دشتان واژهی فارسی پهلوی است که در این کتاب به جای واژهی قاعدگی به کار رفته است. کتاب پیشِ رو دربارهی قاعدگی است و نشانگان پیش از، امروز با نام PMS شناخته میشود. وضعیتی زیستی که بسیاری از زنان در سنین باروری با آن درگیرند و زندگی روزمرهشان را تحتتأثیر قرار میدهد.
این اثر پژوهشی، قاعدگی و همهی مسائل و موضوعات مربوط به آن را در تاریخ و اسطوره نیز دنبال میکند و به دنبالِ یافتن پاسخی است به این پرسش: چرا قاعدگی همواره مسئلهای پنهان و مذموم در فرهنگها و باورهای کهن و امروزی بوده است؟
در واقع این پرسش، پاسخ تقریباً روشنی دارد که ردپای آن در متون دینی و حتا اسطورههای جهانی دیده میشود و ریشه در فرهنگی چند هزارساله دارد. نگاه منفی نسبتبه این پدیده و طبعاً نادیده گرفتن آن، وجه مشترک بسیاری از فرهنگها و سنتهاست.
این اثر را میشد سختگیرانه تر نقد کرد، اما به نظرم وجود چنین پژوهش هایی آن هم بر روی موضوعاتی حساس و دست نخورده لازم است و باید به قصد پژوهشگر ارج نهاد و فرصت را در اختیار پژوهش های آتی قرار داد
فارغ از انگیزه قابل احترام مولف برای انجام کاری تحقیقی، به نظرم کتاب شبیه به یک مرور ادبیات بلند است و اگر مهارتهای تحقیقی و تحلیلی نویسنده بیشتر بود، اثر می توانست به مراتب خواندنی تر باشد. یعنی فارغ از اینکه تاریخچه دشتان (که همان نام دوره ماهانه زنان به زبان پهلوی است) در اسطوره ها و فرهنگ های نخستین و ادیان چیست، و این پنداره های غلط چه بلاهایی در تاریخ بر سر زنان آورده و یا موجب چه عقاید بعدی شده، نیاز به جمع بندی و تحلیل شرایط فعلی یا طرح سوالات جدیدتر و ارائه پاسخ هایی ابتدایی احساس می شود. مثلا نکته ای که در فصول ابتدایی مشهود است، اختلاف بین متن اولیه کتب دینی در سه دین زرتشتی، یهود و اسلام و افزوده های روحانیون دینی است که افزوده هایی سخت گیرانه و کمتر انسانی هستند و با اصل آموزه های ادیان تفاوتهایی آشکار دارند
در چند مورد هم که نویسنده تلاش کرده تحلیلی به دست دهد، گاهی متن شبیه به یک کتاب آموزشی برخورد با پدیده دشتان می شود، یا تحلیل ها قانع کننده نیستند و یا نتیجه ای که بدان رسیده مبتنی بر فرضیات و توصیفات پیش از آن نیست. در کل به عنوان شروعی بر تحقیق در مسائل زنان مخصوصا در فضای علمی جامعه ما کار ارزشمندی است و مداومت بر چنین پژوهش هایی مطمئنا کیفیت تحقیقی اثر را نیز بالاتر خواهد برد
بنظرتون چرا درمورد چیزی که تمام زنان جهان در ماه ۲ هفته به معنای واقعی روحی و جسمی درگیرشن(یک هفته افسردگیِ pms و یک هفته سختیهای پریود)به طور گسترده و مداوم صحبت نمیشه؟برامون چیزی تعریف نکردن، آموزش ندادن، تاریخ و ریشهاش رو نگفتن یا اصلا تو مدرسه کلاسهای جداگونه نذاشتن؟!؟!؟ اگر همین موضوع برای مرد ها بود مطمئنم صد برابر بهش توجه میشد ولی زنان مثل همیشه در طول تاریخ از پریودشون گرفته تا نظرات و حرفها و حق و حقوقشون خفه شدن و همه چی رو فقط از بچگی بهت میگن "قایم کن قایم کن قایم کن!" و خب نتیجش میشه این که وقتی یه کتابی درمورد پریود میخونم به طرز غیرمعمولی ازش لذت میبرم چون موضوعیه که تاحالا هیچ جا درموردش باهام راحت و آزاد حرف نزدن یا توضیح ندادن(و تو باید بزرگ شی و چندین ماه افسردگی بگیری و بی دلیل گریه کنی و بعد تااازه توسط سوشال مدیا بفهمی که این pmsعه نه مرضی از طرف خودت!)چه برسه با اینکه انقدر هم از تاریخ و ریشهاش و مقدس بودنش و مهم بودنش بهت بگن!دیگه خرکیف میشی! و اون قدرت goddess گونهات میزنه بالا.
