخاطب رشکزده میشود. در بخشهای بعد، غالباً مطالبی نامربوط به نجفی و زندگی و کار علمی او گردآوری شده که صرفاً در بالای پارهای از آنها سطری کوتاه گنجانده شده و آن اثر را به ابوالحسن نجفی پیشکش کردهاند. تصور نمیکنم آوردن اینگونه مطلبها در اثری که برای بزرگداشت شخصیتی نوشته میشود، درخور باشد؛ بهویژه که چندین نوشتهی بهاصطلاح علمی در بخشهای پایانی، یکسره خالی از فایده است. از آن جمله است مقالهی نامفهوم و گنگ یوسف اباذری درباب غلط ننویسیم و نیز نوشتاری بیانسجام و سراپا آشفته از بهاءالدین خرمشاهی درخصوص همین کتاب. اما دو فصل آخر بهنسبت پرمایهتر از فصلهای قبل است؛ مقالههایی که در زیر دو عنوان «وزن شعر» و «زبانشناسی» آمده است.