خاطراتی از لاکچری های قدیم شازده های قاجاری و بچه ها و نوه هایشان نوع تفریحشان سبک زندگی شان درس خواندن و نخواندن شان گاهی هم سیاست و تاریخ و اجتماع شان در جامه ای از خاطره گویی و گاه آه و حسرت روزگار گذشته نوستالژی انسان های بی درد که در باغ های دویست و هشتاد جریبی زندگی می کردند و عزیز بی جهت مردم و حکومت بودند حتی بعد از آن که دوره قاجاری شان به پایان می رسد چون پول و ملک داشتند و دیگر هیچ بدون این که یادگار خیری از خود به جا بگذارند و اگر بگذارند خیلی کم و کوچک و یا مایه آبادانی شهر و محله خود باشند اما در هر حال خواندنی و آموختنی و شاید خیال پردازانه که اگر من هم شازده بودم چه می شد و چه می کردم