مقاله عالی بود.تا جای ممکن، از دین گرفته تا اسطوره، پریود و pms رو بررسی کرده بود و ریشههای تاریخیای که خیلیاااا هنوز نمیدونن و تاحالا به گوششون هم نرسیده رو تعریف کرده بود.یکم جای ببشتر داشت برای اینکه به عنوان یه تریبون فرهنگ سازی کنه ولی تا جایی که دستش باز بود یه گزارش جامع و جالب داده بود.حتما بخونیدش دخترا💋(پسرا که دیگه بهتر)
*اگر یه روز معلم شدم این کتابو یجوری تو کلاسم جا میکنم
این کتاب پژوهشی در مورد یکی از ویژگی های فیزیکی منحصر به فرد زنان است، عادت ماهانه، رگل، قاعدگی، پریود، حیض، منسیس تعدادی از اسامی هستند که برای قسمتی از دوره ی هورمونی توام با خونریزی زنان اطلاق می شود. نویسنده ازکلمه پهلوی "دشتان" در این کتاب استفاده کرده است که در ایران قدیم و نوشته های اوستا نیز از این لغت استفاده شده است. در این پژوهش دشتان از نظر واژه شناسی، دیدگاه ادیان مختلف و اسطوره شناسی بررسی شده است. مطالعات کتب ادیانی نشان می دهد که در دین زرتشت مطالب زیادی راجه به دشتان مطرح بوده و جداسازی کامل زنان در آن ایام و ناپاک بودن آنها به کرات مطرح شده و زن ها در آن ایام حتی نباید به چیزهای مقدسی چون آب و آتش نگاه می کردند و آن گناهی عظیم در پیش اهورامزدا بود که سخت ترین مجازات هارا در پی داشت. در دین یهود نیز جداسازی زن و ناپاکی او مطرح است اما نسبت به زرتشت تساهل بیشتری داشته است. در ادامه در دین مسیحیت هیچ آموزه و اشاره ای به این موضوع وجود ندارد و در دین اسلام نیز احکامی در این مورد وجود دارد که بر خلاف ادیان دیگر نیازی به انزوا و جداسازی زنان نیست. از نظر اسطوره های ایرانی نیز زن و دشتان او را حاصل بوسه ی اهریمن برسر "جهی" می دانند که جهی در واقع مادر نخستین همه ی زنان بوده و دختر اهریمن است. در اسطوره ملل دیگر نیز مار وماه نقش پررنگی در داستان های مربوط به پدید آمدن دشتان دارد. بررسی ادبیات و اشعار ایرانی نیز نشان می دهد که کلمه "حیض "که در این منابع بکار رفته بیشتر توام با معانی تحقیر کننده و نشانگر ضعف زنان بوده است.
به طور کلی انگیزه ی اولیه نویسنده از انجام این پژوهش "تابو" بودن این مسئله در عصر حاضراست، که علیرغم پیشرفت ها ی علمی و توضیح کامل خونریزی ماهانه براساس تغییر مقدار هورمون های زنانه، صحبت از این مسئله و اشاره به آن مذموم و ناپسند است و شاید بخشی از دلیل این موضوع به ناخودآگاه جمعی و آموزه های اسطوره ای و دینی آن برمی گردد که در نهاد بشر فعلی وجود دارد. و با وجود اینکه نیمی از بشر روی کره زمین چند روز از هر ماه را با این مسئله و همچنین تغییرات روحی آن مانند سندرم پیش از قاعدگی مواجه هستند هنوز این فرایند زیستی در هاله ای از تابوهای قدیمی باقی مانده است و علیرغم همراهی روزانه زنان با مردان در همه ی امورجهان امروزی، انکار و سکوت درباره ی این موضوع وجود دارد. اندام زنانه همچون ماه دگرگون می شود و این دگرگونی زیر هاله وابری از خجالت و ضعف توسط زنان و مردان پنهان شده است.
انسان اسطورهپرست، خون دشتان را نشانه ضعف و بیماری نمیداند. از نگاه او این خون برکت و رحمت مادر زمین است.
همیشه از این وضعیت متنفر بودم و هستم اما گاهی با خودم فکر میکنم سیستم بدنی زن نیاز داره که اینجور باشه و شد.
از اون کتابهای کوتاه، مختصر و صدالبته پر از فایده برای عموم مردم (نه فقط زنان) دو امتیاز برای پژوهش و نگاه اسطورهشناسی به این موضوع که زمانی تابو بوده و هنوزم هست. و یکونیم امتیاز برای زحماتی که کشیدند. برای بیشتر فهمیدن از کتاب، به تیکههای کتاب در اینجا یا طاقچه سر بزنید. با تشکر از طاقچه پیمانِ عزیز...
این اثر بهعنوانِ یکی از معدود آثار[یا شاید تنها اثر]ی که در مجموعهی کتابهای فارسی به موضوعِ قاعدگی (یا بهقولِ مقبولِ پژوهشگر، «دشتان») پرداخته قابلِ تقدیر و خواندنیست، با این حال، این یگانگی شاید مهمترین دلیلی باشد که کسی را به خواندنِ این کتاب وادارد.
کتاب، همانطور که از اسمش پیداست، «پژوهش» است و خواندنش برای کسی که آشناییِ زیادی با متونِ آکادمیک ندارد شاید کمی سخت باشد؛ با آنکه نویسنده کوشیده است که جذّابیّتهایی ادبی نیز به اثر اضافه کند، همچنان لحنِ خشک و گزارشیِ کتاب «پژوهش» بودنش را سرسختانه به رخِ خواننده میکشد. در کنارِ این موضوع، گاهی در طولِ متن شاهدِ جبههگیریهایی له یا علیهِ فرهنگها یا ادیانِ مختلف هستیم که با نفسِ پژوهش سازگاریِ چندانی ندارد. (برای مثال جانبداری از سننِ ایرانیانِ باستان در مقابلِ سایرِ ملل یا دفاعیهای نهچندان قابلِ قبول در بابِ نادرست نبودنِ سنّتِ انزوای زنانِ دشتانشده)
در عنوانِ کتاب − شاید عامدانه − تنها به «تاریخ» و «اسطوره» اشاره شده است و این در حالی است که حدودِ ۳۰ صفحه از ۱۳۰ صفحهی متنِ کتاب منحصراً به رویکردهای مختلفِ ادیان نسبت به مقولهی دشتان میپردازد. هرچند این موضوع را شاید بتوان زیرمجموعهی «تاریخ» دانست، شاید اشارهی مستقیم به آن در عنوانی چنین طولانی مناسبتر میبود.
