Mirza Malkam Khan Mirza Malkam Khan, also spelled as Malkom Khan, was a prominent Iranian modernist, preoccupied with the transformation of Iran into a modern state. عنوان: مجموعه آثار میرزا ملکم خان؛ نویسنده: ملکم؛ تهیه و تدوین و تنظیم و مقدمه: محمد محیط طباطبائی؛ تهران، کتابخانه دانش، 1327؛ در 238 ص؛ موضوع: نامه های ملکم از سال 1249 تا سال 1326 هجری قمری - تاریخ قاجاریه - قرن 19 م
پیشنوشت: سال نوتون مبارک عزیزای من. امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی داشته باشید. :)
بالأخره فهمیدم از دورهٔ جذاب مشروطه چی میخوام: نوشتههای متفکرانش. سیر مطالعهٔ خاصی ندارم و فقط شروع کردهم که شروع کرده باشم. تقریباً بیدلیل از میرزا ملکمخان شروع کردم و فکر میکنم انتخاب خوبی بود.
این کتاب شامل ۱۲ رساله از ملکمخانه. یک رسالهٔ منسوب به او هم آخر کتاب اومده که من باهاش کاری نداشتم.
۱.کتابچهٔ غیبی یا دفتر تنظیمات این قدیمیترین (طبق آنچه در مقدمه گفتهشده) و پربارترین رسالهٔ مجموعهست. از همین اول و دیدن روند توضیحات، هوشمندی ملکمخان بهم ثابت شد. اول با مقایسهٔ ایران و فرنگ، عقبموندگی ایران رو وصف میکنه. بعد لزوم وجود وازرتخانه رو بیان میکنه و با دستهبندی واضح، انواع حکومتها رو معرفی میکنه. ایرادهای احتمالی رو از زبان شخصی بهنام آقای فضول (:)) مینویسه و بهشون پاسخ میده. مفاهیمی مثل قانون و اختیار رو کامل توضیح میده و در نهایت یه مجموعهٔ قابل توجه از قوانین رو مینویسه.
۲. رفیق و وزیر این یه محاورهست. «رفیق» مشروطهخواهه و «وزیر» فرد حکومتیه. طبق مقدمهٔ مجموعه، این در ادامه و برای تفهیم دفتر تنظیماته.
۳. دستگاه دیوان این هم حالت محاورهای و پرسش و پاسخ داره. دوتا فکر خیلی درخشان داره که باعث شده سومین رسالهٔ موردعلاقهم باشه. یک) شروعش با این مضمونه که تو یه نفر میخوای برای مملکت چی کار کنی و ملکمخان از تأثیر «فردبهفرد» بر جامعه و سیاست و احساس مسئولیتش میگه. دو) به این اشاره میکنه که اگر کسی بخواد به یه منصب دولتی/حکومتی دست پیدا کنه، هیچ راهی نداره. یعنی معیاری برای منصبها نداریم. کسی که دور از حکومت باشه، نمیتونه خودش رو واردش کنه. کسی که توی دل حکومته هم هیچ شایستگیای نسبت به بقیه نداره!
۴. انتظام لشگر و مجلس تنظیمات و ۵. دفتر قانون این دوتا مجموعهای از قوانینن که بهنظرم مثل همون دفتر تنظیمات، در واضحترین و کاملترین حالت خودشون نوشته شدن.
۶. نوم و یقظه دومین رسالهٔ موردعلاقهم. اینکه میره سمت ایران باستان (هرچند هنوز در دورهایه که تاریخ و اسطوره از هم تفکیک نشدهن) برام جالب بود. یکجایی هم خیلی ریز به خستگیش در این راه اشاره میکنه که باعث شد بیشتر بهش به چشم انسانی مثل خودم نگاه کنم و احساس نزدیکی کنم. :٫)
۷. منافع آزادی و ۹. حریت این دوتا ترجمهن. اولی از جان استوارت میل و دومی از میرابو.
۸. کلمات متخیله این اولین رسالهٔ موردعلاقهمه. کلاً دو صفحهست و دربارهٔ ظلمه. محتواش اینه که تا حالا همه به ظالم میگفتیم ظلم نکن و تأثیری نداشت؛ حالا باید به مظلوما بگیم که ظلم نپذیرید. من شیفتهٔ عصیانم. :)
۱۰. اشتهارنامهٔ اولیای آدمیت بخشنامهای به مجمع آدمیت بعد قتل ناصرالدین شاه.
۱۱. استقراض خارجی نامهای با مضمون اعتراض به وام گرفتن از دولتهای خارجی از میرزا ملکمخان به وزارت خارجه.
۱۲. ندای عدالت ازش این قسمت رو به یادگار برداشتم: «چه اسلحهای مقدستر از کلام حق؟ و چه مژدهای مبارکتر از ندای عدالت؟»