Jump to ratings and reviews
Rate this book

گود

Rate this book
«گود» روایتِ نفس‌گیرِ روزگارِ چند نسل است… داستانِ دخترانِ چریک، پسرانِ مدافعِ خرمشهر، مردانی که روحِ بازارِ سنتی تهران بودند یا زنانی که تیمسارهای آن‌چنانی را نوک انگشت شان می‌چرخاندند…

«مهدی افشارنیک» در نخستین رمانِ خود سراغِ شکاف‌هایی رفته که از سال‌های قبلِ کودتای سال 32 آغاز شد و ادامه پیدا کرد تا همین سال‌های نزدیک. باعثِ تولدِ فدایی، چریک، انقلابی، مذهبی و کارگرانِ و بازرایان شد. روحِ تهرانِ سنتی را از آنِ خود کرد و بعد از انقلاب هم جای این آدم‌ها را جورِ دیگری رقم زد. رمان با ریتمی سریع و وقایعی تکان‌دهنده پیش می‌رود. در هر فصل ماجرایی انتظارِ خواننده را می‌کشد و نگرانی مداومِ ریخته شدنِ سقف بازار قدیمی تهران که در کل رمان تکرار می‌شود. آیا این سقف فرو می‌ریزد؟ آیا مادران و پسران رو در روی هم خواهند ایستاد؟ آیا ردپای تاریخ در خیابان‌ها پاک می‌شود؟ رمانِ گود تجربه‌ی جدیدی از احضار تاریخ سیاسی است. با حضور انبوه ‌شخصیت‌هایی که خواسته یا ناخواسته در میانه‌ی این تاریخ نقش‌شان را ایفا می‌کنند.


تحلیلی بر این کتاب
رمان «گود» که به‌تازگی از سوی نشرچشمه روانه بازار شده، در میان رمان‌های ایرانی که بیشتر درگیر روزمرگی‌های زندگی هستند یک اتفاق است. رمانی که از ۱۵ خرداد ۴۲ و حتی قبل از آن‌یک رشته حوادث را دنبال می‌کند تا به امروز.

بستر روایتی که «مهدی افشار نیک» که سابقه سال‌ها روزنامه‌نگاری دارد برای این رمان انتخاب کرده، توجه به محله‌های قدیمی و خاص تهران است که امروز به‌نوعی هم ازدست‌رفته هستند: بازارچه نایب‌السلطنه و محله‌های آب منگل و ادیب.

در بستر مکانی روایت، هم بازارچه مهم است که سقف قدیمی آن همیشه موردتوجه همگان و کاسبان آن بوده و هست و هم زورخانه‌ای که «گود» آن «بو» گرفته است. بوی بد به‌عمد چندین سال اصلاً موردتوجه قرار نمی‌گرد، حتی وقتی «ناظم پهلوون زورخونه» از بوی گود شکایت می‌کند، متولیان زورخانه خیلی این شکوه را جدی کمی گیرند. در اصل نویسنده به ظرافت نقدی به پهلوانی و زورخانه وارد می‌کند که در جریان کودتای ۲۸ مرداد همراه با کودتاچیان شده و خانه مصدق را غارت کردند. پشیمانی «سید ناظم» از همراهی با «شعبون بی‌مخ»؛ شعبان جعفری؛ در آن روز و بوی بد گود زورخانه، مظهر و نماد این جریان است.

دومین عنصر ساختاری در رمان «گود» سقف بازارچه است که زیر آن کاسبان هم به کسب مشغول‌اند و هم به وقتش به عزاداری و مناسک آیینی. بر این بستر، روایت ۴ دختر چریک مجاهد شکل می‌گیرد که کشاکش اصلی داستان به ماجرای سال ۵۴ و تغییر ایدئولوژیک آن می‌پردازد.

رمان هم به اتفاق‌های واقعی مثل ربودن پسر اشرف و ترور مجید شریف واقفی و دستگیری وحید افراخته نظر دارد و آن‌ها را وارد متن داستان می‌کند؛ هم اینکه خود رمان، به خلق روایتی درون‌متنی از ماجراهای ترورهای درون‌سازمانی می‌پردازد که یکی از صحنه‌های درخشان این رمان است.