تکرارِ موضوعات در متن گاهی خستهکننده و زیاد از حد است، مثلاً در چند بخش از کتاب به اسطورهای خاص و اینکه «در جای خودش به آن میپردازیم» اشاره شده و در نهایت در یک صفحه بهاختصار در موردِ آن مطالبی میخوانیم. متنِ کتاب در نگاهِ کلّی در مواردی بهوضوح به ویرایشِ دوباره احتیاج داشت.
با این وجود، خواندنِ این کتاب-پژوهش آموزنده، جالب و تا حدّی نیز لذّتبخش بود، هرچند پیوستگی و انسجامِ مطالب میتوانست بهتر باشد و خواننده را در انتها کمتر گیج و گنگ از حجمِ مطالبِ گسستهای که خوانده باقی بگذارد.
---------
پینوشت، یک سال و نیم بعد از مطالعه: بهتازگی در موردِ نویسندهی این کتاب – که هنگامِ مطالعه چیزی در موردش نمیدانستم – چیزهایی فهمیدم (در بابِ ضدّزن بودنش در عینِ نوشتن در موردِ زنان و کمارزشیِ «پژوهش»هایش، که دیگر مطمئن نیستم بتوان نامِ پژوهش رویشان گذاشت) و کارهایی دیدم که دید و اعتمادم را نسبت به این کتاب و محتویاتش مخدوش کرد. یک ستاره کم میکنم و توصیهی انتهاییام به خواندنش را حذف.
من خیلی از خوندنش لذت بردم دست مولف واقعا درد نکنه کتاب کم حجم و خوش خوانی هستش که به نظر من واقعا مفیده, بخش کوتاهی اولش بود که درباره ماهیت,نشانه ها و راهکار ها صحبت میکرد که به شخصه به عنوان زنی که درباره حواشی سندروم پی ام اس ناآگاه هم نیست برام مفید بود و چیز جدیدی یاد گرفتم بقیه حجم کتاب که کاملا پژوهشی بود هم بنظرم خیلی جالب بود من قسمت هایی که درباره تاریخچه نگاه اقوام مختلف به این مساله نگاه میکرد رو از همه بیشتر دوست داشتم
کتاب در اصل ربط زیادی به پی ام اس ندارد، تحلیل خاصی هم جز در همان مقدمه و موخره ارائه نمی دهد. از جهت اسطوره ای و تاریخی به بحث عادت ماهانه می پردازد و این لزوما بد نیست، نویسنده در موضوعی حرف می زند که در ان تخصص دارد و همین باعث می شود ارزش علمی کار بالا باشد. و به عنوان اخرین نکته وقتی در این خصوص کتاب های خیلی کمی به زبان فارسی وجود دارد این دیرینه شناسی شروع پسندیده ای است.
کتابی که با دید تحقیقاتی و منظم، به روایات دشتان (قاعدگی) در ادیان مختلف و اسطوره ها میپردازه. قسمت ادیان بسیار جالب بود برام. حتما بخونید و ببینید که از منظر تاریخی، زن در چه منجلابی از اول قرار داده شده. علی الخصوص در دین زرتشت که همهچیز دوبرابر وحشیتر و خشنتر بود. احادیث اسلامی هم بسیار جالبند.
حجم کمی داره و خوندنش هم آسونه. پیشنهاد میکنم بخونید.
بهش ستاره نمیدهم چون کارِ پژوهشی است. کارِ پژوهشی هم که سلیقهای نیست. اما در کل انتظارم از کتاب اینی نبود که خوندم. و چون مرضِ تمام کردنِ کتابی که شروعش کردهام رو دارم تا آخر خوندماش. وگرنه احکام ادیان مختلف دربارهی دشتان برام جالب نبود اصلاً. انگار داری توضیحالمسائل میخونی. انتظار داشتم دربارهی پیاماس باشد. که نبود. در کل اگر دوست دارید بدونید اسطورهها و ادیان نگاه و سنتهاشون دربارهی دشتان چی بوده برید سراغش. وگرنه توصیهاش نمیکنم.
جالب بود! نقص های خودشو داره ولی چون اولین کتاب با این موضوعیت در ایرانه نمیشه بهش سخت گرفت. یه جاهایی ممکنه کلام نویسنده زیاد با تکرار همراه باشه، ولی بخونیدش مطالب جالبی داره.
این اثر پژوهشی قاعدگی و همه ی مساءل و موضوعات مربوط به آن را در تاریخ و اسطوره نیز دنبال می کند و به دنبال یافتن پاسخی است به این پرسش: چرا قاعدگی همواره مسءله ای پنهان و مذموم در فرهنگ ها و باورهای کهن و امروزی بوده است؟ این کتاب سه فصل :1.دشتان و پیش دشتان 2.دین و دشتان 3.اسطوره و دشتان را در بر دارد و به صورت مختصر اما مفید به دشتان و مساءل پیرامونی آن پرداخته است.
این پژوهش جای کار بیشتری داشت و من در آخد کتاب حس کردم نویسنده موضوع رو نیمه کاره رها کرده و فقط به یک جمع بندی خیلی خیلی مختصر اکتفا شده. البته که در کل ایده ی کتاب خوب بوده.
