Jump to ratings and reviews
Rate this book

زنان، دشتان و جنون ماهانه

Rate this book
دشتان واژه‌ی فارسی پهلوی ا‌ست که در این کتاب به جای واژه‌ی قاعدگی به کار رفته است. کتاب پیشِ ‌رو درباره‌ی قاعدگی ا‌ست و نشانگان پیش از، امروز با نام PMS شناخته می‏شود. وضعیتی زیستی که بسیاری از زنان در سنین باروری با آن درگیرند و زندگی روزمره‏شان را تحت‌تأثیر قرار می‏دهد.

این اثر پژوهشی، قاعدگی و همه‌ی مسائل و موضوعات مربوط به آن را در تاریخ و اسطوره نیز دنبال می‏کند و به دنبالِ یافتن پاسخی‌ است به این پرسش: چرا قاعدگی همواره مسئله‏ای پنهان و مذموم در فرهنگ‏ها و باورهای کهن و امروزی بوده است؟

در واقع این پرسش، پاسخ تقریباً روشنی دارد که ردپای آن در متون دینی و حتا اسطوره‏های جهانی دیده می‏شود و ریشه در فرهنگی چند هزار‌ساله دارد. نگاه منفی نسبت‌به این پدیده و طبعاً نادیده گرفتن آن، وجه مشترک بسیاری از فرهنگ‏ها و سنت‏هاست.

145 pages, Paperback

Published January 1, 2016

Loading...
Loading...

About the author

شهلا زرلکی

7 books21 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
39 (16%)
4 stars
67 (29%)
3 stars
88 (38%)
2 stars
23 (9%)
1 star
14 (6%)
Displaying 1 - 30 of 72 reviews
Profile Image for صان.
430 reviews503 followers
August 22, 2019
کتاب میاد مساله پریود رو از منظر ادیان مختلف بررسی می‌کنه. در بخش دوم هم به اسطوره‌ها و نمادهای باستانی‌ای که با پریود مرتبط می‌پردازه.

کامل و جالب بود!
Profile Image for Dream.M.
1,144 reviews762 followers
January 27, 2026
به امید آزادی✌️

♡♡ این کتاب، اولین کتاب از چالش کتابخوانی ۱۲ ماه با نویسندگان زن است. کتابی که در جای خود بعنوان اثری آوانگارد و تابو شکن قابل احترام و ارزشمند می‌باشد؛ اما من از نظر روش شناختی و جنبه کارکردی انتقاداتی به آن دارم.
همه‌ ما با قدرت دانش در تغییر نگرش‌ها آشنا هستیم. اما من می‌خواهم بپرسم دانشی که با این کتاب درباره‌ بدن خود تولید می‌کنیم، دقیقاً چه تغییری در زیست روزمره ما ایجاد می‌کند؟ آیا به کنش و قدرت عملی منجر می‌شود، یا در سطح معنا متوقف می‌ماند؟
هدف من از این پرسش، نفی یا کوبیدن این کتاب نیست، بلکه واکاوی دقیق همین نسبتِ میان آگاهی، کنش و زیست در پرتو این اثر است.

○ مسئله‌ محوری من را می‌توان در این پرسش خلاصه کرد:
دانشی که با هدف رهایی‌بخشی درباره‌ بدن زنانه تولید می‌شود، وقتی از صفحه‌ کتاب به عرصه‌ زندگی پا می‌گذارد، چه کارکرد عملی‌ای پیدا می‌کند؟ آیا می‌تواند رفتارها را تغییر دهد، مواجهه با ساختارهای قدرت را ممکن سازد، یا خطر آن هست که صرفاً به تسکین ذهنی و خنثی‌سازی نارضایتی بدل شود؟

● جایگاه و اهمیت کتاب
پیش از هر نقدی، باید به درستی جایگاه این کتاب را شناخت. پرداختن به موضوعی به شدت تابوشده و سرکوب‌شده مانند قاعدگی، آن هم نه از منظر پزشکی رایج، بلکه در قالب یک کاوش فرهنگی و تاریخی، به خودی خود اقدامی شجاعانه و پیشگامانه است. این اثر، قاعدگی را از حاشیه‌ سکوت و شرم به مرکز گفت‌وگو می‌آورد و از این جهت، نقشی آغازگر و گشایش‌گر ایفا می‌کند.

● نقاط قوت – گشودن میدان گفت‌وگو و بازپس‌گیری زبان
کتاب از دو جهت کلیدی موفق عمل می‌کند:
اول، شکستن سکوت. کتاب موفق می‌شود تا مسئله‌ای شخصی و پنهان را به موضوعی عمومی و قابل بحث تبدیل کند و جایی برای شنیدن صداهای خاموش باز کند.
دوم، جست‌وجو برای زبانی جدید. نویسنده تلاش می‌کند تا از زبان پزشکی و مردمحور فاصله بگیرد و بدن زنانه را به‌مثابه یک تجربه‌ زیسته، معنادار و تاریخی بازتعریف کند. این رویکرد با سنت‌های فمینیستی که بر اعتبار تجربه‌ اول‌شخص تأکید دارند، هم‌راستاست.

● نقد – مسئله‌ روش و نقشه‌ی راه
با قدردانی صادقانه از این دستاوردها، اما لازم است به پرسش‌های بنیادی‌تری بپردازیم که فقدان آن‌ها، پتانسیل رهایی‌بخش کتاب را به چالش می‌کشد.
نخست، مسئله‌ روش: متن از فقدان روش‌مندی روشن رنج می‌برد. مرز میان روایت تاریخی، اسطوره‌پردازی، تفسیر شخصی و تحلیل نظری به اندازه‌ کافی شفاف نیست. این ابهام، کتاب را از یک دانش قابل نقد، آزمون و توسعه به سوی متنی بیشتر شبیه به یک روایت جذاب سوق می‌دهد.
اما مسئله‌ اصلی‌تر، نبود نقشه‌ راه است. کتاب انبوهی از اطلاعات و معنا تولید می‌کند، اما نشان نمی‌دهد این آگاهی تازه، چگونه باید در بافت پیچیده‌ زندگی روزمره مصرف شود. خواننده می‌آموزد و می‌فهمد، اما با این دریای جدید فهم، دقیقاً چه باید بکند؟

● پرسش کارکرد زیستی
در این‌جا پرسش محوری من ابعاد عینی‌تری پیدا می‌کند: این دانش برای زن یا دختر نوجوانی که امروز با واقعیت بدن خود و نگاه جامعه روبروست، چه تغییری ایجاد می‌کند؟
آیا به او ابزاری عملی برای مذاکره با پزشکی مردسالار، یا تابوشکنی در خانواده یا فضای کار می‌دهد؟ یا صرفاً به او می‌گوید که تجربه‌ات ریشه‌های تاریخی دارد و سپس او را با همان ساختارهای قدرت، تنها می‌گذارد؟ به بیان دیگر، آیا تغییر ایجادشده بیشتر در سطح ادراک و زبان فردی باقی می‌ماند، یا به کنش جمعی و تغییر ساختاری می‌انجامد؟

● تحلیل نظری و مقایسه با نمونه‌های موفق
از منظر نظریه‌ انتقادی، دانش تنها زمانی رهایی‌بخش است که به پراکسیس، یعنی آن پیوند دیالکتیکی میان اندیشه و عمل، تبدیل شود.
برای عینی‌تر کردن این معیار، خوب است به نمونه‌های موفق‌تری در سنت فمینیستی نگاه کنیم که توانسته‌اند این پیوند را برقرار کنند. برای مثال، کتاب کلاسیک «جنس دوم» سیمون دوبووار، با ارائه‌ چارچوب «انسان زن زاده نمی‌شود، زن می‌شود»، صرفاً یک تاریخچه ارائه نداد، بلکه یک لنز عملی برای تحلیل و مقاومت در برابر فرآیند اجتماعی‌سازی در زندگی روزمره ایجاد کرد. یا اثر جمعی‌ای مانند «Our Bodies, Ourselves» که دانش پزشکی و حقوقی را مستقیماً به یک راهنمای عمل برای مذاکره با نظام پزشکی تبدیل کرد. حتی تحلیل‌های تاریخی‌ای مانند کارهای سیلویا فدریچی، مستقیماً سوخت نظری برای جنبش‌های معاصر درخواست دستمزد برای کار مراقبتی فراهم آورد.
نقطه‌ قوت این آثار، ارائه‌ چارچوبی عملیاتی یا پیوند مستقیم با خواست‌های جنبش است. به نظر می‌رسد کتاب «زنان دشتان...»، با همه‌ ارزشش، در این مرحله متوقف می‌ماند. آگاهی می‌دهد، اما این آگاهی را به ابزار یا برنامه‌ی عملی مشخص برای مواجهه با ساختارهای کنونی قدرت مجهز نمی‌کند.