اما ضعفی که شاید برای گود بتوان متصور شد ساختار زبانی و محاوره‌ای رمان است. نوع کلام در فصل‌های اول این تصویر را به خواننده می‌دهد که با یک رمان جنوب شهری و پهلوونی و تهران قدیمی روبه‌روست؛ اما وقتی روایت‌های سیاسی رمان شکل‌ می‌گیرد شکافی بین زبان و لحن داستان اتفاق می‌افتد. درواقع خواننده انتظار ندارد رمانی به‌شدت سیاسی را با زبانی جنوب شهری بخواند.

البته شاید نویسنده که خود متولد محله «دولاب» است، خواسته با این لحن، جلوه‌ای تازه به ادبیات جنوب شهری که صرفاً محدود به «مرام بازی و لوطی منشی» شده بود ببخشد؛ تلاشی که شاید برخی آن را نپسندند. به‌خصوص این‌که داستان پرش‌های زیادی از متن به زمان‌های مختلف در ۱۸ فصل کتاب دارد: چنانچه فصل اول در سال ۴۲ است، فصل دوم در سال ۸۴، فصل سوم در سال ۵۹، فصل چهارم در سال ۴۹!

از نکات قابل‌تأمل دیگری که بر این رمان می‌توان متصور شد تعدد شخصیت‌هاست. خواننده باید به صفحات قبل رجوع کند تا نخ شخصیت‌ها از دستش نرود. شاید رمانی که نزدیک به ۵۰۰ صفحه است باید شخصیت زیاد داشته باشد تا کشش داستان حفظ شود! به نظر گود شبیه همان بازارچه نایب‌السلطنه در اوج وقت کاری و کاسبی است.

رمان «گود» در خلق صحنه‌هایی از تاریخ سیاسی ایران به‌خوبی موفق شده است. صحنه ترور «مجید شریف واقفی» بااینکه عین روایت تاریخی است اما در دل داستان خودی و حک‌شده است و در متن روایت قرار دارد.

نویسنده در این‌که به ماجراهای واقعی و رخ‌داده، بار دراماتیک بخشیده موفق عمل کرده است. ازاین‌دست روایت‌ها در داستان زیاد است؛ به‌عنوان نمونه: صحنه آوردن کشته‌های جنگ ظفار به همراه تلویزیون‌های قاچاق، صحنه دستگیری محمدرضا سعادتی، صحنه شروع جنگ و بمباران تهران، صحنه آزادسازی خرمشهر و درد و دل صائب با بیت‌الله، صحنه رویارویی مستانه و مریم در تنگه پاتاق و بعدازآن در پاریس؛ این‌ها همه از دل واقعیت‌ها برآمده است اما جنبه ادبی و هنری پیداکرده است و خواننده نه به‌عنوان گزارشی تاریخی که به‌عنوان یک اتفاق ادبی آن را دنبال می‌کند.

«گود» در سرک کشی به احوالات مجاهدین (منافقین) قبل از تغییر ایدئولوژی و پس‌ازآن و تحولات سال‌های اول انقلاب و این‌که چطور دوستی‌های نزدیک به دشمنی‌های عمیق بدل شد و نفرتی که از تغییر ایدئولوژی در بین مبارزان علیه شاه ایجاد شد و تأثیراتی که بعدها گذاشت، موفق عمل کرده است.

درواقع «مهدی افشار نیک» نه گزارشی تاریخی که برشی ادبی از تاریخ سیاسی زده است و آدم‌هایی از دل تاریخ برای خود برگزیده و ساخته است که به زبان و بیان او ماجراها را روایت می‌کنند. از طرفی هم باید به درونی کردن برخی شخصیت‌ها در این رمان توجه داشت که مهم‌ترین درونی سازی شخصیت‌های واقعی؛ روایت «پرویز ثابتی» معاون امنیت داخلی ساواک است. ثابتی در خاطرات و ادعاهایش را در قالب گفت‌وگو با عرفان قانعی فر چند سال پیش منتشر کرده که با واکنش‌های فراوانی روبرو شد.

نویسنده‌ی رمان «گود» با طنازی سعی کرده اضافه‌کاری برای ثابتی به تراشد و ا...

