داستان بلند «پنجره چوبی»، از وقایع تاریخی پیش از انقلاب آغاز می شود و در ادامه به روایت دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می پردازد و ماجرا های آن تا سال 65 ادامه پیدا می کند. تمام این وقایع در قالب یک داستان عاشقانه و تاثیری که انقلاب بر افراد می گذارد بیان شده است. قصه به سرگذشت دختری در قبل از انقلاب باز می گردد که به پسری علاقه مند می شود که آن پسر از مبارزین و انقلابیون است و این علاقه وی را به جریان مبارزات سوق داده و همراه و هم پای پسر می کند.... گزیده کتاب : سرم را به طرف سقف کرداندم و ناگهان چیزی در درونم فرو ریخت. همان حس اولین نگاهمان در ایستگاه اتوبوس مرا گرفت. حالا دیگر مطمئن بودم که مرا می بیند... .
داستانی روان و عامیانه و البته کمی دوستداشتنی از عشق دختری که هیچ دغدغه ی سیاسی و اجتماعی ای ندارد و دل پسر پاک و مبارز داستان را در قاب پنجره ای چوبی دزدیده و در بین ماجرای های قبل انقلاب و پیروزی اش و دلی که به هم باخته اند را یک جایی از داستان به نام هم کرده و من لحظه به لحظه تاثیر انقلاب ایران و جنگ و اتفاقاتش را در زندگی این دو عاشق میخواندم و پیش خودم فکر میکردم که نسل پسرهایی مثل مهدی داستان آنقدری کم شده که مدام از خودم بپرسم مگر همچین ادم هایی هم هستند ؟ یا بودند ؟ مگر داریم ؟ مگر میشود ؟ و آن به راه راست هدایت شدن گلی فقط به خاطر مهدی در داستان که کمی کلیشه ای بود و ایده آل گرا اما از آن کلیشه هایی بود که شاید روزی هزار بار در همین زمان حال رخ بدهد و عاشقی را ببینیم که به هوای معشوقه اش تغییر شخصیت داده و از خودش فاصله گرفته و آدم جدیدی با افکار و عقایدی نو متولد شده , معجزه ی عشق گاهی هم دردسر ساز میشود , مثل سختی هایی که گلی در راهِ حق آزادی دادن به شوهرش برای جنگیدن و به جبهه رفتن داده بود و اتفاقات تلخی را در زندگی اش ایجاد کرده و او فقط برای دل مهدی و ایمانش تحمل کرده اما با شور عشق مهدی داستان , پسر مبارز و پاک و همان نماد جوان انقلابی و مومن , دوباره جان میگیرد و در کنار همسرش به روزهای خوش با او بودن باز میگردد و با همان تن جانباز و خسته و مریض مهدی زندگی را ادامه میدهد ... روایت کشدار و یاداور تمام تاریخ ایران از قبل انقلاب تا دوره ی جنگ تحمیلی هست و با تمام نماد ها و کلیشه ها و شعار هایی که گهگاهی حوصله ی ادم را سر میبرد , میتوانم بگویم رمان خوبی بود که میتوانست بهتر باشد اما همینقدر هم در نوع خودش برایم سرگرم کننده بود ....
این کتاب رو به اسم "عاشقانه مذهبی" خوندم و فهمیدم این یه دسته ی جدید در کتاب های زرده که بین بچه های مومن تر رواج داره! در حالی که بر خلاف کتاب های دفاع مقدس - انقلابی مستند یا خوب، اصلا احساس نزدیکی به اون دوران به آدم دست نمی داد... داستان رو دختر بی دین و ایمون!ی می گفت که حتی نفهمیده بود داره انقلاب می شه(با اینکه دانشجو بود!) و بعد از آشنا شدن با جوان انقلابی(عشق در یک نگاه) انقلابی و محجبه و چادری شد در حدی که وقتی آقا مهدی نبود می رفت مسجد و امامزاده! از هفته اول بعد از انقلاب هم که شوهرش رفت اردوهای جهادی و بعد هم کردستان و بعد هم جنگ...