● حرف آخر
بنابراین می‌توان گفت: کتاب «زنان دشتان...» در طرح جسورانه‌ مسئله و آگاهی‌بخشی تاریخی موفق و تاثیرگذار است. اما در گام بعدی، یعنی تبدیل این آگاهی به کنش اجتماعی و زیست‌مندی رهایی‌بخش، ناتمام می‌ماند.
این کتاب یک نقطه‌ شروع ضروری و غنی برای اندیشیدن است، اما برای پیمودن مسیر، به نقشه‌ی راهِ عمل و ابزارهای مداخله‌گر مجهز نیست.
در نهایت اینکه انتقاد من نه نفی این اثر ارزشمند، بلکه تأکید بر پر کردن فاصله‌ای خطرناک است. فاصله‌ای که اگر پر نشود، دانش فمینیستی در سطح معنا و گفتمان محبوس می‌ماند و هرگز به نیرویی تغییردهنده در زندگی واقعی تبدیل نخواهد شد. «زنان دشتان...» سنگ بنای محکمی است، اما برای ساختن بنایی که در بادهای تند ساختارهای قدرت ایستادگی کند، به مصالح کنش و برنامه‌ی عملی نیاز داریم.

-------------
لازمه از همخوانان عزیزم در گروه همخوانی *فریده جریده* تشکر کنم و امیدوارم در ادامه راه از همفکری و هم صحبتی شون بیشتر بهرمند بشم♡♡♡
Profile Image for Amin.
421 reviews452 followers
January 10, 2018
این اثر را میشد سختگیرانه تر نقد کرد، اما به نظرم وجود چنین پژوهش هایی آن هم بر روی موضوعاتی حساس و دست نخورده لازم است و باید به قصد پژوهشگر ارج نهاد و فرصت را در اختیار پژوهش های آتی قرار داد

فارغ از انگیزه قابل احترام مولف برای انجام کاری تحقیقی، به نظرم کتاب شبیه به یک مرور ادبیات بلند است و اگر مهارتهای تحقیقی و تحلیلی نویسنده بیشتر بود، اثر می توانست به مراتب خواندنی تر باشد. یعنی فارغ از اینکه تاریخچه دشتان (که همان نام دوره ماهانه زنان به زبان پهلوی است) در اسطوره ها و فرهنگ های نخستین و ادیان چیست، و این پنداره های غلط چه بلاهایی در تاریخ بر سر زنان آورده و یا موجب چه عقاید بعدی شده، نیاز به جمع بندی و تحلیل شرایط فعلی یا طرح سوالات جدیدتر و ارائه پاسخ هایی ابتدایی احساس می شود. مثلا نکته ای که در فصول ابتدایی مشهود است، اختلاف بین متن اولیه کتب دینی در سه دین زرتشتی، یهود و اسلام و افزوده های روحانیون دینی است که افزوده هایی سخت گیرانه و کمتر انسانی هستند و با اصل آموزه های ادیان تفاوتهایی آشکار دارند

در چند مورد هم که نویسنده تلاش کرده تحلیلی به دست دهد، گاهی متن شبیه به یک کتاب آموزشی برخورد با پدیده دشتان می شود، یا تحلیل ها قانع کننده نیستند و یا نتیجه ای که بدان رسیده مبتنی بر فرضیات و توصیفات پیش از آن نیست. در کل به عنوان شروعی بر تحقیق در مسائل زنان مخصوصا در فضای علمی جامعه ما کار ارزشمندی است و مداومت بر چنین پژوهش هایی مطمئنا کیفیت تحقیقی اثر را نیز بالاتر خواهد برد
Profile Image for °•.Melina°•..
433 reviews711 followers
October 29, 2023
بنظرتون چرا درمورد چیزی که تمام زنان جهان در ماه ۲ هفته به معنای واقعی روحی و جسمی درگیرشن(یک هفته افسردگیِ pms و یک هفته سختی‌های پریود)به طور گسترده و مداوم صحبت نمیشه؟برامون چیزی تعریف نکردن، آموزش ندادن، تاریخ و ریشه‌اش رو نگفتن یا اصلا تو مدرسه کلاس‌های جداگونه نذاشتن؟!؟!؟
اگر همین موضوع برای مرد ها بود مطمئنم صد برابر بهش توجه میشد ولی زنان مثل همیشه در طول تاریخ از پریودشون گرفته تا نظرات و حرف‌ها و حق و حقوقشون خفه شدن و همه چی رو فقط از بچگی بهت میگن "قایم کن قایم کن قایم کن!"
و خب نتیجش میشه این که وقتی یه کتابی درمورد پریود میخونم به طرز غیرمعمولی ازش لذت میبرم چون موضوعیه که تاحالا هیچ جا درموردش باهام راحت و آزاد حرف نزدن یا توضیح ندادن(و تو باید بزرگ شی و چندین ماه افسردگی بگیری و بی دلیل گریه کنی و بعد تااازه توسط سوشال مدیا بفهمی که این pmsعه نه مرضی از طرف خودت!)چه برسه با اینکه انقدر هم از تاریخ و ریشه‌اش و مقدس بودنش و مهم بودنش بهت بگن!دیگه خرکیف میشی! و اون قدرت goddess گونه‌ات میزنه بالا.

مقاله عالی بود.تا جای ممکن، از دین گرفته تا اسطوره، پریود و pms رو بررسی کرده بود و ریشه‌های تاریخی‌ای که خیلیاااا هنوز نمیدونن و تاحالا به گوششون هم نرسیده رو تعریف کرده بود.یکم جای ببشتر داشت برای اینکه به عنوان یه تریبون فرهنگ سازی کنه ولی تا جایی که دستش باز بود یه گزارش جامع و جالب داده بود.حتما بخونیدش دخترا💋(پسرا که دیگه بهتر)

*اگر یه روز معلم شدم این کتابو یجوری تو کلاسم جا میکنم
Profile Image for Sonya.
504 reviews375 followers
December 1, 2016
این کتاب پژوهشی در مورد یکی از ویژگی های فیزیکی منحصر به فرد زنان است، عادت ماهانه، رگل، قاعدگی، پریود، حیض، منسیس تعدادی از اسامی هستند که برای قسمتی از دوره ی هورمونی توام با خونریزی زنان اطلاق می شود. نویسنده ازکلمه پهلوی "دشتان" در این کتاب استفاده کرده است که در ایران قدیم و نوشته های اوستا نیز از این لغت استفاده شده است. در این پژوهش دشتان از نظر واژه شناسی، دیدگاه ادیان مختلف و اسطوره شناسی بررسی شده است.
مطالعات کتب ادیانی نشان می دهد که در دین زرتشت مطالب زیادی راجه به دشتان مطرح بوده و جداسازی کامل زنان در آن ایام و ناپاک بودن آنها به کرات مطرح شده و زن ها در آن ایام حتی نباید به چیزهای مقدسی چون آب و آتش نگاه می کردند و آن گناهی عظیم در پیش اهورامزدا بود که سخت ترین مجازات هارا در پی داشت.
در دین یهود نیز جداسازی زن و ناپاکی او مطرح است اما نسبت به زرتشت تساهل بیشتری داشته است. در ادامه در دین مسیحیت هیچ آموزه و اشاره ای به این موضوع وجود ندارد و در دین اسلام نیز احکامی در این مورد وجود دارد که بر خلاف ادیان دیگر نیازی به انزوا و جداسازی زنان نیست.
از نظر اسطوره های ایرانی نیز زن و دشتان او را حاصل بوسه ی اهریمن برسر "جهی" می دانند که جهی در واقع مادر نخستین همه ی زنان بوده و دختر اهریمن است. در اسطوره ملل دیگر نیز مار وماه نقش پررنگی در داستان های مربوط به پدید آمدن دشتان دارد.
بررسی ادبیات و اشعار ایرانی نیز نشان می دهد که کلمه "حیض "که در این منابع بکار رفته بیشتر توام با معانی تحقیر کننده و نشانگر ضعف زنان بوده است.

