سال چاپ ۱۳۹۰/چاپ یکم/تهران خیلی خوب بود،چند مدتی واقعا درگیر این کتاب شدم. موضوعش تکامل از قابل زیست شدن زمین تا شهرنشینی بشر هست،دو~سه سال زودتر از "انسان خردمند" یوال نوح حراری چاپ شده ولی متنش برخلاف اون،شتاب زدگی نداره و با جزییات کافی و ارجاعات بموقع حرف خودش رو مطرح کرده؛ مثلا اینکه انسان شکارچی-گردآورنده که بصورت گروه های چادرنشین زندگی میکرده،بطور ناگهان و همزمان در همه جا اون زندگی رو ول نکرده تا کشاورزی کنه. بلکه فرایند انقلابات از غار به روستا و از روستا به شهر و ایالت ،درحقیقت چنان کند بوده که حتی حالا که بالاترین سطح تمدنها وجود دارند، هنوز هم گوشه کنار جهان همچنان چادرنشین و غارنشین فراوان است و هم کشاورز و روستا و چیزهای مربوطه. مثلا در زمانی که بشر روی ماه راه رفت و تلسکوپ هابل رو مستقر میکرد،عده ای همچنان روی درخت، در مرز میان انسان-میمون باقی مونده بودن . تکامل اجتماعی بشر،برخلاف تکامل زیستی اش، به هیچ وجه همزمانی و یکدستی نداره. تاریخ و عمر بشریت حدود ۶ هزار سال تصور میشه، ولی درواقع حدود سیصد و پنجاه هزار سال هست.که عمده اون قابل بررسی و ثبت تاریخی نیست. درحقیقت عمر تمدن هست که ۶ هزار سال میشه و تازه اونهم بصورت ممتد و هم افزایانه نبوده، بلکه چندین بار، همه ی دستاورد های شهرها یا تمدنهای مختلف ،توسط گروه های وحشی و پرتعداد اطراف خودش،هر بار نابوده میشده و باز لاجرم در نقاط دیگری،در زمان دیگری یا همزمان توسط تمدنهای دیگر از صفر شروع شده تا به امروز برسد.