452 pages

Published January 1, 2016

3 people are currently reading
52 people want to read

About the author

مهدی افشارنیک

1 book4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (20%)
4 stars
19 (31%)
3 stars
18 (30%)
2 stars
9 (15%)
1 star
2 (3%)
Displaying 1 - 17 of 17 reviews
Profile Image for Saman.
351 reviews183 followers
August 28, 2024
رمان گود نوشته مهدی افشار نیک یکی از بهترین رمان‌های ایرانی بود که تا امروز خوندم.یک داستان پر کشش و پر اتفاق در دل تاریخ معاصر ایران.شخصیت هایی خیالی ساخته و پرداخته ذهن نویسنده در کنار تک و توک شخصیت واقعی که در داستان حضور اندکی دارند. بهتره این داستان زمانی خونده بشه که تمرکز بالایی داریم، چون رمانی است سخت خوان و پر شخصیت.داستانی که از دهه سی و چهل شروع میشه و به سال 88 ختم میشه.در هجده فصل داستان روایت شده.هر فصل در یک بازه زمانی و تاریخ مشخصی که در خط انتهایی هر فصل اون تاریخ توسط نویسنده آورده شده. روایت داستان خطی نیست و مشابه کارهای ماریو بارگاس یوسا است. طبعا 70 -80 صفحه ابتدایی داستان به خاطر همین ویژگی و شخصیت های زیادی که در تاریخ های مختلف حضور داشتند بسیار گیج کننده بود اما با گذر زمان از سختی رمان کاسته و به شیرینی‌اش اضافه شد.شیرینی حل معماهای داستان و گره هایی که نویسنده در ابتدا در داستان به هنرمندی ایجاد میکنه و در ادامه اون گره ها رو باز می‌کنه و نه شیرینی اتفاقاتی که در داستان می‌افته که داستان تلخ و پر خون و پر غصه بود.البته که این شکل روایت گره گشایی برای من بزرگترین نقطه قوت رمان بود.
شخصیت های اصلی این داستان پر شخصیت چهار دختر مجاهد هستند.علاوه بر اینها با حاجی بازاری هایی که در داستان حضور دارند و لاتهای زمان قدیمی که به خاطر شرکت در کودتا علیه دکتر مصدق و همراهی شعبان بی مخ مورد شماتت قرار گرفتند آشنا میشیم.خیلی از تاریخ های فصول کتاب تاریخ های مهم این سرزمین در دهه های گذشته هستند. مثلا ایام قیام سال 42، روز پیروزی انقلاب اسلامی، روز آزادسازی خرمشهر، عملیات مرصاد و روز پیروزی احمدی نژاد در ریاست جمهوری سال 84 از جمله تاریخ های مهم این کتاب هستند که نویسنده در این روزها روایت شخصیت های داستان رو در دل تاریخ پرفراز و نشیب و پر خون این مملکت آورده.داستان ایرانی یادم نمیاد که شخصیت های اصلیش در مورد مجاهدین باشه.سرنوشت این افراد از گذشته های دور دهه سی و چهل و تغییر و تحولات و عملیات ها و بالا و پایین های بیشمار این افراد به خوبی در کتاب آورده شده. رمان 452 صفحه است و من هیچگاه حس نکردم از ریتم افتاده که این هم مساله بسیار ارزشمندی برام بود.نویسنده به خوبی از پس خلق شخصیت های خودش براومده و شخصیت های مهم و اساسی همه سرنوشتشون مشخص میشه.در فصول ابتدایی گود زورخونه بوی بدی ازش میاد و یه سری مجهولاتی در داستان به وجود میاد، این قضیه در فصل آخر مشخص میشه و برام جالب بود که این مساله هم از زیر نظر نویسنده در نرفته.در طول داستان کاملا حس میکردم با یک نویسنده بسیار مسلط و حواس جمع مواجه هستم. در مورد سخت خوانی رمان گفتم،هر فصل علاوه بر اینکه در یک تاریخ روایت میشه و روایت کتاب خطی نیست، بعضا در همون فصل راوی ها هم تغییر میکنند اما اگر با تمرکز بخونید، حتما بر سختی روایت کتاب غلبه خواهید کرد.
اکثر معرفی ها در مورد این کتاب به این نکته اشاره می‌کنند که کتاب در سال 84 تمام میشه اما مصاحبه ای از نویسنده کتاب در آپارات دیدم که اشاره می‌کنه فصل آخر کتاب و در واقع خط آخر فصل که تاریخ اون فصل رو ذکر می‌کنه دچار ممیزی شده و در کتاب هم نوشته شده : « اون روز، روز.... بماند بود.» در حالی که تاریخ اون روز دوازدهم دی ماه 88 هستش و نویسنده تو مصاحبه اش می‌گفت اتفاقات اون فصل واقعی بوده! به عنوان آخرین نکته این رو هم بگم که متاسفانه به دلایلی که اطلاعی ازشون ندارم کتاب از سال 99 تجدید چاپ نشده.