از نظر من تابو شکنی خوبی بود موضوع کتاب اما بیشتر حجم کتاب بررسی موضوع دشتان در ادیان و اسطوره بود. دوست داشتم بیشتر از نشانگان پیش از آن بخوانم ..و شاید اگر یکم تحلیل بیشتر راجع به این پنهان کاری ها در جوامع مختلف در مورد دشتان در کتاب بود کتاب برام جذابتر میشد.
قسمت جالب کتاب برخورد کاملا متضاد گروه های مختلف با این مساله است... در بسیاری به دنیال انزوا و گوشه نشینی زن دشتان بوده اند، و معتقد بودند که به گونه شبطان،اهریمن یا هر چیز دیگری از این زن نیرو میگیرد یا به او نیرو میدهد.... اما در مقابل برخی گروه ها خون زن دشتان را انقدر مقدس و نیرومند میدانستند که همراه شراب مینوشیدند!!!!!
کتاب با معرفی پی ام اس (مشکلی که هر انسانی، جدا از جنسیتش، باید راجع بهش بدونه) شروع می کنه و بعد سعی می کنه تصویر پی ام اس رو در مذاهب (یهودیت، مسیحیت، اسلام، زردتشت، بوداییسم و هندوییسم) و اسطوره های مختلف و بعد هم در ادبیات ما بررسی کنه. کتاب انقدر نثر سلیسی داره که توی یه نشستن می تونید تمومش کنید (انگار دارید یه رمان می خونید). و تنها نقدی که به کتاب دارم اینه که نویسنده تو مقدمه طوری بیان می کنه که این تصویر برای من ایجاد شد که قراره در نهایت ارتباط بین غیبت این سندرم در آثار نویسندگان مطرح بشه. البته به طور ضمنی خواننده متوجه می شه که علت غیبت این پدیده (علیرغم اهمیتش) چیه . اما من به شخصه منتظر فصل جداگونه ای در این مورد هم بودم.
«کلمهای که در داستانهای مربوط به قاعدگی بارها و بارها تکرار میشود تابو است. در واقع ریشهی این تناقضات معنایی، سردگمی و حیرت آدم اولیه در مواجهه با پدیدهی دشتان بوده است. او از یکسو نظمی تغییرناپذیر در این پدیده میبیند که منطبق با نظم نظام طبیعت (چرخهی ماه) است و از سویی از قدرت زایندگی و نظم کیهانی مرموز آن میترسد. این ترس و احترام توأمان منجر شده که در دورههای اولیهی زندگی، رفتار بشر با این مقوله رفتاری متناقض باشد. گاه آن را تقدیس کند و گاه آن را پلید و نحس و خطرناک بداند.»
کتاب با سوال خوبی شروع میشه. اینکه چرا نویسندههای زن خیلی بهندرت درمورد پریود یا پیاماس چیزی نوشتهان. و بعد میاد پریود رو در تاریخ ادیان، و اسطورههای مختلف بررسی میکنه. و اون بخشهایی که مال ادیان مختلفه رو نقلقول مستقیم میاره. خوندن اون بخشها هولناک بودن. و خب با این سابقه وحشتناک، طبیعیه که هنوز هم حجمی از تابو وجود داشته باشه. و خوندن بخش اسطورهای واقعا جالب بود. شهلا زرلکی رو (با تمام انتقادهایی که بهش وارده) واقعا ستایش میکنم که سال ۹۱ همچین کتابی رو نوشته.
یه عنوان فریبنده. خواننده با خودش میگه چه جالب، یه محقق ایرانی در مورد پریود نوشته، جنون ماهانه، لابد منظورش پی ام اسه، ببینم چجوری بررسیش کرده. ولی خب سراسر کتاب یه سری اطلاعات جسته گریخته از بررسی پریود یا همون دشتان در ادبیات و دین و اسطوره هاس. نمیگم همش مزخرفه، اصلن بخاطر همین خوندمش که شهلا زرلکی رو با فقط با حرفای ضدفمنیستیش قضاوت نکنم. ولی واقعن چجوری میتونه اسم کتابشو پژوهش بذاره وقتی پر از جملات تکراری ویرایش نشدست، تغییر لحنهای بیخود مثل اینکه الان جای بررسی فلان نیس بعدن راجع بهش حرف میزنیم و هیچ جا حرف نزده، منبعهای نامعتبر، یه جای کتاب نوشته یک شیمیدان بزرگ سوئیسی گفته فلان، یعنی حتی اسم طرفو نیاورده. یه جای دیگه نوشته اسپرم بعد پرانتز باز کرده نوشته رویان، الان این دوتا یه چیزن؟ در کل، این کتاب نسبت به بقیه کتاباش بهتره چون سعی کرده پژوهشی باشه. ولی هیچ تحلیلی توش نیست، صرفن گردآوری اطلاعاته اونم ناموفق و سلیقهای. یه جا میگه نمیخوام قضاوت کنم ولی اسلام نسبت به همهی ادیان سهلگیرتر بوده نسبت به پریود. نکشی ما رو! یه جای دیگه هم میگه دین زنگریز مسیحیت! اون بخش جنون ماهانه هم صرفن واسه خوشگل کردن عنوانش بوده و بجز مقدمه هیچ جا در مورد پی ام اس حرف نزده. آره خلاصه. اگه اعصاب اضافه دارین این کتابو بخونین.
