Jump to ratings and reviews
Rate this book

ماما جادو

Rate this book
شامل نمایشنامه های
رابطه باز زن و شوهری
دردِ دل یک روسپی در آسایشگاه روانی
ماما جادو
تولدِ نقال
قربانی شدن اسحاق

40 pages

First published January 1, 1983

7 people are currently reading
99 people want to read

About the author

Dario Fo

288 books281 followers
Dario Fo was an Italian satirist, playwright, theatre director, actor, and composer. He received the Nobel Prize for Literature in 1997. In 2007 he was ranked Joint Seventh with Stephen Hawking in The Telegraph's list of 100 greatest living geniuses. His dramatic work employed comedic methods of the ancient Italian commedia dell'arte, a theatrical style popular with the proletarian classes. He owned and operated a theatre company with his wife, the leading actress Franca Rame. Dario Fo died in Milan on October 13th 2016, at the age of 90.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (19%)
4 stars
13 (20%)
3 stars
27 (42%)
2 stars
5 (7%)
1 star
6 (9%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews704 followers
August 17, 2017
!پسرجان شوخی نکن، گر می‌کنی با بزرگان بکن

ـ آخه چرا حالیت نیست، زبونِ من تو دهنم مثل یه پاره سنگه. تُپق می زنم. تازه نمیدونم چی بگم
ـ فکرشو نکن. من، عیسی مسیح، سخنی به تیزی شمشیر در دهانت می نهم. سخنی که همه زالوها، خونخوارانِ مردم دنیا رو نابود می کند، به مردم می آموزد چگونه آنها را به باد سُخره بگیرند. اگر مسخره شان کنید، آبرویشان را ببرید، کوه ارباب ها به تپه و سرآخر به مشتی خاک تبدیل خواهد شد

هروقت به این کتاب فکر می کنم هم حس خوبی بهم دست میده و هم حسرت. حس خوب تنها بخاطر نمایشنامه های کوتاه جذابش نیست بلکه سهم بیشترش بخاطر آشنا شدن با "داریو فو" و همسرش "فرانکا رامه" است و حسرت هم برای اینکه چقدر دیر شناختمشان
description

این کتاب باعث شد شیفته قلم داریو فو بشوم. قلم فرانکا رامه هم واقعا عالی بود. بعضی از داستانها مرا از ته دل می خنداند و برخی هم مرا از رنج و ظلمی که حتی در جوامع پیشرفته به انسان می شود، متاثر می کرد. در "تولدِ نقال" بالاخره اشک ام در آمد. هرکسی داستان ربوده شدن و تجاوز به فرانکا رامه را شنیده باشد نمی تواند براحتی و بدون تاثر از خطوط این داستان بگذرد... اما فرانکا رامه و داریو فو، با همه این زجرها و دردها، به راهشان و مبارزه با ظلم ادامه دادند. آنها مبارزینی راستین بمانند مسیح بودند

جماعت بیایید جلو! جمع شید اینجا! نقال اومده. من نقالم. براتون نقل می گم، براتون می رقصم، خنده تون میندازم، اربابا رو مسخره می کنم. مچ این شیکم گنده های پر فیس و افاده رو، که تو همه جای دنیا جنگ به پا می کنند و شما رو مثل گوسفند قربانی جلو میندازند باز می کنم. آبرو براشون نمیذارم، نفس شونو می گیرم. حالا می بینید

:لینک دانلود کتاب
http://s8.picofile.com/file/830379842...
Profile Image for Mohsen.
183 reviews108 followers
Read
December 27, 2019
نميدونم چرا با خوندن اين كتاب ياد دوران راهنمايي افتادم ،
يه معلم شل مغزه خيلي مذهبي داشتيم كه براي ادبيات و انشا ميومد...
هر چي سعي ميكرديم نوشته هامون رو بهتر و بهتر كنيم اين معلم هي نمره هاي پرت ميداد بهمون نهااايت ١٣
خلاصه اينكه من با يكي از همكلاسي هام فكرامونو يكي كرديم وشروع كرديم به داستان سازي روايت سازي هاي كودكانه
اينطور كه از خودمون داستان ها مي بفاتيم و خدا و پيغمبر ها رو به زور ميچپونديم توش و آخر سر هم به يه منبع من در آوردي رجوع ميداديم ،ثمره اش هم ميشد نمره هاي كامل و خوشحالي ما
خواستم بگم كه ما دو تا نوجوون كه تونستيم روايت سازي كنيم و ازش استفاده ببريم اون زمان. ، حالا شما همين رو در نظر بگير و ببين اين همهههه روايات و داستان هايي كه معلوم نيست از ذهن كي داره در مياد و هر روز هم داره افزايش پيدا ميكنه ، چه امتيازايي براشون ايجاد ميكنه
ميدونم اينجا جاش نيست كه اين حرف ها زده بشه ، اما تنها چيزي كه با تموم شدن كتاب به ذهنم اومد ، همين بود...
اين كتاب رو از دست نديد
ممنون از افشار عزيز بابت معرفي🤚🙏
Profile Image for Soheila.
73 reviews113 followers
April 26, 2017
داستانای اول و آخر محشر بودن!
باید سراغ کتابای داریو فو برم!
مرسی از آقای افشار که این کتابو بم معرفی کرد.
Profile Image for Hossein Sharifi.
162 reviews8 followers
May 1, 2017
با تشکر از جناب آقای افشار که خواندن این کتاب را پیشنهاد دادند.