تصمیم گرفته بودم مدتی رمان‌های ایرانی بخونم که کمتر شناخته شده هستند و زیاد در موردشون حرفی زده نمیشه.شروع این قضیه با رمان گود بود و عجب شروعی بود.امیدوارم در ادامه سالی که نکوست از بهارش پیداست، برام تحقق پیدا کنه :)
Profile Image for Zahratondaki00.
27 reviews20 followers
Read
May 24, 2019
پر از قصه و خرده روایتهایی از سالهای مختلف...
با حواس جمع باید خوندش.
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews335 followers
June 30, 2016
رمان خوب از یک نویسنده تازه کار
موتور رمان دیر روشن می‌شود و گاهی سکته دارد ولی خوب پیش می‌رود

پسندیدم
Profile Image for Sina Iravanian.
200 reviews36 followers
February 25, 2020
امتیاز دادن به این رمان تاریخی بسیار سخت است. از جهتی تاریخ چند دهه‌ی ایران از کودتای ۳۲ تا ریاست جمهوری احمدی‌نزاد را به تصویر کشیده و به ویژه تمرکز زیادی به سازمان مجاهدین خلق داشته که برای من بسیار جالب بود. ولی از طرفی دیگر نویسنده تلاش کرده تا در هر فصل سرگذشت چندین نفر را به موازات شرح دهد به طوری که این سرگذشت‌ها در انتهای آن فصل به یک تاریخ معین برسند که در حافظه‌ی تاریخی ما جایگاه ویژه‌ای دارد. اما این قصه‌گویی‌های موازی به شکل آشفته‌ای انجام شده به طوری که گاهی یک پاراگراف در مورد یک شخصیت است، پاراگراف بعدی مونولوگ یک شخصیت دیگر است و درست سطر بعد از آن آغاز دیالوگ نفر سوم و چهارم در زمان و مکان دیگری است. به قدری این سردرگمی به خصوص در ابتدای کتاب اذیت کننده بود که چند بار خواستم کتاب را نیمه تمام رها کنم ولی خوشحالم که این کار را نکردم چرا که تصویر تاریخی‌ای که کتاب در انتها ترسیم می‌کند به خصوص فضای خشم و انتقام‌گیری اول انقلاب با ارزش است.

البته نکته‌ی دیگری که باید در نظر گرفت این است که در این کتاب چریک‌های بچه مسلمان مجاهدین خلق که در زمان انشعاب سازمان به دستور تقی شهرام کشته شدند به صورت شخصیت‌های موجه و پاکی تصویر شده‌اند. مثلا مجید شریف واقفی در این کتاب (همچون فیلم سیانور)‌ یک شخصیت بسیار مثبت است در صورتی که او هم مثل بقیه‌ی هم‌سازمانی‌هایش دستش به خون دیگران آلوده بوده است و جای بسی تأسف دارد که نام وی را بر روی یکی از بهترین دانشگاه‌های این کشور قرار داده‌اند.
1 review7 followers
September 21, 2016
قصهٔ کتاب چند جا شَل می‌زند
زبان کتاب دست نویسنده را بسته و بعضی وقت‌ها جمله‌ها نمی‌نشینند آن‌جا که باید
تپق دارد
ولی بحث اصلی کتاب روایت است
روایت انقدر هنرمندانه چیده شده که نمی‌گذارد لنگیدن‌های قصه کتاب را از دست آدم بیندازد
و داستان به قدری اساسی و سوال برانگیز است که خواندن رمان را تبدیل به یک «باید» کند
Profile Image for Ali Nili.
91 reviews124 followers
December 31, 2016
روایت نفس‌گیر و داستان پیچ‌و‌خم‌دار کتاب باعث میشود چشم را بر انتخاب عجیب لحن کتاب و سکت‌هایی که داستان داشت ببندم و بگویم دست مریزاد جناب آقای افشار نیک!
Profile Image for Azade.
2 reviews
April 18, 2017
خیلی بد و دور از واقعیت. همراه با جهت گیری همسو با حاکمیت
Profile Image for Saeed.
142 reviews41 followers
September 25, 2018
بهترین پیشنهاد برای کسی که می خواهد برای اولین بار با تاریخ یک دوره از یک جغرافیای خاص آشنا شود، خاطرات افراد و رمانهای تاریخی است. از این میان، خاطرات افراد هم چون بر پایه اطلاعات پیش فرض نویسنده از اشخاص و اتفاقات نوشته شده، برای خواننده ی کاملا بی اطلاع، خالی از زحمت نیست و او را مجبور می کند برای فهم کامل مطالب، بین متن خاطرات و سیستم جستجوی گوگل در رفت و آمد باشد. اما رمانهای تاریخی به دلیل اینکه داستانی را از صفر تا صد روایت می کنند، نویسنده ی آنها مجبور است غالب اتفاقات و اشخاص تاریخی را معرفی کند و از این لحاظ رمان تاریخی لقمه ی آماده تری به نسبت خاطرات است.