انتخاب نام کتاب به نظر نامناسب بود. دشتان که ریشه های اوستایی-پهلوی دارد به معنای نشانه است ودر متون زرتشتی برای زنی که خونریزی ماهانه دارد و به عمل خونریزی ماهانه به کار می رود.در کتاب به نگرش منفی زرتشتیان نسبت به زن و عادت ماهانه اشارههای فراوانی شده. پس چرا نویسنده لغتی از این فرهنگ را برای نامگذاری کتاب انتخاب کرده؟ این کار موجب ترویج و تایید آن نگاه منفی است. من عادت ماهانه نامیدن را ترجیح می دهم.
سندرم پیش از عادت ماهانه به دلیل کمبود پروژسترون و افزایش استروژن پیش از عادت ماهانه در درصد بالایی از زنان ( من جز آنها نیستم) اتفاق می افتد و علائم متفاوتی مانند نداشتن تمرکز، تحریک پذیری دارد.
کتاب به نگرش دین و اسطوره به عادت ماهانه می پردازد. دین زرتشت سختگیرانه ترین قوانین را برای زنی که در دوره ی ماهانه قرار دارد، وضع کرده. رتبهی دوم سختگیری به یهودیت اختصاص دارد. در هندویسم به دلیل نداشتن نظام یکپارچه و منسجم و گرایشهای متفاوت دیدگاههای مختلفی نسبت به عادت ماهانه وجود دارد.
در بخش اسطوره به ارتباط عادت ماهانه با مار و ماه پرداخته میشود و مثالهایی از تناقضهای فرهنگها و افسانههای متفاوت نسبت به عادت ماهانه بیان میشود. که بیشتر آنها نگرش منفی را نشان میدهد. مثلن در غرب نپال زنان را در این دوره در مکانهای غیر بهداشتی حبس میکنند.
در پایان نویسنده با مقایسه زن امروزی با زن کهن، جنبههایی مثبت در انزوای اجباری که در بیشتر فرهنگها و ادیان به زن در طول دورهی ماهانه تحمیل کردهاند، یافته.
کتاب پژوهش بود و نویسنده به جمع آوری منابع پرداخته و تقریبن از خود چیزی نیفزوده بوده. بعضی قسمتها تکرار وجود داشت و فصلبندی میتوانست منظمتر باشد.
کتابی پژوهشی درباره عادت ماهانه زنان که موضوعی بسیار حساس است ولی همیشه تابو بوده. حساس برای اینکه وقتی نیمی از مردم زمین هر ماهه دچار مسالهای شوند که نه تنها بر روی خودشان و حالات روحی و شرایط جسمی آنها تآثیر میگذارد بلکه بر اطرافیان، خانواده، دوستان و حتا همکاران آنها هم تأثیر خواهد گذاشت. قوانین و محدودیتهای دینی و اجتماعی که برای این مورد برقرار شده و چرایی برخوردهای گاه عجیب با این مسأله و دیدگاه ادیان در طول زمان و اساطیر در این مورد، همگی جذاب و جالب هستند. حتا از دید ادبیات هم به این مسأله پرداخته شده ولی فقط در حد بازگویی ابیات و جملات. ای کاش نویسنده جستجوی بیشتر یا بررسی بیشتری درباره تعریف و استفاده در ابیات و معانی آنها میکرد. بیشتر جمعاوری دادهها از کتب و مراجع مختلف بود که آنهم به نظرم بسیار مختصر انجام شده بود. شاید از ترس اینکه حوصله خواننده سر نرود! اما این مسأله بسیار جذاب و نوشتن و تحقیق در مورد دشتان زنان بسیار کار شجاعانهای بوده. به نظرم جای تحقیق و بسط و گسترش بیشتر داشت. به هرحال بقای نسل انسان به این اتفاق وابسته است.
یه ستاره فقط واسهی این که اولین بار توسط این کتاب بود که خیلی جدی با این جنبههای کذایی دید گذشتگان و اساطیر و فلان به زنانگی رو به رو شدم. وگرنه کتاب خیلی عامیانه نوشته شده، اصلا علمی نیست، اصلا تلاشی نکرده توضیحات جامع و کامل و بیغرض(اینجوری مینویسن؟) در مورد pms و mensuration بده. حتی مکانیسمش رو تو مقدمه درست ننوشته. آخرش هم خیلی سلیقهای تموم کرده و مطلقا با این که دستش باز بوده (که اگه نبود نظر شخصی هم نمیداد) تلاشی برای تغییر دید نسبت به این پدیده(!) و فرهنگسازی و از تابو خارج کردنش نمیکنه. (کلا کتابای زرلکی همینن، passive and conservative)
ولی روایتی که از ائمه در مورد به وجود آمدن پریود اومده رو سرچ کنین بخونین:) کیل می.
به عنوان یک پژوهشگر بیش از حد نظر شخصیشون وارد متن شده بود و یکجاهایی هم عیناً تکراری بود و مرور ادبیاتطور. اون انسجام و تحلیل لازم پژوهش رو نداشت به نظرم.
ولی به عنوان معدود کتابهای چاپ شده در مورد پریود و مسائل مربوط بهش، قابل قبول بود.
برای من کتاب جالبی بود چون هم موضوع جدیدی داشت و هم پژوهشی بود. به هر حال از یه جایی باید این تابوشکنی شروع بشه و خانومای ایرانی از حرف زدن راجع به طبیعت خودشون نترسن.