Spoiler Alert

نمایشنامه ی رابطه ی باز زن و شوهری، حاصلی است از گفت و گوی ما بین زوجی در رابطه با سیاست های جنسی. سیاست های جنسی در واقع به اصولی گفته میشود که روابط بین زن و مرد را از لحاظ قدرت مورد توجه قرار میدهد. زن و مرد در این نمایشنامه در مورد مزایا و معایب رابطه ای باز، در یک ازدواج، بین زن و شوهر بحث میکنند. زن که بی ملاحظگی و خیانت شوهر خویش را بارها شاهد بوده، در ابتدای نمایشنامه خود را در حمام حبس کرده و قصد خودکشی کردن دارد.

description

من دارم کوکتل قرص درست میکنم که بخورم، دلویران، موگادان به علاوه وسپاراکس، لومینال، به اضافه ی بیست و هشت شیاف اپتالیدون که ریز زیر کرده ام.
آنتونیا! اونهارو نه. اونا قرص های آسم منند!



مرد تلاش میکند که به زن توضیح دهد چرا دیگر وفاداری به همسر در این روزگار چیزی غیرمتمدنانه جلوه میکند و درواقع آنچه که درست از رابطه ی باز زن و شوهری است. مرد ازدواج را به عنوان نهادی از پدرسالاری دانسته که از جنبه های اقتصادی باعث پریشان کردن زنان جامعه میگردد. بنابراین زن باید خود را با این شرایط وفق داده و ذهن خود را برای درک بهتر این نوع رابطه آماده کند. شاید بگونه ای نمایشی و یا تکان دهنده برای خواننده، بر خلاف انتظار ما زن این رابطه را می پذیرد.
این تغییرات ناگهانی بنظر من یکی از ضعف های بزرگ این نمایشنامه است که تا آخرین نمایشنامه ادامه پیدا میکند. و کم کم خواننده به این تغییرات عادت کرده و دیگر برایش جذابیت خاصی ندارد.

description


اون از روی یک زن به روی یکی دیگه میوفتاد و همینجور از روی اون یکی دیگه به سرعت نور میوفتاد رو یکی دیگه. با بقیه زن ها هم حرف زدم، دوستام- یکم تحقیق کردم. شوهر های اونا هم همینطور سرکش و شهوتی هستند. این باید یک ویروس باشه.


زن نگاه به هرجایی که در اطراف خانه می اندازد، تنها اندام های جنسی دختران مختلفی را میبیند، که شوهرش استفاده کرده و سپس به دور انداخته.

دلینگ دلینگ! زنگ خونه است. در رو باز میکنم. آه شوهرم ! این دوشیزه ی تو دل برو کی باشند عزیزم؟ عزیزم بزار معرفی کنم: این همسرم! این هم دوست دخترم! چه عالی
دخترم بگو ببینم امروز مدرسه چطور بود؟ کلاس چندمی ؟ فقط بیست و پنج سال از شوهرم کوچکتر ! امیدوارم از خونه ام خوشت بیاد. منظورم خونمونه !


اما دوباره بر خلاف انتظار خواننده و به پیشنهاد پسرش روبرتو، زن تصمیم میگیرد تغییری به شرایط خویش دهد. بنابراین به فشن و مد روز تغیر لباس می گراید.