یکی از رمانهای بسیار خوب تاریخی، رمان "گود" نوشته مهدی افشار نیک است که می توان آن را در کنار آثار یزدانی خرم و جولایی و ... متعلق به موج جدید رمانهای تاریخی در ادبیات معاصر دانست. رمانهایی که به دنبال ارائه تصویری جذابتر و واقعی تری از روایت رسمی و حکومتی از تاریخ معاصر برای جامعه "تاریخ ندان" ایرانی هستند.

"گود" روایتی جذاب و پر هیجان از زندگی سه نسل است که از وقایع ملی شدن نفت تا دولت احمدی نژاد را در بر می گیرد. نسلهایی که با ارزشها و هدفهای متفاوت در پی هدفی مشترک هستند: اثبات نقش خود در زندگی. جوانان دهه های سی تا هشتاد اگرچه در هدف اشتراک دارند اما در روش کاملا متفاوتند؛ یکی هدف خود را در حفظ سنتهای پهلوانی جستجو می کند، یکی در مبارزه مخفی، دیگری در جنگ و دفاع از کشور... و نسل جوان امروز هم در لجبازی با نسلهای گذشته! و نکته برجسته و مهم این سیر روایتی، فراموشی ارزشها و اصولی است که جای خالی آن با نسخه جدیدتری پر نشده و همین موجب سرگشتگی و حیرانی جوان امروز است.

داستان گود گستره زمانی حدود شصت سال را شامل می شود اما نوع پرداختن نویسنده به همه دوره ها یکسان نیست. نقطه اتکای داستان وقایع اواخر دهه چهل تا اوایل جنگ است و در دوره جوانی مستانه، قهرمان اصلی داستان، می گذرد. مستانه به همراه دو دوست دوران کودکی خود وارد تشکیلات سازمان مجاهدین خلق می شود و تا قبل از جریان تغییر مرام مجاهدین و تصفیه های سازمانی، به رده های بالای سازمانی می رسد. پس از این دوره هریک از سه دوست راهی جدا را انتخاب می کنند و می توان گفت هر کدام از آنها نماینده یک طیف از مجاهدین می شوند. وقایع مربوط به این دوره با جزئیات بیشتری شرح داده شده اند و بیشتر حجم کتاب را به خود اختصاص داده اند.

با پیروزی انقلاب و سپس حمله عراق مستانه به دنبال اثبات خود در نقشهای جدیدی است که رفته رفته هویت آینده او را شکل می دهند. مستانه دهه هشتاد خانم سیاستمداری است با تحصیلات دکتری و همچنان در پی اصلاح کشور، اما با وجود درک بالا و شخصیت پخته و عمیقش، در نقش مادری خود وامانده است و نمی تواند با حامد پسرش ارتباطی درخور برقرار کند.