به طور کلی انگیزه ی اولیه نویسنده از انجام این پژوهش "تابو" بودن این مسئله در عصر حاضراست، که علیرغم پیشرفت ها ی علمی و توضیح کامل خونریزی ماهانه براساس تغییر مقدار هورمون های زنانه، صحبت از این مسئله و اشاره به آن مذموم و ناپسند است و شاید بخشی از دلیل این موضوع به ناخودآگاه جمعی و آموزه های اسطوره ای و دینی آن برمی گردد که در نهاد بشر فعلی وجود دارد.
و با وجود اینکه نیمی از بشر روی کره زمین چند روز از هر ماه را با این مسئله و همچنین تغییرات روحی آن مانند سندرم پیش از قاعدگی مواجه هستند هنوز این فرایند زیستی در هاله ای از تابوهای قدیمی باقی مانده است و علیرغم همراهی روزانه زنان با مردان در همه ی امورجهان امروزی، انکار و سکوت درباره ی این موضوع وجود دارد.
اندام زنانه همچون ماه دگرگون می شود و این دگرگونی زیر هاله وابری از خجالت و ضعف توسط زنان و مردان پنهان شده است.
Profile Image for Yeganeh.
904 reviews325 followers
June 27, 2026
امروزم مثله همه ی دفعات دیگه که دوره ی PMS ام رو میگذرونم و این ریویو رو مینویسم، با خودم فکر کردم که چقدر همین اطلاعات (هرچند هنوز کم) درباره ی دشتان و مسائلش رو مدیون کنجکاوی ها و تابوشکنی های عده ای هستیم و چقدر هنوز دربارش نمیدونیم. و چرا باید در جامعه ای باشیم یا در زمانی باشیم که هنوز که هنوزه این مسائل برامون تابو یا پیش پا افتاده باشه. به علاوه اینکه خیلی از جنبه های فلسفی، دینی و آیینی و تاریخی دشتان رو هم نمیدونستم و خوب این کتاب مثل یک کتابچه راهنما خیلی مسائل رو بهم یاد داد . به همین علت بنظرم کتاب مفیدی بود. (نمیدونم اگر کتاب دیگه ای یا نویسنده غیر ایرانی دیگه ای تابحال در مورد چنین تاریخچه ای نوشته یا نه ولی خوشحال میشم اگه بتونم اونم چیدا کنم و بخونم و ببینم از دیدگاه افراد دیگه چجوریه).

در کنار اون هنوز برام سواله که چرا درمورد چیزی که تمام زنان جهان در ماه ۲ هفته به معنای واقعی روحی و جسمی درگیرشن(یک هفته افسردگیِ pms و یک هفته سختی‌های دشتان)به طور گسترده و مداوم صحبت نمیشه؟ برامون چیزی تعریف نکردن، آموزش ندادن، تاریخ و ریشه‌اش رو نگفتن یا اصلا تو مدرسه کلاس‌های جداگونه نداشتن ؟ طبق معمول اگر این پدیده برای آقایون اتفاق می‌افتاد احتمالا قضیه فرق داشت.

در اینجا واژه دشتان که ریشه‌ای اوستایی-پهلوی دارد و از کلمهٔ daxsta (دَخشْتَه) گرفته شده که به معنای «نشان» و «علامت» است انتخاب شده که امروز هیچ فارسی‌زبانی از این واژه استفاده نمی‌کند و همه به معادل‌هایِ دیگه اون عادت کردن، و تقریبا تمام نام های دیگه دشتان از جمله "حیض" واژه‌ای که در متونِ فقهی، بارِ نجاست و ناپاکی دارد استفاده میشود و من هم از گفتن نام های دیگه اون برای جلوگیری از بار منفی شون پرهیز میکنم.

من مثل همیشه که در کنار اینکه یک کتاب رو میخونم میگردم اگر مصاحبه یا محتوای دیگه ای از نویسنده یا درباره کتاب اگر هست نگاه می کنم، اینبار هم یک مصاحبه ی خیلی کمیاب از نویسنده این کتاب دیدم که خوب اونم خالی از لطف نیست دیدنش اگر این کتاب رو میخونید. پیشنهاد من اینکه حتما بخونید، چه به عنوان زن و چه به عنوان مرد. از نظر من هیچ مسئله ای در جهان نیست که مختص به زن و مختص به مرد باشه، هر دو جنس به صورت برابر میتونن از هرچیزی بهره مند بشن.

⋅•⋅⊰∙∘☽༓☾∘∙⊱⋅•⋅

توی پرانتز: دکتر مهرک علی صابونچی (پژوهشگر فرهنگ ایران که دکترای فرهنگ و زبان های باستانی) یک بار درباره این موضع صحبت کرده و میگه قبل از این دوره ای که بخوایم آیین زرتشتی رو در وضعیت کلان در ایران داشته باشیم یک دوره طولانی مادرسالاری رواج داشته که بعد از اون یک شورش آنارشی میشه بر این وضعیت که سعی میشه که پدرسالاری بخواد بیاد از خودش محافظت کنه در مقابل این پیشینه ی مادرسالانه ای که بوده و خوب تبالیغ و ترفندهایی که انجام شده باعث شده جوری سیاست پدرسالارانه به ایران تزریق بشه که دیگه هیچوقت اونجوری برنگردیم به مادرسالاری(هرچند بنظر من به عنوان واکنش تدافعی هم که شده باید برگردیم به همون مادرسالاری :)) در کل هیچکدوم از این دو بطور مطلق خوب نیست ولی این باعث شد فکر کنم این شرم از اینکه چرا دشتان و مسائل مربوط به اون اصلا دیده نمیشه. نه در دوره های قبل و نه حتی اونقدر در دوره های الان با وجود کلی امکانات و روش های اطلاع رسانی و تبلیغ زیاد.

اگر بخوایم به طورکل نگاه کنیم، در مورد وضعیت های جنسی و فیزیکی مردان خیلی بیشتر و صریح تر صحبت میشه و یا حتی نهایتا بیماری های مشترک زنان و مردان چون به هرحال وابسته هست به مردان، ولی وقتی به زنان و دشتان میرسه انگار یک ترس یا تبویی وجود داره که همه باورشون شده این دشتان کثیف و آلوده است و باید ازش دوری بشه، در عین حال که مثلا اگر خونی از مرد خارج بشه یا حتی در دوران کهن وقتی مردی به جنگ میرفت و خونی از دست میداد و نیاز به مراقبت داشت، چرا با اون همونطور رفتار نمیشه که با خون دشتان زن میشه؟؟ شاید علت های زیادی داشته باشه ولی من فکر میکنم اون خونی که از دست یا جاهای دیگه از بدن خارج میشه خوب خیلی مورد بحث نیست اما در مقابل خونی که از زن خارج میشه یا بهتر بگم از اندام جنسی زن، کلا تبو هست و هرچیزی که بر میگرده به آلت تناسلی زن و مسائل مربوط بهش هنوزم تبو و مشکل داره.

یک مورد دیگه اینکه چرا مثلا در آثار زن ها و یا حتی آثاری که درباره زن هست یا شخصیت های زن پررنگ تر هستن، درباره تمام مسائل ریز و درشت بین زن و مرد اعم از ازدواج و مسائل زناشویی و روانی و ... صحبت میشه اما چرا درباره مسائل زنانگی و بخصوص دشتان صحبت نمیشه؟؟ انگار نویسنده ها هم ناخودآگاه فراموش کردن یا یک ترسی دارن ازینکه چنینی چیزی رو هم به وضوح در کتاب هاشون بیارن اینو خود نویسنده هم میگه که بین همکاران در مورد این موضع بحث کردیم و اون ها حتی به ذهنشون خطور نکرده بود که اره واقعا میشه این چیزهارو نوشت. مثلا درمقابل رابطه جنسی اینو راحت درموردش فکر میشه و نوشته میشه یا حداقل سانسور میشه، اما در مورد دشتان جوریه که اصلا به ذهن خطور نکرده انگار یا فکر نشده و این خیلی عجیبه.