موهام رو به سبک پانک ها درآورده بودم. سیخ سیخ، عین تبلیغ خودکار بیک! طرز راه رفتن خاصی رو برای خودم ابداع کرده بودم: پاهامو نرم رو زمین میذاشتم و ور میداشتم.. میتونید مجسم کنید؟ شما میفهمید وقتی آدم میبینه تنهاش گذاشتن ، چه حالی بهش دست میده. تو خیابونها بی هدف پرسه میزدم . از کمر به پایین رو که در بست فراموش کرده بودم . نگاهم تمام وقت به زمین بود، انگار برام رو زمین سکه های طلا ریختن. به جای سکه طلا چی میدیدم؟ گه سگ !


کم کم با شخصی آشنا میشود . شخصی که جایزه نوبل فیزیک را از آن خود کرده و خواننده ی پاپ و راک است و جوان نیز هست. در پایان داستان مرد که شاید حسادتش برانگیخته شده ، جایش را با زن عوض کرده و دست به خودکشی میزند.
رامه و فو، نه ازدواج و ارتباط آزاد را علنا مورد تایید قرار نمیدهند، چرا که هردو را تا حدی نوعی ستم در حق زنان می دانند. پس تنها راه معقول، داشتن رابطه ی جنسی منحصر به فردی است که در آن روابط بر پایه ی مسئولیت پذیزیري، احترام و عشق دوطرفه است.
رامه و فو نمایشنامه های زیادی را بر اساس روابط زندگی خود نوشته اند و کم کم به آنها رنگ و بوی سیاسی دادند که این امر باعث شد در دهه ی شصت نمایشنامه های آنان در تلویزیون ایتالیا ممنوع اعلام شود. حتی به جایی رسید که به خانه ی آنها یورش بردند و در سال 1973 رامه توسط گروهی از فاشیست های ایتالیا گروگان گرفته و به او تجاوز کردند و شکنجه ی روحی و جسمی را بر وی تحمیل کردند. این واقعه برایش چنان سخت بود که تا دوسال بعد از آن ماجرا چیزی به فو نگفت. این نمایشنامه نیز شدیدا تحت تاثیر همان ماجرا نوشته شده است.
این نمایشنامه تم های جدی زیادی را مورد بحث قرار میدهد. اما این نمایشنامه را بیشتر میتوان به عنوان یک کمدی سیاه و یا یک فارس در نظر گرفت . که بسیاری از تکنیک های اسلپ استیک و طنز در آن به چشم میخورد. شخصیت ها به گونه ای رفتار میکنند که خواننده از قضیه به دید شخصیت ها نگاه کند. هرچند که شخصیت پردازی های به طور خوب و کاملی صورت نگرفته است که این خود ضعف این نمایشنامه بود.در شوخی هایی که فو میکند، بیشتر سعی در به دست انداختن طبقات متوسط جامعه دارد. و رامه که بیشتر مونولوگ های مختلفی را از دیدگاهی فمنیستی مینویسد، سعی دارد که شرایط نابسامان و پست زنان را در ایتالیا به نمایش بگذارد.

این کتاب شامل پنج نمایشنامه ی مختلف بود که در هریک از آنها به نحوی سیاست و یا شرایط نابسمان ایتالیا شرح داده میشود. هرچند که برای خواننده ای ایرانی گاهی بدلیل آشنا نبودن با این سیاست ها، دور از ذهن و دشوار میشد. اما هر خواننده ای طنز تلخ و زبان نیشتار متن را به خوبی میتواند درک کند. حتی در آخرین نمایشنامه با نام قربانی شدن اسحاق، داریوفو، مذهب و دین ، و خدا را به زیر سوال برده و به دیدی به آن نگاه میکند که خواننده کمی به فکر فرو میرود. هرچند، زبان اثر : ساده، گاهی ضعیف و ناملموس می گردد.