نکته جالب توجه در این رمان، پیوند وقایع آن با وقایع و شخصیتهای واقعی در تاریخ معاصر است. آقا طیب (حاج رضایی) در دوره نخست، اعضای سازمان مجاهدین مثل تقی شهرام، مجید شریف واقفی، موسی خیابانی، مسعود رجوی، مرتضی (صمدیه لباف)، وحید (افراخته) و لیلا (زمردیان)، محمد (جهان آرا) و حاج احمد (متوسلیان) در دوره جنگ، و حاج آقا (احتمالا مرحوم رفسنجانی) و دکتر اصلی (منظور احمدی نژاد)، کسانی هستند که به طور حاشیه ای در داستانها حضور دارند. علاوه بر شخصیتها، گزارش وقایع تاریخی نیز بسیار دقیق و بر اساس تحقیقات تاریخی است و می تواند کمک حال کسانی باشد که اطلاعات کمی در تاریخ معاصر دارند.
Profile Image for Ali.
4 reviews1 follower
July 9, 2018
این کتاب انگار برای نسل ما نوشته شده است. نسلی که نه قبل از انقلاب را دیده، نه خود انقلاب را دیده و نه جنگ را. نسلی که چیزی از آن سالها نمی داند و به دنبال دانستن آن هم نیست. به زبانی دیگر، این کتاب برای نسلی است که هویتش را متفاوت از پدران و مادرانش می جوید. نسلی که در هیاهوی جهانی شدن و در آرامش دهکده جهانی رشد کرده و می کند، نه در خانه های حیاط دار و نه در شب نشینی های گرم خانوادگی و نه گوش به زنگ آژیر وضعیت قرمز.
این داستان انگار مخصوص ما روایت شده تا اندکی آسان تر و بدور از جهت گیری های رسانه ای و سیاسی و شنیدن حرف ها و برچسب های شعاری و تکراری، بخشی از تاریخ سیاسی-اجتماعی پر تلاطم ۵۰ سال اخیر را درک کنیم و از زاویه ای دیگر تحولات معروف آن سالها را به همراه شخصیت های داستان تجربه کنیم. شخصیت هایی که به خوبی توسط نویسنده رمان پرداخته شده اند و می توانند رابطه ای عاطفی با خواننده برقرار کنند. شخصیت هایی که می شود به همراه آنها در گذر سالهای داستان پیر می شد و با مرور خاطراتشان دلگیر. با غصه هایشان غصه دار شد و با دلتنگی هایشان دلتنگ. به جای آنها یاد جوانی هایشان کرد و افسوس تصمیمات اشتباهشان را خورد. می شود تا آخرین صفحات کتاب، به یاد رفته ها و حذف شدگان میانه داستان بود و بر سرنوشت دردناکشان افسوس خورد و آرزو کرد که ای کاش این چنین نمی کردند و ای کاش این چنین نمی شد

خواندن این داستان را به همه هم نسلانم توصیه می کنم. کمی صبر و حوصله تمام آن چیزیست که برای خواندن این کتاب نیاز دارید
Profile Image for Pourahmadi.
50 reviews28 followers
May 17, 2020
#گود
#مهدی_افشارنیک
#نشر_چشمه
۴۵۲ صفحه
چاپ سوم

مهدی افشارنیک در رمان تاریخی و طولانی خود از بازار می گوید. از بازار تهران و طبقات نزدیک به آن، از تاجر و کارگر و پهلوان و مقنی و...، از فرزندان آنان و خصوصا دختران آنان، در کشوری فرو رفته در استبداد محمدرضای پیروزمند و مست از کودتای ۲۸ مرداد، در حالی که گود پهلوانی آن بو گرفته است، بوی گند ۲۸ مرداد که در پایان پس از کندن کف زورخانه به بازمانده‌ی جسدی می رسیم که سال‌ها قبل در زیر گود دفن شده است. عفن و شرم حضور بازار و پهلوانی، در شکست تاریخی ملت ایران در کودتایی آمریکایی. بازاری که دست یاری به سمت مبارزینی دراز می کند که آیه قرآن را بر فراز سازمان خود آویخته اند.

دخترانی که با حضور در سازمان، برعکس پدران بازاری خود، به مبارزه روی می آورند و از اردوهای سازندگی تا جنگ مسلحانه پیش می روند. سازمانی که با تغییر عجیب ایدئولوژیک خود، کشتار همرزمان دیروز خود را توجیه می‌کند و بدنه‌ی دینی خود را بی‌رحمانه تصفیه می‌کند و چنان پیروان خود را توجیه می‌کند که برادرانی که دیروز به پای هم جان می‌دادند، همدیگر را می‌کشند و بنیان موجی از برادرکشی را راه می‌اندازند که تاریخ معاصر ایران را خونین می‌کند و تغییر می‌دهد.

ساواک و امرای ارتش در تلاش‌های توسعه‌طلبانه‌ی شاه مغرور از پول و قدرت نفت و اسلحه، برای جنگ ظفار در فساد فرو رفته‌اند. از برنامه‌ریزی خاله‌ها تا واردات تلوزیون از عمان در کنار اجساد غرقه به خون سربازان ایرانی در پروازهای رفت و برگشت نیروی هوایی ایران به عمان. از تلاش هر کسی برای نوک زدن به این فساد لجام‌گسیخته در تلاش برای حطام دنیا و کسب قدرت.