خب! توی این کتاب هم البته یه معجزه ی درست و درمون داشتیم و آقا مهدی وقتی پزشکان مرگ قطعی ش رو اعلام کردن، بعد چند ساعت تو سردخونه زنده شد! و این انسان کسی بود که در زمان بیهوشی هم زیر لب ذکر می گفت! چیزهایی که من درباره بزرگترین افراد و شهدا هم نشنیده بودم!! چرا آخه؟!...
This entire review has been hidden because of spoilers.
داستان خانمی که در ایستگاه اتوبوس دل داد و در قاب پنجره چوبی اتاقش عشقش را جستجو کرد و با مرور خاطرات دوران قبل از پیروز انقلاب،تا،دوران جنگ تحمیلی چالشها وشیرینهای و تلخیهای زندگی اش را به رخ کشید.. برداشت آزاد من همزمان با انقلاب ایران انقلاب و تحولی نیز در نگرش و زندگی گلچهره رخ داد . تغییر زوایه نگرش با مطالعه کتاب تغییر روش زندگی عشق و تغییر مسیر زندگی دریافت عمق کلام پناهندگی از کلام معشوق
یه داستان عاشقانه جذاب تو بالا و پایین روزگار انقلاب و جنگ... خیلی متن واقعی داشت، انگار زندگی حقیقی دو تا آدم تو بطن ماجرا بود نه یه رمان... عالی👌🏻 البته از بعد تولد پسرشون یه کم روند روایت داستان تند شد و میشد آروم تر باشه... انتهای کتاب هم خیلی پایان باز بود😄 یه طوری که انگار باید منتظر ادامهش باشی...
پ.ن: ولی یکی از ایرادات کتاب که اصلا قابل اغماض نیست، ایرادات نگارشیشه... تقریبا همهی فعلهای بذار و نذار و گذاشتم و... با ز نوشته شده بود و این برای کتابی که از زیر دست ویراستار رد شده اصلا خوب نیست!!
قشنگ بود. ولی بعضی جاهاش غلط املایی داشت. یه نکته منفی ای هم که به نظرم داشت این بود که از این شاخه به اون شاخه میپرید. داستان انسجام کافی نداشت. ولی در کل به دل مینشست
داستان در قالب یک رمان عاشقانه از وقایع پیش از انقلاب شروع میشه تا جنگ تحمیلی و بعد از اون ادامه پیدا می کنه روایتگر دختری ست که علاقه مند به پسری میشه که جز انقلابیون هست و این علاقه دختر رو به جریانات مبارزات میکشونه که خوندنش خالی از لطف نیست و رمان جذابی هست و البته اولین کتابی بود که تو این سبک می خوندم و آخرش مرد اول داستان یعنی شوهر روایتگر شهید نشد
This entire review has been hidden because of spoilers.
یک رمان عاشقانه در دل حوادث تاریخی پیش از انقلاب و بعد از آن. این رمان عاشقانه از زبان دختر کنجکاوی گفته میشود که کنجکاو فعالیت های پسر همسایه میشود. . «پنجرهی چوبی» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/23894
من این رمان رو دوست نداشتم ولی اگر تازه شروع کردین به کتاب خوندن و یا دنبال یه داستان ساده عامیانه ایرانی میگردین گزینه مناسبیه که زندگی یک دختر جوان در سه مقطع زمانی روایت میشه؛ قبل از انقلاب،انقلاب و زمان جنگ تحمیلی...
یه عاشقانه جذاب و پر از جزئیات مفید که باعث میشه راحت موقعیت ها رو درک کنید و بنظرم هر دختر مذهبی این کتاب رو بخونه قطعا خوشش میاد.قلم قوی نویسنده به این کتاب خیلی کمک کرده. «پنجرهی چوبی» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/23894
موضوع کتاب آبکی و چرت هست در این شکی نیست ولی خب وقتی سم خون آدم میفته، آدم به اینجور کتاب هایی نیاز داره تا فقط زندگی رو بگذرونه. همیشه که نباید آثار فاخر و تاثیرگذار خوند. اگه الان بخونمش چندشم میشه ولی اونموقع ( چهارده سالگی ) کمتر چندش بود و زندگیم رو یک روز باهاش گذروندم. به هر حال که فانتزی خوبیه. https://taaghche.com/book/23894