در سالهای اخیر شاهد این هستیم که موقع به دشتان رسیدن دختران و حتی سالهای بعدش، دخترها و کلا زن ها اینو بروز میدن که حالا این چیه و چرا ما باید دشتان بشیم و چرا اصلا وجود داره، و من فکر میکنم بااینکه هنوز دشتان هراسی و فلسفه ی دشتان شدن هنوز کار داره که بتونیم به درستی در آگاهی جمعی تغییر بدی، ولی اگر ازین دیدگاه بهش نگاه کنیم که حداقل داره بازگو میشه نسبت به گذشته و سال های دورتر این حالت از وضعیت خاموش حداقل بدل شده به یک حالت غر زدن و این خودش خیلی میتونه خوب باشه و روندش داره بهتر میشه.

⋅•⋅⊰∙∘☽༓☾∘∙⊱⋅•⋅

جذاب‌ترین بخش کتاب بنظر من، قسمت کندوکاو در اسطوره‌ها و ادیان بود. اینکه اولا در ابتدا چرا این خون و این دشتان یک چیز نجس و تابو بوده و ازش بعنوان نفرین، یک چیز اهریمنی و حتی مثل اسم کتاب "جنون" نام برده شده. طبق گفتهٔ نویسنده، اولین بار در تورات این خون نجس تلقی شده و از آنجایی که دین و آیین، هرچه باشد، به مردم سرایت می‌کند، این نگرش هم همین‌طور دهان به دهان چرخیده و در خودآگاه و ناخودآگاه انسان‌ها نشسته است؛ به‌طوری که در ادیان دیگر هم به نوعی خودش را نشان داده است. در مقابل، اتفاقاً در اسطوره، دشتان و خونِ دشتان نه تنها طرد نمی‌شود، بلکه تقدیس هم می‌شود و این خون، برخلاف نگاهِ دینی، پاک و مقدس محسوب می‌گردد. کتاب به خوبی به هر دو این نگاه‌ها می‌پردازد و این دو فصل، یعنی فصلِ اسطوره‌ها و فصلِ ادیان، برای من از همه جالب‌تر بودند.

در بخش "اسطوره و دشتان" نویسنده یک مثلث ممنوعه را آشکار کرد که در فرهنگ‌های گوناگون تکرار می‌شه: زن، خون و آب. در اساطیر استرالیایی، مار رنگین‌کمان با بوی خون دشتان از خواب بیدار می‌شود و خواهران واویلاک را می‌بلعد. در ونزوئلا، مار مامادی زنان را به اعماق رودخانه می‌برد. در ایران باستان، جهی - دختر اهریمن - با بوسهٔ اهریمن دشتان می‌شود و خون ماهانه از او جاری می‌شود.
این اسطوره‌ها، آن قدر که زرلکی به خوبی نشان می‌دهد، صرفاً داستان نیستند. آنها نقشه‌های روان‌شناختی جمعی هستند که ناخودآگاه ما را شکل داده‌اند. مار که هر ماه پوست می‌اندازد، همچون رحمی که هر ماه دیواره‌های خود را می‌ریزد و باز می‌سازد. ماه که چرخه‌ای ۲۸ روزه دارد، مثل سیکل دشتان. این هم آمیختگی چنان عمیق است که واژهٔ لاتین menses خود از کلمهٔ ماه گرفته شده است.

در بخشِ "دین و دشتان"، با موشکافی در پنج آیینِ بزرگ، نشون داد که اگرچه همهٔ ادیان در سه اصلِ اساسی - انزوا، محرومیت از عبادات، و ممنوعیتِ آمیزش - با هم اشتراک دارند، اما شدت و کیفیتِ این محدودیت‌ها تفاوت‌هایِ بنیادینی داشت:

▪︎ به طرز عجیبی، آیین زرتشت در این زمینه سخت‌گیرانه‌ترین بود. نویسنده در اسطورهٔ جهی این‌گونه توصیف کرده که دشتان نجاستی اهریمنی است و زن باید به کلبه‌ای جداگانه (دشتانیستان) برود، پانزده گام از آتش و آب فاصله بگیرد، و نزدیکی با او مجازاتِ مرگ (پشوتن) دارد. این برای ما می‌تواند سوال‌برانگیز و سنگین باشد، چون آیین زرتشت و دین آن برای ما قابلِ احترام است. حتی برای من هم خیلی عجیب بود که این همه دشتان‌ستیزی برای چیه.

▪︎ آیین یهود نیز در کتابِ لاویان، زنِ دشتان را "نیدا" (ناپاک) می‌خونه، هفت روز او را ناپاک می‌داند، هرچه را لمس کند نجس می‌شود، و نزدیکی با او گناهی کبیره و موجب "انقطاع از قوم" (طرد اجتماعی و حتی مرگ) است.

▪︎ در مقابل، "اسلام" (به طرز عجیبی باز) با رویکردی معتدل‌تر، دشتان را "اذی" (رنج) می‌نامد - نه نجاستِ ذاتی - و فقط نزدیکی در فرج را ممنوع می‌کند، اما سایر استمتاعات را جایز می‌داند؛ زن از نماز و روزه معاف است (نه محروم)، و کفاره‌ای برای نزدیکیِ اشتباهی واجب نیست.

▪︎ مسیحیت اما در اناجیلِ اربعه هیچ اشاره‌ای به دشتان ندارد، هرچند کلیسای ارتدکس بعدها زنان را از ورود به کلیسا منع کرد (ممنوعیتی که در کاتولیکِ مدرن لغو شده است).

▪︎ و سرانجام، "آیین‌هایِ شرقی" مانند هندوئیسم، بودیسم و سیکیزم، با نگرشی مثبت‌تر، دشتان را فرایندی طبیعی، پاک‌کننده و حتی مقدس می‌دانند و برای نخستینِ دشتانِ دختر جشن می‌گیرند - هرچند تناقض‌هایی نیز دارند (مثلاً در هند زنان از ورود به معابد منع می‌شوند، اما در سیکیزم هیچ محدودیتی وجود ندارد).

⋅•⋅⊰∙∘☽༓☾∘∙⊱⋅•⋅

بعضی جاهای کتاب نقد هایی بود به فمنیزم و بخصوص فمینیست های رادیکال که مثلا نویسنده معتقد بود که نگاه مدرنِ فمنیستی که هرگونه نشانه‌ی ضعف را انکار و نادیده می‌گیرد، به زنان امروز آسیب می‌زند. او نشان می‌دهد که رد کردنِ کاملِ این فرایند زیستی، زنان را در برابر عوارض جسمی و روحی آن، مانند سندرم پیش‌دشتان(PMS)، آسیب‌پذیرتر از دورانِ تابوهای کهن کرده است. به باور او، راهِ حل، نه انکار، بلکه احترامِ هوشمندانه و توجهِ عملی به نیازهای این دوران است.

یک نمونهٔ دیگه از این قضیه، همونطور که خود نویسنده هم گفته و من یادمه، اینه که چند سال پیش در برخی از کشورهای اروپایی، مرخصی‌هایی برای زنانی که در دورهٔ دشتان هستن در نظر گرفته شده بود. اتفاقاً این موضوع باعث شد که تظاهراتی علیه‌اش شکل بگیره با این استدلال که «چرا اینطوریه؟ شما با این کار ما رو ضعیف خطاب می‌کنید! ما نیازی به مرخصی نداریم، اینم مثل یک روز عادیِ دیگهست!» شاید بشه گفت مشکلِ فمینیست‌های رادیکال یا رویکردِ افراطیِ اون‌ها اینه که می‌خوان خودشون رو شبیهِ مردها کنن تا از حقوقِ زن‌ها دفاع کنن، ولی اگر در عمقِ ماجرا بری، شاید واقعاً مشکل‌پسند باشه. به نظر من، ما اول باید برخی از تفاوت‌هایِ ابتداییِ زن بودن و مرد بودن رو قبول کنیم و سعی کنیم از همون تفاوت‌ها دفاع کنیم. یه سری واژه‌ها هست که باید قبول کنیم برای هر دو جنس معنایِ متفاوتی دارن؛ مثلاً ضعف، قدرت و ... و نباید سعی کنیم معنایِ واژه‌ها رو به زور عوض کنیم.