در این بین، مهدی افشارنیک از عشق می‌گوید، از فریب، از دگماتیسم نقابدار عفنی که جامه‌ی دین و مبارزه پوشیده است و در پس چادری که رهبران را پنهان می‌کند تا بنیان کیش شخصیتی مدرن و روانشناسانه را فراهم کند، هر شکی در درستی راه سازمان را با اسلحه درمان می کند و دستان پرموی تزنویس رکود و مبارزه، عشق را فریبی برای اهدافی واهی و خشونت‌بار می کند.

انقلاب می‌شود، بازار آذین می‌بندد و سقف می‌شوید تا پلشتی سال‌ها رکود و کثیفی را پاک کند و دستان پرمو به سزای خشونتی که خود آغاز کرده‌اند، می‌رسند و ایدئولوژیِ هدف وسیله را توجیه می‌کند، در پروپاگاندای خود، واقعیت جعل می‌کند، غافل از اینکه حاشیه‌نشین‌های حاصل از انقلاب سفید و اصلاحات ارضی سال ۴۲ آنها را نمی‌شناسند و به دنبال رهبران معنوی خود ساده‌دلانه سعادت دنیا و آخرت خویش را جستجو می‌کنند. خرمشهر سقوط می‌کند و آزاد می شود و کشور به ۶۷ و جنگ با مجاهدین (منافقین) می‌رسد و فرزندان همان مبارزان در سال‌های پیش‌رو به مبارزان سیاسی تبدیل می‌شوند تا انتخابات ۷۶ و ۸۴ و ۸۸ را به نتیجه برسانند، شهرسازی مدرن بافت شهر و بازار را درهم می‌ریزد و بازاریان هویت خود را بر باد رفته می بینند تا اینکه قسمتی ازسقف بازار فرو می‌ریزد و زمانش...بماند!

رمانی بزرگ و پرشخصیت که عدم جذابیت ۱۵۰ الی ۲۰۰ صفحه اول آن خواننده‌ی عجول را پس می‌زند و راوی‌های پرتعداد که گاه در یک صفحه چندبار عوض می‌شوند، تمرکز و آرامش خواننده را برهم می زنند. استفاده زیاد از عنصر تصادف برای رو در رو کردن شخصیت‌ها و توصیفات ریز که موقعیت را تبیین نمی‌کند، قدرت داستان‌پردازی نویسنده را زیر سوال می‌برد و غیاب شریعتی و تعالیم ایدئولوژیک او و روحانیت آمیخته با بازار در انقلاب، بعد تاریخی رمان را کمرنگ می‌کند، اگر چه درام قوی داستانی و نگاه دقیق به مجاهدین ( منافقین ) خواننده را می کشاند و غمگین و خشمگین می‌کند و خواننده ی نامطلع از تاریخ را به دانستن این برهه مهم از تاریخ ایران علاقه‌مند می‌کند.