جالبه با کتابی مواجه بشی که در مورد اتفاقی که هر ماه باهاش در ارتباطی و جز در دوران بلوغ که از اطرافیان همجنست چیزهایی شنیدی تا آماده بشی واسش و بعد مسکوت مونده و خودت بودی و خودت. شاید خوششانسیِ ما نسبت به نسلهای قبلتر زنان و مردان اینه که این تابو خیلی نرم و آروم در حال از بین رفتنه اما وجود داره. با خوندن کتاب متوجه شدم اصن چرا تابو بوده، چرا در حال حاضر حضور زنان در دورهی دشتان در مکانهای مذهبی و مقدس ممنوع هست. خیلیهارو دیدم در تعزیههای پیش اومده نتونستن برن مسحد چون دشتان بودن. کتاب خیلی روون و ساده و البته پژوهشطور میگه که چطور در سالهای دور و پیش از ورود اسلام به ایران زنان حتی نباید به آتش نگاه میکردند که خدایینکرده ناپاک بشه. کتاب رو به زنان و مردان به یک اندازه پیشنهاد میکنم. به زنان برای شناخت پیشینه برخورد اجتماع با مسئله ماهانمون و به مردان برای شناهت بیشتر این مقوله و بالا بردن درکشون در برابر پارتنر یا همسرشون.
واقعا خوندنش رو ٢٠ روز طول دادم؟ خیلی کم حجم تر از این بود که بخواد بیست روز طول بکشه، متن سنگینی هم نبود، اما پژوهش قابل احترامیه در دورانی که دشتان هنوز تابو محسوب میشه. کتاب از سه فصل اصلی تشکیل شده: دشتان و پیش دشتان، دین و دشتان، اسطوره و دشتان. خوندنش خالی از لطف نیست.
زنان، دشتان و جنون ماهانه (پژوهشی اسطورهشناختی و تاریخیدربارهی قاعدگی و نشانگان پیش از آن)
شهلا زرلکی
تهران: چ۲. نشر چرخ با همکاری نشر چشمه، ۱۳۹۵
۱۴۱ص. ۱۱۰۰۰۰ریال
زنانگی در واکاوی تابویی کهن
امروزه دیگر بر همگان روشن است که زنان هر ماه و طی سیریمشخص و از پیش تدوین شده دچار فرایندی فیزیولوژیک میشوند.این فرایند از ابتدای انسان تا کنون دچار خوانشها، رمزنگاری ورمزگشاییها و کنش و واکنشهای متفاوت بوده است. و در هرفرهنگ و زبان نامهایی هم برا شناساندن خود دست و پا کرده است؛حیض، عادت، رگل و بسیاری از نامهای دیگر که در فارسی پهلویهمسان دشتان را می توان برای آنها یافت. «زنان، دشتان و جنونماهانه» را شاید بتوان یگانه اثری به زبان فارسی دانست که به اینمیزان در تاریخ و اسطوره شناختیِ دشتان پیش رفته است و تلاششرا جهت یافتن پاسخی به این پرسش به کار بسته است که: « چراقاعدگی همواره مسئلهای پنهان و مذموم در فرهنگها و باورهای کهنو امروزی بوده است!؟»
نگارنده خود هم پاسخی در خور به این پرسش میدهد، «پاسخی کهردپای آن در متون دینی و حتا اسطورههای جهانی دیده میشود وریشه در فرهنگی چند هزار ساله دارد.»
نگاهی به این کتاب نگرش به دشتان را تا حدی دگرگون خواهد کرد،نگاهی که در یکایک ما برآمده از اسطورهها و احکامی است کههزاران سال است در گوشمان نجوا شده است.
شهلا زرلکی بهانهی خود را برای این پژوهش چنین بیان میکند: «نخستین بهانهی این کتاب، مقالهای است که چندی پیش نوشتهبودم؛ مقالهای پژوهشی با عنوان «جنون ماهانه و زنان نویسنده».
زرلکی در این پژوهش با نگاهی به مداومت و همیشگی بودن دشتان،بررسی می کند که «چرا عادت ماهانه و نشانگان فراگیر پیش از آن،به عنوان یک ویژگی زیستی روزمره، در توصیفات زنانهی شخصیتهای داستانی به کار نمیآید؟» و او علت این انکار و سکوت را «ریشهدر منع و مقاومتی ناخودآگاه میداند. ریشه هایی هزاران ساله» (ص۱۳۴)
این اثر همانطور که از نامش هویداست، پژوهش است اما خوانششبرای کسانی که نزدیکی با متون آکادمیک ندارند، سختخوان و خستهکننده نخواهد بود. نویسنده در تمام این اثر کوشیده است تاچشمنوازهایی ادبی را هم در متن بگنجاند که لاجرم خوشایند خواهدبود و برسرخوشی از خوانش متن میافزاید.
کتاب د�� عنوان دومینش شاید محافظهکارانه فقط کلمات «اسطوره»و «تاریخ» را مبانی پژوهشی قرار داده اما روشن است که از ۱۳۰صفحه کتاب، ۳۰ صفحه اش را رابطه بین «دین و دشتان» به خوداختصاص داده است.