که خوب برگردیم به موضوع اصلی و یک پرسش: آیا آنچه که امروز سندرم پیش‌دشتان می‌نامیم، همین علائمی نیست که زنان را در عصر کهن به کلبه‌های قاعدگی تبعید می‌شدن؟ و اگر چنین است، آیا انکار امروزی این علائم - که نتیجهٔ رویکرد «فمینیستی» به انکار هرگونه نشانهٔ ضعف است - باعث نمی‌شود که زنان امروز بیش از زنان دیروز از این سندرم رنج ببرند؟

نویسنده با تکیه بر نظریهٔ استروژن خارجی ( افزایش مواد شیمیایی زیست‌محیطی، قرص‌های ضدبارداری، آفت‌کش‌ها و مواد پلاستیکی که سطح استروژن را در بدن زنان بالا می‌برند) نشان می‌دهه که سندرم پیش‌دشتان تا حد زیادی پدیده‌ای مدرن است. زن دیروز، با بارداری‌های بیشتر، شیردهی طولانی‌تر و مواجههٔ کمتر با مواد شیمیایی، چنین علائمی را با شدت امروزی تجربه نمی‌کرد.

در نهایت، پیام نویسنده و چیزی که من ازش برداشت کردم در کنار اطلاعات ریز و درشت جالبی که داشت این بود که شاید، راهی که زنان امروز در پیش گرفته‌اند - انکار و نادیده گرفتن این فرایند طبیعی - راه درستی نباشد. شاید باید از زنان دیروز بیاموزیم که به بدن خود احترام بگذاریم، به آن استراحت دهیم، و آن را نه به عنوان لعنت بلکه به عنوان بخشی از نظم بزرگ‌تر کیهانی ببینیم - همان نظمی که در چرخهٔ ماه و جزر و مد دریاها و پوست‌اندازی مار تجلی می‌یابد.
Profile Image for Nooshin.
81 reviews62 followers
February 14, 2018
‫این اثر به‌عنوانِ یکی از معدود آثار[یا شاید تنها اثر]ی که در مجموعه‌ی کتاب‌های فارسی به موضوعِ قاعدگی (یا به‌قولِ مقبولِ پژوهشگر، «دشتان») پرداخته قابلِ تقدیر و خواندنی‌ست، با این حال، این یگانگی شاید مهم‌ترین دلیلی باشد که کسی را به خواندنِ این کتاب وادارد.

‫کتاب، همان‌طور که از اسمش پیداست، «پژوهش» است و خواندنش برای کسی که آشناییِ زیادی با متونِ آکادمیک ندارد شاید کمی سخت باشد؛ با آن‌که نویسنده کوشیده است که جذّابیّت‌هایی ادبی نیز به اثر اضافه کند، همچنان لحنِ خشک و گزارشیِ کتاب «پژوهش» بودنش را سرسختانه به رخِ خواننده می‌کشد. در کنارِ این موضوع، گاهی در طولِ متن شاهدِ جبهه‌گیری‌هایی له یا علیهِ فرهنگ‌ها یا ادیانِ مختلف هستیم که با نفسِ پژوهش سازگاریِ چندانی ندارد. (برای مثال جانب‌داری از سننِ ایرانیانِ باستان در مقابلِ سایرِ ملل یا دفاعیه‌ای نه‌چندان قابلِ قبول در بابِ نادرست نبودنِ سنّتِ انزوای زنانِ دشتان‌شده)

‫در عنوانِ کتاب − شاید عامدانه − تنها به «تاریخ» و «اسطوره» اشاره شده است و این در حالی است که حدودِ ۳۰ صفحه از ۱۳۰ صفحه‌ی متنِ کتاب منحصراً به رویکردهای مختلفِ ادیان نسبت به مقوله‌ی دشتان می‌پردازد. هرچند این موضوع را شاید بتوان زیرمجموعه‌ی «تاریخ» دانست، شاید اشاره‌ی مستقیم به آن در عنوانی چنین طولانی مناسب‌تر می‌بود.

‫تکرارِ موضوعات در متن گاهی خسته‌کننده و زیاد از حد است، مثلاً در چند بخش از کتاب به اسطوره‌ای خاص و این‌که «در جای خودش به آن می‌پردازیم» اشاره شده و در نهایت در یک صفحه به‌اختصار در موردِ آن مطالبی می‌خوانیم. متنِ کتاب در نگاهِ کلّی در مواردی به‌وضوح به ویرایشِ دوباره احتیاج داشت.

‫با این وجود، خواندنِ این کتاب-پژوهش آموزنده، جالب و تا حدّی نیز لذّت‌بخش بود، هرچند پیوستگی و انسجامِ مطالب می‌توانست بهتر باشد و خواننده را در انتها کم‌تر گیج و گنگ از حجمِ مطالبِ گسسته‌ای که خوانده باقی بگذارد.

---------

‫پی‌نوشت، یک سال و نیم بعد از مطالعه: به‌تازگی در موردِ نویسنده‌ی این کتاب – که هنگامِ مطالعه چیزی در موردش نمی‌دانستم – چیزهایی فهمیدم (در بابِ ضدّزن بودنش در عینِ نوشتن در موردِ زنان و کم‌ارزشیِ «پژوهش»هایش، که دیگر مطمئن نیستم بتوان نامِ پژوهش رویشان گذاشت) و کارهایی دیدم که دید و اعتمادم را نسبت به این کتاب و محتویاتش مخدوش کرد. یک ستاره کم می‌کنم و توصیه‌ی انتهایی‌ام به خواندنش را حذف.
Profile Image for Sarah Far.
166 reviews492 followers
November 6, 2023
انسان اسطوره‌پرست، خون دشتان را نشانه ضعف و بیماری نمی‌داند. از نگاه او این خون برکت و رحمت مادر زمین است.

همیشه از این وضعیت متنفر بودم و هستم اما گاهی با خودم فکر می‌کنم سیستم بدنی زن نیاز داره که اینجور باشه و شد.

از اون کتاب‌های کوتاه، مختصر و صدالبته پر از فایده برای عموم مردم (نه فقط زنان)
دو امتیاز برای پژوهش و نگاه اسطوره‌شناسی به این موضوع که زمانی تابو بوده و هنوزم هست.
و یک‌ونیم امتیاز برای زحماتی که کشیدند.
برای بیشتر فهمیدن از کتاب، به تیکه‌های کتاب در اینجا یا طاقچه سر بزنید.
با تشکر از طاقچه پیمانِ عزیز...
Profile Image for this is shin.
127 reviews86 followers
July 17, 2019
من خیلی از خوندنش لذت بردم
دست مولف واقعا درد نکنه
کتاب کم حجم و خوش خوانی هستش که به نظر من واقعا مفیده,
بخش کوتاهی اولش بود که درباره ماهیت,نشانه ها و راهکار ها صحبت میکرد که به شخصه به عنوان زنی که درباره حواشی سندروم پی ام اس ناآگاه هم نیست برام مفید بود و چیز جدیدی یاد گرفتم
بقیه حجم کتاب که کاملا پژوهشی بود هم بنظرم خیلی جالب بود
من قسمت هایی که درباره تاریخچه نگاه اقوام مختلف به این مساله نگاه میکرد رو از همه بیشتر دوست داشتم
Profile Image for Haniyeh.
160 reviews84 followers
February 5, 2026
ابتدا دوست دارم از خانم زرلکی بابت نوشتن این کتاب تشکر کنم. کتاب ایشون جزو معدود کتاب‌ها و مقالات پژوهشی به چاپ رسیده در موضوع دشتان و مخصوصا پیش‌دشتان هست. دشتان کلمه‌ای وام گرفته از زبان پهلوی و هم‌معنای عادت ماهانه، قاعدگی و پریود هست.
این کتاب حاصل تحقیق و تلاش ایشونه و در سه بخش معرفی، دین و اسطوره نوشته شده.