#گود رمان تاریخی ارزشمندی که نشان از حضور و بروز نویسندگانی خوب در ایران دارد.
3 reviews
March 22, 2017
سوژه اصلی کتاب راجع به وقایع سال های منتهی به انقلاب 57 و گوشه ای نقش سازمان مجاهدین خلق در آن وقایع است، سوژه ای جدید و نسبتا بکر.
هر چند داستان روایت خطی و منسجمی ندارد و پرش های زمانی و تعداد زیاد کاراکتر ها بعضی مواقع پیگیری داستان را سخت می کند( به خصوص اگر با وقفه خوانده شود)،
اما در مجموع به نظر من داستان بسیار جذاب و زیبایی بود و توانسته بود گوشه ای هز تاریخ را در قالب داستان روایت کند.
هر چند که مانند هر کتاب داستان تاریخی دیگری، صحت و سقم وقایع و روایت ها را نمی توان تایید یا تکذیب کرد.
و بهتر هست هیچ نتیجه گیری خاصی هز ماجراهای این داستان نشود و صرفا به عنوان یک داستان جذاب و خواندنی با آن برخورد شود.
74 reviews17 followers
March 8, 2018
اجازه بدید یک چهارم پایانی رو ادامه ندم و بتونم بهش امتیاز بدم و برم سراغ سایر کتابهام.
خوبیش این بود هزینه ی زیادی برام برنداشت.
اگه دنبال کلیشه ای از بچه مذهبی ها و مردهای بازار و زنهای ... و ساواکی ها و چپ ها هستید کتابی بسیار عالیست
البته واقعا توقع نداشتم نویسنده از دوران شاه درک درستی داشته باشه ولی حس میکردم حداقل از این کلیشه ها فاصله داره
چپ ها و مجاهدینی که در کتاب روایت میشن تیپیکال چهره ای هستن که این سالها نشون داده شدن
چسبوندن وقایع تاریخی و روزهای مطرح انقلابیون به داستان هم بسیار کلیشه ایه.
توصیه ی نهایی اینه که اگه کتابهای تاریخ راهنمایی و دبیرستان؟ مرجع شما برای رویدادهای تاریخ معاصرن این کتاب رو بخونید و خوشتون میاد اگر نه که برید یه کتاب دیگه رو بخونید
107 reviews1 follower
February 16, 2017
کتاب به شکل تکه تکه شده چندین داستان را در دل هم روایت میکند. قصه ها اغلب خطی و سرراست، هر چند پاره پاره روایت میشوند. رمان جاهایی پرکشش و جاهایی از نفس می افتد اما به هر حال برای یک رمان نسبتا طولانی ریتم قابل قبولی دارد. از همه مهمتر در این رمان بستر تاریخ معاصری است که انتخاب کرده و اجازه می دهد تا شخصیت ها و سیر تکوینی آنها را در این بستر ببینیم. هر چند برای برخی شخصیت های فرعی جای کار بیشتر وجود داشت اما در کل شخصیت پردازی کار مناسب است. در کل خواندنش را توصیه می کنم
2 reviews
November 19, 2017
میتونست کتاب خیلی خوبی باشه اما در حد متوسط میمونه.نویسنده درجاهایی با بازیاهای فرمی افراطی و تعدد بعضی شخصیتهای نه چندان جذاب به کار لطمه زده.مخصوصا در یک سوم انتهایی رمان بسیار خنثی و دچار سکته میشه.ولی در مجموع به کارهای اینده این نویسنده امیدوارم
Profile Image for Afrooz Taherizadeh.
23 reviews2 followers
February 13, 2019
شیوه نگارش و تقدم تاخرهای زمانی دنبال کردن داستان را جذاب‌تر کرده‌است و به همین خاطر با وجود تعدد شخصیتها به یاد سپردن جایگاهها و اسامی ساده است.
Profile Image for Fatemeh RP.
31 reviews1 follower
September 26, 2021
رمان گود، نوشته مهدی افشار نیک در ۴۵۲ صفحه است که نشر چشمه آن را منتشر کرده است. کتاب، شما را از گود بدبوی زورخانه به بازارچه‌ای در تهران قدیم، جنگ ایران و عراق، خیابان‌های خون دیده تهران و خانه‌های تیمی دهه ۴۰و ۵۰ می‌برد.
*
امروز خواندن این رمان را تمام کردم. «گود» روایت اتفاقاتی است درباره‌ی زندگی‌های آمیخته با سیاست، خون، جنگ، رفاقت و عشق، که روی محور نامنظم تاریخ از دهه سی تا دهه هشتاد به وقوع پیوسته‌اند. یکی از نکته‌های ویژه کتاب در هم ریختگی زمانی آن است؛ در گود شما با یک سیر خطی صاف رو به رو نیستید. به نظر می‌رسد نویسنده در چیدن این روایت‌های غیرخطی تا حد زیادی موفق بوده است، چون خواننده به راحتی می‌تواند بین وقایع مختلف ارتباط برقرار کند و آن‌ها را در ذهنش مرتب کند.
نکته ویژه دیگر وجود اطلاعات بسیار مهم تاریخی است که مهدی افشار نیک به خوبی توانست آن‌ها را در داستان بگنجاند. مهم‌ترین نمود این نکته را در عوض شدن سیاست و اهداف مجاهدین خلق می‌توان پیدا کرد.
نتیجه این که رمان را من به توصیه‌ای خواندم. اگر چه انتظار وجود اطلاعات تاریخی خیلی بیشتری داشتم مخصوصا در نیمه دوم کتاب، توصیه می‌کنم شما هم بخوانید.
9 reviews3 followers
November 24, 2018
گود یکی از بهترین رمان های تاریخی سیاسی است که خوانده ام. پیرنگ قوی بن مایه ی پر و پایه پیمان انتخاب قسمت های نابی از تاریخ معاصر ایران و اما تنها یک ایراد : نثر رمان محاوره و یکنواخت است و چندان به دل نمی شیند
Displaying 1 - 17 of 17 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.