در این بخش، پژوهش به رفتار چهار دین بیش از سایر ادیانمیپردازد؛ زرتشت، یهودیت، مسیحیت و اسلام، و جالب اینجاست کهبر خلاف تصور قالب این آیین زرتشت است که واکنش سخت گیرانهتری را نسبت به زنانِ دشتانی روا میدارد و اگر مسیحیت را به سببوجود نداشتن احکامی شکاف مستثنی بگیریم، اسلام روادارانهترینآیین در برابر زنانِ دشتانی است. برای آشنایی بیشتر با این احکام وبه این سبب که واژه انتخاب شدهی دشتان واژهیی پهلوی است اندکیبه احکام وندیداد مغان که شرح آن در کتاب رفته است خواهیمپرداخت: «باید راه او رااز هرگونه گل و بوتهای پاک کنند. و در جاییکه او باید بماند خاک خشک بر زمین بپاشند و برای او ساختمانیبرپای دارند که همچند یکدوم یا یکسوم یا یکچهارم یا یکپنجمبلندیِ خانه، از خانه بلندتر باشد تا مبادا نگاه او بر آتش بیفتد» (ص۳۸) یا اینکه « کسی که برای زن دشتان خوراک می برد، باید سهگام از او دور بایستد» یا « آنان باید سه گودال در زمین بکنند و بر سردو گودال زن دشتان را با گُمیز(ادرار گاو) و بر سومین گودال با آببشویند» (همان)
نویسنده یا بهتر که پژوهشگر در این پژوهش پرداخت به ادیان را بهچشم آماده ساز ذهنی مینگرد چرا که هر��یک از مخاطبانش رادغدغهمندی در جامعهیی دینی قلمداد می کند و پس از بسط آنگزاره ها در فصل دوم و پرداختی هرچند ناکافی به «دشتان و پیشدشتان» در فصل اول، به سراغ «اسطوره و دشتان» در فصل سوممیرود.
پژوهشگر در فصل سوم در بخشی به رابطهی بین «ادب و دشتان»میپردازد و هرچند واژه دشتان را کم کاربرد و پرداخته نشده مییابداما چهرهیی روشنگر از قاعدگی را مخصوصا در ادب فارسی به دستمیدهد؛ و نکته حائز اهمیت اینجاست که شاید یکی از تنها نمونههایی که مایهی حقارت و دشنام را در آن کمتر میتوان یافت، ویس ورامین فخرالدین اسعد گرگانی ست؛ آنجا که در شب عروسی، ویساعلام میدارد که دشتانومند است و از آن روی که در آیین زرتشت،دشتانمرزی به مرگ خواهد انجامید، رامین از خوابگاه دوری میگزیند:
عروسش را پدید آمد یکی حال
کزو داماد را وارونه شد فال
گشاد آن سیمتن را علت از تن
به خون آلوده شد آزاده سوسن
دوهفته ماه یک هفته چنان بود
که گفتی کان یاقوت روان بود
زن مغ چون برین کردار باشد
به صحبت مرد از اون بیزار باشد
وگر زن حال از او دارد نهانی
بر اون گردد حرام جاودانی
همانگونه که می بینیم همین ابیات نیز خالی از تحقیر و بیزاری نسبتبه دشتان نیست، اما باز هم نسبت به سایرین ابیات مستند ادبفارسی روادارانهتر است. با توجه به این که یک بخش از پژوهشمختصراً به رابطه بین «ادب و دشتان» می پردازد اما هنوز هم جایپژوهشی ژرف در ادب فارسی در اسباب عدم حضور واژه دشتان کهواژهیی عمیقا بومی بوده است، شاخص قاعدگی و چرایی این تحقیرو تکفیر حتی از دید متفکرین صاحب نام، خالی پنداشته میشود.
یکی از جذابترین بخش های کتاب آنجاست که به «ماه، مار واسطوره های دیگر» میپردازد. هر جا در اسطوره ها نام زنی در میاناست مار و ماه نیز حضوری گسترده دارند؛ و حالا که سخن اززنانهترین دچاریِ فیزیولوژیک است آنان حتی بودنی پررنگ تر را بهرخ میکشند. در این بخش علاوه بر این که به وجوه اسطوره ای مارو ماه پرداخته میشود، تحلیل علمی جذابی هم از تاثیر ماه بر دشتانبه دست میدهد که بسیار روشنگر است و راهگشا. و تفسیر روشنیاست از اینکه چرا در گذر سالیان هماره قاعدگی به عادتی وابسته بهما تعبیر شده است.
این پژوهش حتی در زبانشناسی نیز کاوشی مختصر اما تاثیرگذارانجام داده است و در بنمایه، واژه لاتین ماه(Menses) وقاعدگی(Menstration) را همریشه یافته و یا حتی اشاره می کندواژهی تابو(Taboo) از فرهنگ پلینزی و واژه تاپوآ(Tapua) برآمدهاست که مشخصاً به معنی «مقدس» و «قاعدگی» است و با اشاره اینوستالژیک به داستان شنل قرمزی ریشه های واژه خون و قرمز رامیپردازد که به ترتیب خون(Blood) و مقدس(Blessing) هر دوهم ریشهاند. پژوهشگر پس از آن پی میبرد که در زبان سانسکریت،دشتان(rtu)، دوره(rita) و تولد(ri) نیز تمامی هم ریشه اند که واژهقرمز(Red) در زبان انگلیسی نیز از همانها منشعب شده است؛ شایداولین قرمزی که انسان به چشم دیده است
این کتاب نه تنها زنان که برای مردان نیز میتواند به همان مقدارکشش ایجاد کند و روشن است که نگارنده نیز برای ایجاد این کششبیشتر کوشیده است و گفتاری را به نام دشتان موازی مطرح می کندکه به نظر میرسد شهودیترین قسمت مت است و باب نقد و توقع رانیز برای خواننده میگشاید. گفتاری که اشاره دارد به ختنه و حجامتبه عنوان مصادیق این دشتان موازی و متاسفانه در بیان منابع همفقط به ضربالمثلی فارسی بسنده میکند
در زبان فارسی حتی در دهه های اخیر نیز کمتر به قاعدگی پرداختهشده است و شوربختانه تعدد آثار در این زمینه حتی از انگشتان یکدست نیز تجاوز نمیکند که اکثر آنها نیز پرداختی فنی و آناتومیک بهاین پدیده داشتهاند و طبیعتا وجود چنین پژوهشی مایهی خوشنودیاست.