بعضی نکات مهم در هر بخش رو براتون می‌گم؛

بخش اول:
- در چند دهه اخیر آشنایی با دشتان برای هر دو جنس بیشتر از قبل شده. توی گروه همخوانی "جریده فریده" درمورد اینکه چقدر گاهی به عنوان یک زن سعی می‌کنیم این موضوع رو پنهان کنیم صحبت کردیم. دلیلش تا حد زیادی به پیشینه دشتان که در بخش‌های بعدی به‌ش پرداخته توضیح داده شد اما به این نتیجه رسیدیم که باید این اتفاق تکرارشونده رو طبیعی بشماریم و سعی کنیم برای دیگران هم توضیح بدیم. از خانواده تا محیط کار و جامعه باید دیگران رو با این مقوله بیشتر آشنا کنیم. حالا به هر طریقی که برامون راحت‌تره.
- کتاب درمورد پیش‌دشتان یا همون pms که دوره قبل از دشتان هست صحبت کرد و واقعا مهم بود. pms چیزیه که خیلی از آقایون و حتی خانم‌ها ازش اطلاعی ندارن. این دوره با درد و خستگی، با احساس اضطراب و افسردگی و خشم و اندوه همراهه و چهار روز قبل از دشتان شروع و تا چهار روز اول ادامه داره. شدتش در هر فرد نسبت به دیگری متفاوته و حتی در مواردی آسم، میگرن و صرع وجود داره. بنابراین pms چیزی نیست که ساده از کنارش بگذریم و سعی کنیم همه‌چیز رو عادی جلوه بدیم. درد عادی نیست و همینطور، خستگی و غم واقعیه و نباید انکارش کنیم.

بخش دوم:
- هر دینی به نوبه‌ی خودش تلاش کرده تا زن رو به گوشه‌ای برونه و از زندگی اجتماعی و حتی در مواردی حقوق اولیه مثل خوردن و خوابیدن دور کنه. جز چند مورد خاص همه همینطور بودن اما اونا هم کمی ملایمت به خرج دادن و کاملا منصف نبودن.
بعضی از جمله دین باستانی‌مون زرتشت حتی نگاه به خورشید و ماه رو هم در دوره دشتان ممنوع کرده بودن، دلیل هم این بود که به طور کلی اغلب دین‌ها و فرقه‌های مختلف دشتان رو یه نیروی اهریمنی می‌دیدن (تنها چند نمونه وجود داشته که به عنوان نیروی حیات و زاینده می‌دونستن اما همونا هم محدودیت‌هایی رو برای زن داشتن)، به همین خاطر زن ناپاک و در بند شیطان تصور می‌شد و باید از همه حتی فرزندانش دور می‌موند و هر چیزی که لمس می‌کرد آلوده بود و باید با آداب خاصی شسته می‌شد یا دور انداخته می‌شد. بعضی حتی حق خوردن غذا مشابه بقیه نداشتن و بعضی حتی نباید می‌خوابیدن. ظاهرا تصورشون این بوده که به این شکل اهریمن رو ضعیف نگه می‌دارن.
- خوندن این تاریخ پردرد خیلی اذیتم کرد و به این فکر کردم که زن‌ها چقدر مقاومت کردن، چقدر تونستن نه بگن و اصلا تونستن کاری بکنن یا نه و درموردش که صحبت کردیم و رویا گفت بخوایم منطقی نگاه کنیم، نباید اون زمان رو با الان مقایسه کنیم. این حرف درستیه، نمی‌شه از زنی که اون زمان آگاهی نداشته و حتی شاید خودش هم فکر می‌کرده اهریمن درونشه توقع داشت. از طرفی با اون حجم از مردسالاری و کنار گذاشتن زن از تمام امور اجتماعی، چطور قرار بود حرکت بزرگی در جهت بهبود وضعیت شکل بگیره؟ امکانش نبود و بسیار عصبی و غمگین شدم از قصاوتی که در حق هم‌جنس‌های من در گذشته رخ داده.

بخش سوم:
این بخش هم درباره اسطوره و نامهربانی‌های اون بود. دیدم که حتی شاعران هم وقتی می‌خواستن به مردی که خودش رو قایم می‌کنه و یا از خودش ضعف نشون می‌ده اشاره کنن یا خطاب قرارش بدن، می‌گفتن مگه حائضی و این بیشتر ناراحتم می‌کرد. الان هم زیاد جملات این‌چنینی داریم؛ "چرا مثل زن‌ها گریه می‌کنی"، "چرا مثل زن‌ها غر می‌زنی"، "چرا مثل زن‌ها رانندگی می‌کنی".

نتیجه‌گیری:
- خوندن این کتاب برای من مفید بود و باعث شد دوباره به چیزهایی که می‌دونم فکر کنم و چیزهای جدیدی هم یاد بگیرم. از طرفی فکر می‌کنم این کتاب به تنهایی نمی‌تونه کنش مثبتی ایجاد کنه چون صرفا جنبه تحقیقاتی داره و تحلیلی صورت نمی‌گیره. همچنین نویسنده تلاش کرده بی‌طرفی خودش رو حفظ کنه اما باز هم در بخش دین و اسطوره از مرز بی‌طرفی عبور کرده. مثلا یک جا اعراب جاهلی رو زیر سوال می‌بره و می‌گه "اعراب جاهلیت بر این باور بودند که آمیزش با زن دشتان موجب تولد فرزند خونخوار و جسور و بی‌باک می‌شود." ولی جلوتر از پیامبر حدیثی هست که "هرکس با زن خود درحالی‌که وی حائض است آمیزش کند، و فرزند جذامی یا پیس زاده شود، مبادا جز خود را نکوهش کند." (واقعیت هم اینه که اصلا بچه‌ای نمی‌تونه وجود داشته باشه، حالا با هر شکل و خصوصیتی) بعد سعی می‌کنه نشون بده دین اسلام با اعراب جاهلی، با سایر ادیان و اساطیر فرق داره و به زن ارزش داده و محدودش نکرده.
- با وجود این‌ها پیشنهاد می‌کنم این‌ کتاب رو بخونید و تاریخ رو بهتر بشناسید. همچنین امیدوارم همه‌مون بعد از خوندنش به عنوان یک زن، کمتر خودمون رو سرزنش کنیم و بیشتر دوست بداریم.
همچنین اگر مرد هستید و کتاب رو می‌خونید، امیدوارم به عنوان یک مرد، این مسئله رو سخیف نشمارید و درکش کنید.
Profile Image for Fatemeh Eftekhari.
120 reviews68 followers
December 2, 2020

کتاب در اصل ربط زیادی به پی ام اس ندارد، تحلیل خاصی هم جز در همان مقدمه و موخره ارائه نمی دهد. از جهت اسطوره ای و تاریخی به بحث عادت ماهانه می پردازد و این لزوما بد نیست، نویسنده در موضوعی حرف می زند که در ان تخصص دارد و همین باعث می شود ارزش علمی کار بالا باشد.
و به عنوان اخرین نکته وقتی در این خصوص کتاب های خیلی کمی به زبان فارسی وجود دارد این دیرینه شناسی شروع پسندیده ای است.
Profile Image for Emerson‌●ω●.
171 reviews
February 24, 2026
یکم حرفاشو زیاد تکرار میکرد ولی در کل اطلاعات جالبی به آدم میده خوندنشو پیشنهاد میکنم.👌
133 reviews78 followers
December 11, 2019
کتابی که با دید تحقیقاتی و منظم، به روایات دشتان (قاعدگی) در ادیان مختلف و اسطوره ها می‌پردازه.
قسمت ادیان بسیار جالب بود برام. حتما بخونید و ببینید که از منظر تاریخی، زن در چه منجلابی از اول قرار داده شده. علی الخصوص در دین زرتشت که همه‌چیز دوبرابر وحشی‌تر و خشن‌تر بود. احادیث اسلامی هم بسیار جالبند.