ترجمه ی کتاب چندان قوی نبود، ولی باز هم خوب بود.
Profile Image for Zahra.
84 reviews43 followers
June 4, 2016
کتاب شامل دونمایشنامه است که هرکدوم نوشته ی یک زوج معروف ایتالیایی به اسم های داریو فو و فرانکا رامه هستن.من ماما جادو رو خیلی بیشتر دوست داشتم.به شیوه ی طنز ،تلخ ترین مسایل اجتماعی رو بیان کرده بودن.خوندنی بود.والبته حجمش خیلی خیلی کمه این کتاب.:)
Profile Image for Narges Salmanizadeh.
70 reviews62 followers
April 20, 2017
محشر
بانمک
درگیر کننده
..
اگه دیدین یکی وسط ترافیک پشت فرمون قهقهه زنان کتاب می خونه اون منم
Profile Image for Raha.
186 reviews243 followers
August 20, 2017
پنج نمایشنامه کوتاه که همگی جذاب و خواندنی بودند
ترجمه هم که عالی و روان بود
---
مرد : باید خودمو آماده کنم. (به طرف حمام می رود). باید لباسامو در بیارم
زن : میخوای لخت خودکشی کنی !؟
مرد : نه پس ، انتظار داری با لباس برم تو وان ؟! هر کسی سبک و سلیقه ی خودشو داره . (به حمام می رود و در را از پشت می بندد
:))
Profile Image for Sadra Aliabadi.
91 reviews81 followers
April 18, 2017
به جز تیکه‌ های فراوان به سیاست داخلی ایتالیا که چیزی ازش نفهمیدم بقیه بخش هاش رو میشه با واژه‌ی "باحال" توصیف کرد:) اگر کسی از داستان آخر هم خوشش اومد کتاب دوزخرفات سروش پاکزاد رو هم توصیه میکنم که در همین تم هست.
Profile Image for Pouria.
203 reviews64 followers
July 30, 2020
رابطه ی باز زن و شوهری / داریو فو و فرانکا رامه / ترجمه ی ایرج زهری / نشر الکترونیک سایت اثر / 62 صفحه / تاریخ اتمام کتاب: 30 جولای 2020 / امتیازم به کتاب از پنج: سه و نیم
کتاب شامل 5 نمایشنامه از یک زوج ایتالیایی هست که در تعجبم چرا اینقدر دیر شناختمشون.
نمایشنامه ی اول با عنوان رابطه ی باز زن و شوهری رابطه ی یک زن و شوهر رو نشون میده که مرده اعتقاد داره توی ازدواج طرفین باید آزاد باشن که با آدمای دیگه هم سکس داشته باشن و به زنش هم توصیه میکنه اینو! زنش با وجود اینکه اصلا همچین کاریو دوس نداشته و کارش به خودکشی هم رسیده بوده، تصمیم میگیره امتحان کنه و حالا شوهرشه که وقتی میبینه زنش هم مثل خودش شده قاطی میکنه و به هم میریزه شدیدا. چیزی که نمایشنامه میخواد بگه و منم باهاش موافقم اینه که رابطه ی باز جواب نمیده. شاید یک درصد جواب بده ها ولی باز همونی که جواب داده هم در طول زمان میتونه تغییر کنه. یکی از طرفین احساس بیشتر پیدا کنه چرا که احساسات خیلی پیچیده و معمولا غیرقابل کنترلن و همچین چیزی توی ازدواج که اصلا جواب نمیده به نظرم و یکی بالاخره آسیب میبینه. کلا چیز عجیبیه اینجور رابطه و هیچ ضمانتی براش نیست واقعا و خب این خوب نیست. چرا اسمشو بذاری رابطه؟ کلا آزاد باش و اسم رابطه روش نذار.
نمایشنامه ی دوم با عنوان درددل یک روسپی در آسایشگاه روانی داستان زنی که بهش تجاوز میشه و زندگیش بعد این قضیه عوض میشه و به روسپی گری روی میاره با اینکه همیشه هم از این کار متنفر میمونه. حرف هاش تلخ بود اما قطعا حقیقت دل خیلی ها بود. خودِ نویسنده ی این نمایشنامه یعنی فرانکا رامه مورد تجاوز قرار گرفته.
سه نمایشنامه ی دیگه هم همگی جالب بودند و موضوعاتی مثل تفاوت فرهنگی نسل ها، عشق مادر به فرزند تحت هر شرایط، مبارزه با سیستم برده داری و اعتقاد به تقدیر و خواست خدا رو شامل میشدند. البته نمایشنامه ی آخر حالت طنز داشت و جنبه ی زیر سوال بردن این باور رو داشت که هرچی که سراغ آدم میاد بازم آدم باید خداروشکر کنه و خیر آدم در اون بوده و این ها. نمایشنامه های خیلی خوش خوان بودند و لذت بردم. قطعا باز هم ازشون کتاب خواهم خوند.
Profile Image for Mohammad Kamelan.
69 reviews40 followers
December 16, 2017
تنها دو داستان آخر به دلم نشت، اون‌ هم به خاطر ترجمه خوبش بود.

دوست داشتم برای ترجمه عالی ۵ ستاره بدم اما افسوس که گودریدز همچین امکانی نداره یا من ازش بی‌خبرم.
Profile Image for Saaye Tafreshi.
129 reviews12 followers
May 1, 2017
خيلي عالي بود. مخصوصا داستان اول. مرسي از دوست عزيزم بابت پيشنهاد خواندن اين كتاب
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.