خاطراتی از لاکچری های قدیم
شازده های قاجاری
و بچه ها و نوه هایشان
نوع تفریحشان
سبک زندگی شان
درس خواندن و نخواندن شان
گاهی هم سیاست و تاریخ و اجتماع شان
در جامه ای از خاطره گویی
و گاه آه و حسرت روزگار گذشته
نوستالژی انسان های بی درد که در باغ های دویست و هشتاد جریبی زندگی می کردند
و عزیز بی جهت مردم و حکومت بودند
حتی بعد از آن که دوره قاجاری شان به پایان می رسد
چون پول و ملک داشتند و دیگر هیچ
بدون این که یادگار خیری از خود به جا بگذارند
و اگر بگذارند خیلی کم و کوچک
و یا مایه آبادانی شهر و محله خود باشند
اما در هر حال خواندنی و آموختنی
و شاید خیال پردازانه
که اگر من هم شازده بودم چه می شد
و چه می کردم