حجم کمی داره و خوندنش هم آسونه. پیشنهاد می‌کنم بخونید.
Profile Image for Melika Kalhor.
153 reviews52 followers
February 25, 2026
جای خالی کتاب‌های مشابه این به خصوص بین آثار نویسنده‌ها و پژوهشگرهای ایرانی به چشم میاد. خوندنش واقعا جالب و مفید بود. تنها مشکلی که باهاش داشتم این بود که گاهی خیلی خودش رو تکرار میکرد ولی در کل خوندنش می‌تونه به شدت مفید و جالب باشه. شاید بعدا ازش طولانی‌تر نوشتم
Profile Image for Mohadese.
66 reviews82 followers
Read
July 19, 2016
به‌ش ستاره نمی‌دهم چون کارِ پژوهشی است. کارِ پژوهشی هم که سلیقه‌ای نیست. اما در کل انتظارم از کتاب اینی نبود که خوندم. و چون مرضِ تمام کردنِ کتابی که شروعش کرده‌ام رو دارم تا آخر خوندم‌اش. وگرنه احکام ادیان مختلف درباره‌ی دشتان برام جالب نبود اصلاً. انگار داری توضیح‌المسائل می‌خونی. انتظار داشتم درباره‌ی پی‌ام‌اس باشد. که نبود. در کل اگر دوست دارید بدونید اسطوره‌ها و ادیان نگاه و سنت‌هاشون درباره‌ی دشتان چی بوده برید سراغش. وگرنه توصیه‌اش نمی‌کنم.
Profile Image for Ghazal_Ra.
233 reviews140 followers
July 29, 2021
جالب بود!
نقص های خودشو داره ولی چون اولین کتاب با این موضوعیت در ایرانه نمیشه بهش سخت گرفت.
یه جاهایی ممکنه کلام نویسنده زیاد با تکرار همراه باشه، ولی بخونیدش مطالب جالبی داره.
Profile Image for Sarvenaz Taridashti.
155 reviews157 followers
June 30, 2017
این اثر پژوهشی قاعدگی و همه ی مساءل و موضوعات مربوط به آن را در تاریخ و اسطوره نیز دنبال می کند و به دنبال یافتن پاسخی است به این پرسش: چرا قاعدگی همواره مسءله ای پنهان و مذموم در فرهنگ ها و باورهای کهن و امروزی بوده است؟
این کتاب سه فصل :1.دشتان و پیش دشتان
2.دین و دشتان
3.اسطوره و دشتان را در بر دارد و به صورت مختصر اما مفید به دشتان و مساءل پیرامونی آن پرداخته است.
Profile Image for Baharan Eghbali .
33 reviews14 followers
May 31, 2017
شايد بشه از كتاب ايرادهايى گرفت، اما پنج ستاره من به اميد خونده شدن بيشترش هست، اميدوارم تعداد آقايونى كه كتاب رو ميخونن از خانم ها بيشتر باشه.
27 reviews15 followers
July 4, 2019
این پژوهش جای کار بیشتری داشت و من در آخد کتاب حس کردم نویسنده موضوع رو نیمه کاره رها کرده و فقط به یک جمع بندی خیلی خیلی مختصر اکتفا شده. البته که در کل ایده ی کتاب خوب بوده.
Profile Image for Hamide meraj.
208 reviews150 followers
July 26, 2017
از نظر من تابو شکنی خوبی بود موضوع کتاب اما بیشتر حجم کتاب بررسی موضوع دشتان در ادیان و اسطوره بود. دوست داشتم بیشتر از نشانگان پیش از
آن بخوانم ..و شاید اگر یکم تحلیل بیشتر راجع به این پنهان کاری ها در جوامع مختلف در مورد دشتان در کتاب بود کتاب برام جذابتر می‏شد.

قسمت جالب کتاب برخورد کاملا متضاد گروه های مختلف با این مساله است... در بسیاری به دنیال انزوا و گوشه نشینی زن دشتان بوده اند، و معتقد بودند که به گونه شبطان،اهریمن یا هر چیز دیگری از این زن نیرو میگیرد یا به او نیرو میدهد.... اما در مقابل برخی گروه ها خون زن دشتان را انقدر مقدس و نیرومند میدانستند که همراه شراب مینوشیدند!!!!!
10 reviews4 followers
August 23, 2017
کتاب با معرفی پی ام اس (مشکلی که هر انسانی، جدا از جنسیتش، باید راجع بهش بدونه) شروع می کنه و بعد سعی می کنه تصویر پی ام اس رو در مذاهب (یهودیت، مسیحیت، اسلام، زردتشت، بوداییسم و هندوییسم) و اسطوره های مختلف و بعد هم در ادبیات ما بررسی کنه. کتاب انقدر نثر سلیسی داره که توی یه نشستن می تونید تمومش کنید (انگار دارید یه رمان می خونید). و تنها نقدی که به کتاب دارم اینه که نویسنده تو مقدمه طوری بیان می کنه که این تصویر برای من ایجاد شد که قراره در نهایت ارتباط بین غیبت این سندرم در آثار نویسندگان مطرح بشه. البته به طور ضمنی خواننده متوجه می شه که علت غیبت این پدیده (علیرغم اهمیتش) چیه . اما من به شخصه منتظر فصل جداگونه ای در این مورد هم بودم.
Profile Image for Arezoo Azarafza.
10 reviews19 followers
November 16, 2018
این همه زن ستیزی و نفرت نسبت به زن از قرن ها قبل تا به امروز واقعا از کجا نشأت گرفته .
Profile Image for Rana Heshmati.
678 reviews893 followers
October 31, 2023
«کلمه‌ای که در داستان‌های مربوط به قاعدگی بارها و‌ بارها تکرار می‌شود تابو‌ است. در واقع ریشه‌ی این تناقضات معنایی، سردگمی و‌ حیرت آدم اولیه در مواجهه با پدیده‌ی دشتان بوده است. او از یک‌سو نظمی تغییرناپذیر در این پدیده می‌بیند که منطبق با نظم نظام طبیعت (چرخه‌ی ماه) است و از سویی از قدرت زایندگی و نظم کیهانی مرموز آن می‌ترسد. این ترس و احترام توأمان منجر شده که در دوره‌های اولیه‌ی زندگی، رفتار بشر با این مقوله رفتاری متناقض باشد. گاه آن را تقدیس کند و گاه آن را پلید و نحس و خطرناک بداند.»

کتاب با سوال خوبی شروع می‌شه. اینکه چرا نویسنده‌های زن خیلی به‌ندرت درمورد پریود یا پی‌ام‌اس چیزی نوشته‌ان.
و بعد میاد پریود رو در تاریخ ادیان، و اسطوره‌‌های مختلف بررسی می‌کنه. و اون بخش‌هایی که مال ادیان مختلفه رو نقل‌قول مستقیم میاره.
خوندن اون بخش‌ها هولناک بودن. و خب با این سابقه وحشتناک، طبیعیه که هنوز هم حجمی از تابو وجود داشته باشه.
و خوندن بخش اسطوره‌ای واقعا جالب بود.
شهلا زرلکی رو (با تمام انتقا‌دهایی که بهش وارده) واقعا ستایش می‌کنم که سال ۹۱ همچین کتابی رو نوشته.
Profile Image for Nazanin Banaei.
254 reviews
October 1, 2019
یه عنوان فریبنده. خواننده با خودش میگه چه جالب، یه محقق ایرانی در مورد پریود نوشته، جنون ماهانه، لابد منظورش پی ام اسه، ببینم چجوری بررسیش کرده. ولی خب سراسر کتاب یه سری اطلاعات جسته گریخته از بررسی پریود یا همون دشتان در ادبیات و دین و اسطوره هاس.
نمیگم همش مزخرفه، اصلن بخاطر همین خوندمش که شهلا زرلکی رو با فقط با حرفای ضدفمنیستیش قضاوت نکنم.
ولی واقعن چجوری میتونه اسم کتابشو پژوهش بذاره وقتی پر از جملات تکراری ویرایش نشدست، تغییر لحن‌های بیخود مثل اینکه الان جای بررسی فلان نیس بعدن راجع بهش حرف میزنیم و هیچ جا حرف نزده، منبع‌های نامعتبر، یه جای کتاب نوشته یک شیمیدان بزرگ سوئیسی گفته فلان، یعنی حتی اسم طرفو نیاورده. یه جای دیگه نوشته اسپرم بعد پرانتز باز کرده نوشته رویان، الان این دوتا یه چیزن؟
در کل، این کتاب نسبت به بقیه کتاباش بهتره چون سعی کرده پژوهشی باشه. ولی هیچ تحلیلی توش نیست، صرفن گردآوری اطلاعاته اونم ناموفق و سلیقه‌ای. یه جا میگه نمیخوام قضاوت کنم ولی اسلام نسبت به همه‌ی ادیان سهلگیرتر بوده نسبت به پریود. نکشی ما رو! یه جای دیگه هم میگه دین زن‌گریز مسیحیت! اون بخش جنون ماهانه هم صرفن واسه خوشگل‌ کردن عنوانش بوده و بجز مقدمه هیچ جا در مورد پی ام اس حرف نزده.
آره خلاصه. اگه اعصاب اضافه دارین این کتابو بخونین.
Profile Image for Talie.
345 reviews49 followers
November 3, 2016
انتخاب نام کتاب به نظر نامناسب بود. دشتان که ریشه های اوستایی-پهلوی دارد به معنای نشانه
است ودر متون زرتشتی برای زنی که خونریزی ماهانه دارد و به عمل خونریزی ماهانه
به کار می رود.در کتاب به نگرش منفی زرتشتیان نسبت به زن و عادت ماهانه اشاره‌های
فراوانی شده. پس چرا نویسنده لغتی از این فرهنگ را برای نامگذاری کتاب انتخاب کرده؟
این کار موجب ترویج و تایید آن نگاه منفی است. من عادت ماهانه نامیدن را ترجیح می دهم.