اما این خشنودی سبب نخواهد شد تا ضعفها و نقصان های اثر را هماز نظر دور بداریم. «زنان، دشتان و جنون ماهانه» اثری به شدتپژوهشی است که میتواست حتی پژوهشیتر نیز باشد که البتهممکن بود مخاطب عام را دلزده کند؛ تکرار موضوعات گاهی زیاده وپراکنده است که در فصل مربوط به اسطوره ها بیشتر به آن برمیخوریم و گاه اسطوره ها چنان در هم تنیده میشوند که تمایز آنهااز هم دشوار مینماید؛ به همین سبب هم نیاز به ویرایشی دوباره درچاپهای آتی در آن احساس میشود، ویرایشی که میتواند مطالبگسسته و گسترده در کتاب را به پیوستگی و آرامشی برساند وخواننده را برای جمع بندی در انتها سردرگم رها نکند.
در پایان باید اشاره کرد که بسیاری از موضوعات مطرح شده در اینپژوهش برای بسیاری از خوانندگان تازهگی خواهد داشت و حتی بربسیاری از تصورات پیشین نیز خط بطلان خواهد کشید و به همینروی خواندن آن باب راهی خواهد بود برای شکستن تابوها ومطالعاتی ژرف و گسترده تر.
سخن راندن از موضوعی که همواره در پستوی خانه ها نهان بودهاست و حتی زنان گاهاً با شرم از آن سخن به میان آوردهاند، شعف آوراست و نباید از نظر دور داشت که پرداخت چنین موضوعی در دنیایغرب نیز تازهگی دارد و جامعه فارسی زبان اینبار نه خیلی دیر به آنپرداخته است.
آری، ماه، مار و دیگر اسطوره ها امروز مرده اند و علم پزشکی وحجوم استروژن های خارجی ناشی از گسترهی صنعت در دنیای مدرنتا حدی شکل دشتان و باور ما نسبت به آن را دیگرگون کرده است،«اما اندام زنانه هر ماه دگرگون میشود و این دگرگونی بر زندگی اودر همهی ابعاد تاثیر میگذارد.» (ص۱۳۴)
طبق چیزی که اکثراً بهش اشاره داشتند، در درجه اول چیزی که این کتاب رو ارزشمند و جالب میکنه موضوعی که مطرح کرده و در منابع رسمی به ندرت کتابی با این مضامین نوشته و چاپ میکنه. این شاید بزرگترین مزیت کتابه… اما به نظرم بزرگترین ایراد کتاب، وعدهی بیجایی است که میدهد و در آن محقق نمیشود و آن صحبت و بررسی پیشدشتان یا همان pmsاست. جز در مقدمه که جزو انگیزههای چاپ کتاب نام برده میشود و اشاره بسیار اندکی در فصل آخر، ما هیچی از این قضیه نداریم و این توقع برآورده نشده به نظرم از ارزش این کتاب بسیار کم میکند. نکته منفی بعدی تکراری بودن بسیاری از قسمتها و عدم تدوین و نظمدهی مناسب کتاب است؛ با این وجود به نظرم ارزش خواندن دارد چون میتواند زاویه جدیدی را نسبت به قاعدگی یا به تعبیر کتاب دشتان ایجاد کند. بررسی این مسئله در ادیان، ادبیات و جوامع مختلف و مقایسه آنها هرچند که کامل نباشد اما قطعاً حقایق جالبی را روشن خواهند کرد.
دشتان معادل پهلوی کلمه قاعدگیه که شهلا زرلکی بعد از تلاشهای زیاد از بین انواع و اقسام لغات عربی ( حیض )، انگلیسی ( پریود - period )، فرانسوی ( رگل ) و دیگر معادلها پیدا کرده. کتاب ابتدا جریان دشتان و سندرم پیش از دشتان ( pms ) رو به عنوان یه پدیده زیستی و از نظر علمی بررسی میکنه؛ چگونگی وقوع، دلیل، مدت زمان و پیامدهای اتفاق نیفتادن. اما بخش اصلی کتاب نه نگاه زیستی بلکه بررسی این پدیده از جنبههای متفاوته. زرلکی در چند فصل دشتان رو از نظر تاریخی، دینی، داستاهای اساطیری، آیین مناطق مختلف و در نهایت شعر و نثر فارسی بررسی میکنه. اینکه چرا زنانی که دشتان هستند احساس شرم میکنند، چرا از جامعه طرد میشدند، چه قوانین سختگیرانهای برای این زمان کمابیش یک هفتهای بهشون تحمیل میشد و دشتان زن امروزی چه تفاوتی نسبت به همنوع خودش در چند قرن پیش داره از سوالاتیه که زرلکی سعی میکنه تو این کتاب بهشون پاسخ بده.
اگر شناخت ابتدایی نسبت به دشتان دارید این کتاب از نظر علمی محتوای قابل توجهی به شما ارائه نمیده خصوصا اینکه بیش از ده سال پیش نوشته شده اما بخش اصلی کتاب بررسی تاریخیه. اگه علاقه دارید بدونید اقوام و ادیان مختلف چه نگرشی نسبت به این پدیده داشتن قطعا این کتاب مناسب شماست.