سندرم پیش از عادت ماهانه به دلیل کمبود پروژسترون و افزایش استروژن پیش از عادت
ماهانه در درصد بالایی از زنان ( من جز آنها نیستم) اتفاق می افتد و علائم متفاوتی مانند
نداشتن تمرکز، تحریک پذیری دارد.

کتاب به نگرش دین و اسطوره به عادت ماهانه می پردازد. دین زرتشت سختگیرانه ترین
قوانین را برای زنی که در دوره ی ماهانه قرار دارد، وضع کرده. رتبه‌ی دوم سخت‌گیری
به یهودیت اختصاص دارد. در هندویسم به دلیل نداشتن نظام یکپارچه و منسجم و
گرایش‌های متفاوت دیدگاه‌های مختلفی نسبت به عادت ماهانه وجود دارد.

در بخش اسطوره به ارتباط عادت ماهانه با مار و ماه پرداخته می‌شود و مثال‌هایی از
تناقض‌های فرهنگ‌ها و افسانه‌های متفاوت نسبت به عادت ماهانه بیان می‌شود. که
بیشتر آنها نگرش منفی را نشان می‌دهد. مثلن در غرب نپال زنان را در این دوره در
مکان‌های غیر بهداشتی حبس می‌کنند.

در پایان نویسنده با مقایسه زن امروزی با زن کهن، جنبه‌هایی مثبت در انزوای
اجباری که در بیشتر فرهنگ‌ها و ادیان به زن در طول دوره‌ی ماهانه تحمیل
کرده‌اند، یافته.

کتاب پژوهش بود و نویسنده به جمع آوری منابع پرداخته و تقریبن از خود چیزی
نیفزوده بوده. بعضی قسمت‌ها تکرار وجود داشت و فصل‌بندی می‌توانست منظم‌تر
باشد.
79 reviews14 followers
February 6, 2018
کتابی پژوهشی درباره عادت ماهانه زنان که موضوعی بسیار حساس است ولی همیشه تابو بوده. حساس برای اینکه وقتی نیمی از مردم زمین هر ماهه دچار مساله‌ای شوند که نه تنها بر روی خودشان و حالات روحی و شرایط جسمی آنها تآثیر می‌گذارد بلکه بر اطرافیان، خانواده، دوستان و حتا همکاران آنها هم تأثیر خواهد گذاشت. قوانین و محدودیت‌های دینی و اجتماعی که برای این مورد برقرار شده و چرایی برخوردهای گاه عجیب با این مسأله و دیدگاه ادیان در طول زمان و اساطیر در این مورد، همگی جذاب و جالب هستند. حتا از دید ادبیات هم به این مسأله پرداخته شده ولی فقط در حد بازگویی ابیات و جملات. ای کاش نویسنده جستجوی بیشتر یا بررسی بیشتری درباره تعریف و استفاده در ابیات و معانی آنها می‌کرد. بیشتر جمع‌اوری داده‌ها از کتب و مراجع مختلف بود که آنهم به نظرم بسیار مختصر انجام شده بود. شاید از ترس اینکه حوصله خواننده سر نرود! اما این مسأله بسیار جذاب و نوشتن و تحقیق در مورد دشتان زنان بسیار کار شجاعانه‌ای بوده. به نظرم جای تحقیق و بسط و گسترش بیشتر داشت. به هرحال بقای نسل انسان به این اتفاق وابسته است.
Profile Image for Eärendilen.
224 reviews63 followers
August 21, 2019
یه ستاره فقط واسه‌ی این که اولین بار توسط این کتاب بود که خیلی جدی با این جنبه‌‌های کذایی دید گذشتگان و اساطیر و فلان به زنانگی رو به رو شدم. وگرنه کتاب خیلی عامیانه نوشته شده، اصلا علمی نیست، اصلا تلاشی نکرده توضیحات جامع و کامل و بی‌غرض(اینجوری می‌نویسن؟) در مورد pms و mensuration بده. حتی مکانیسمش رو تو مقدمه درست ننوشته.
آخرش هم خیلی سلیقه‌ای تموم کرده و مطلقا با این که دستش باز بوده (که اگه نبود نظر شخصی هم نمی‌داد) تلاشی برای تغییر دید نسبت به این پدیده(!) و فرهنگ‌سازی و از تابو خارج کردنش نمی‌کنه. (کلا کتابای زرلکی همینن، passive and conservative)

ولی روایتی که از ائمه در مورد به وجود آمدن پریود اومده رو سرچ کنین بخونین:) کیل می.
Profile Image for Sara..
46 reviews10 followers
March 30, 2024
معمولی. هیچ wow factorی نداشت.

به عنوان یک پژوهشگر بیش از حد نظر شخصیشون وارد متن شده بود و یک‌جاهایی هم عیناً تکراری بود و مرور ادبیات‌طور. اون انسجام و تحلیل لازم پژوهش رو نداشت به نظرم.

ولی به عنوان معدود کتاب‌های چاپ شده در مورد پریود و مسائل مربوط بهش، قابل قبول بود.
Profile Image for Nooshari.
167 reviews
May 8, 2018
برای من کتاب جالبی بود چون هم موضوع جدیدی داشت و هم پژوهشی بود.
به هر حال از یه جایی باید این تابوشکنی شروع بشه و خانومای ایرانی از حرف زدن راجع به طبیعت خودشون نترسن.
Profile Image for Golakoo.
77 reviews66 followers
October 7, 2017
جالبه با کتابی مواجه بشی که در مورد اتفاقی که هر ماه باهاش در ارتباطی و جز در دوران بلوغ که از اطرافیان هم‌جنست چیزهایی شنیدی تا آماده بشی واسش و بعد مسکوت مونده و خودت بودی و خودت. شاید خوش‌شانسیِ ما نسبت به نسل‌های قبل‌تر زنان و مردان اینه که این تابو خیلی نرم و آروم در حال از بین رفتنه اما وجود داره. با خوندن کتاب متوجه شدم اصن چرا تابو بوده، چرا در حال حاضر حضور زنان در دوره‌ی دشتان در مکان‌های مذهبی و مقدس ممنوع هست. خیلی‌هارو دیدم در تعزیه‌های پیش اومده نتونستن برن مسحد چون دشتان بودن. کتاب خیلی روون و ساده و البته پژوهش‌طور می‌گه که چطور در سال‌های دور و پیش از ورود اسلام به ایران زنان حتی نباید به آتش نگاه می‌کردند که خدایی‌نکرده ناپاک بشه. کتاب رو به زنان و مردان به یک اندازه پیشنهاد میکنم. به زنان برای شناخت پیشینه برخورد اجتماع با مسئله ماهانمون و به مردان برای شناهت بیش‌تر این مقوله و بالا بردن درکشون در برابر پارتنر یا همسرشون.
Displaying 1 - 30 of 72 reviews