Jump to ratings and reviews
Rate this book

جهان‌بینی‌ها و جنبش‌های اجتماعی در ایران

برخی بررسی‌ها پیرامون جهان‌بینی‌ها و جنبش‌های اجتماعی در ایران

Rate this book
چند اشاره ضروری درباره مهم‌ّترین اثر احسان طبری:
یک. جلد نخست کتاب «برخی بررسی‌ها پیرامونِ جهان‌بینی‌ها و جنبش‌های اجتماعی در ایران»، تالیف پژوهشی سترگ احسان طبری در سیمای یک مورخ با اسلوب مارکسیستی است که چاپ اول آن در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹م)، چاپ دوم در سال ۱۳۵۶، چاپ سوم در سال ۱۳۵۸ و چاپ چهارم آن توسط حزب توده ایران در سال ۱۳۸۵ به مناسبت ۶۵سالگی تاسیس انتشار یافته بود و اینک به صورت یک‌پارچه و مزیّن به جلد کتاب در دسترس عموم علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.
دو. طبری در پیش‌گفتار چاپ اول کتاب «برخی بررسی‌ها پیرامون جهان‌بینی‌ها و جنبش‌های اجتماعی در ایران» (۱۳۴۸/۱۹۶۹) گفته است: «کتابی که اکنون در دست دارید مجموعه یک سلسله بررسی‌های تاریخی فلسفی است که درباره برخی جهان‌بینی‌ها، اندیشه‌وران و جنبش‌های اجتماعی ایران پیش و پس از اسلام نگاشته شده است. این بررسی‌ها گَرده پژوهشی کتابی است که در پندار و آرزوی نگارنده باید در این زمینه نوشته شود و می‌بایست نوعی «تاریخِ فلسفه و تفکّرِ اجتماعی» خلق‌هایی باشد که در سرزمینِ ایران زندگی می‌کنند.» طبری همان‌جا افزوده بود: «کسی که کتاب را از سر تا پایان می‌خواند، می‌تواند تصوری از حیات معنوی ۳۰۰۰ ساله ایرانیان به دست آورد. اگر همت، فرصت و عمر باقی باشد بررسی‌های این کتاب باید با بررسی‌های دیگری تکمیل شود.»
سه. بررسی‌های تاریخی طبری بعدا در دو رساله مجزای دیگر، یعنی «فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه‌داری در ایران» - از دوران قاجار تا آستانه مشروطیت- (چاپ اول، سال ۱۳۵۴) و «جامعه ایران در دورانِ رضاشاه» (چاپ اول، سال ۱۳۵۶) ادامه یافت که این دو پژوهش در واقع جلد دوم کتاب «برخی بررسی‌ها پیرامونِ جهان‌بینی‌ها و جنبش‌های اجتماعی در ایران» را تشکیل می‌دهند.
چهار. طبری در نامه آوریل ۱۹۷۲ (نوروز ۱۳۵۱) خطاب به ژاله اصفهانی درباره این اثر خود نوشته بود: "امید است کارِ شریف انطباق جهان‌بینی علمی بر سیرِ مشخص تاریخ و فرهنگ ایران که با استاد فقید ارانی شروع شد، ادامه یابد و این نوشته نیز در این راه دراز منزل‌گاهی باشد.»۰

719 pages, Hardcover

First published April 1, 1969

2 people are currently reading
27 people want to read

About the author

احسان طبری

36 books16 followers
Ehsan Tabari
احسان طبری (زادهٔ ۱۹ بهمن ۱۲۹۵ در ساری - درگذشتهٔ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران) نویسنده، شاعر، نظریه‌پرداز برجستهٔ مارکسیسم-لنینیسم، ایدئولوژیست ارشد، و عضو کمیتهٔ مرکزی و هیئت سیاسی حزب توده ایران در سال‌های انقلاب ایران بود. وی از نخستین سال‌های دهه سی خورشیدی تا سال ۱۳۶۲ که در نظرات و عقاید خود تجدید نظر کرد، «معروف‌ترین و برجسته‌ترین چهرهٔ نظری حزب توده ایران» شناخته می‌شد. وی در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی در دادگاهی نظامی به صورت غیابی محکوم به دو بار اعدام شده بود. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ همراه با دیگر رهبران حزب توده به ایران بازگشت و به ادامهٔ فعالیت‌های سیاسی در رهبری حزب توده ایران پرداخت. او پنج سال پس از پیروزی انقلاب، با شرکت در مصاحبه‌ای تلویزیونی از عقاید گذشته خود ابراز ندامت کرد و خاطرات خود را در کتاب کژراهه منتشر کرد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (20%)
4 stars
2 (40%)
3 stars
1 (20%)
2 stars
1 (20%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for منوچهر محور.
336 reviews27 followers
Read
July 1, 2025
برای من هم موضوع کتاب جالب است و هم می‌خواستم از احسان طبری چیزی خوانده باشم و دیدگاهش را بشناسم. البته از سوگیری نویسنده خبر داشتم که به دلیل اعتقاداتش قابل درک است، اصولا آدم بی‌طرف، آدم بی‌خاصیت است. اما این سوگیری منجر به سیاه و سفید جلوه دادن مسائل و آدم‌ها یا شعار دادن بی‌وقفه شده که در ترکیب با لحن آموزگارانه کتاب واقعا خواندن را کسالت‌بار می‌کند. ادبیاتش با ادبیات اخبار صدا و سیما هیچ فرقی ندارد. اما هر جا این لحن کنار گذاشته می‌شود کتاب نکته‌های جالب بسیاری ارائه می‌دهد.
دیگر این که به نظر می‌رسد طبری به دلیل امید زیادی که به تحقق آرمان‌هایش داشته (می‌گوید: «ما مارکسیست‌ها خوش‌بینیم.» ص ۲۲۰) هر جنب‌وجوش سیاسی بی‌ربطی را موثر ارزیابی می‌کرده. مثلاً چهره‌ای که از سید جمال الدین اسدآبادی و شیخ محمد خیابانی ارائه می‌دهد، با فعالیت‌های این افراد هیچ همخوانی ندارد. به نظر من احمد کسروی خیلی بهتر نیات این آدمها را درک کرده است. (اصولاً کسروی، هر ایرادی داشت، حداقل آدم‌شناس بود.) البته یک دلیلش استفاده از منابع نامعتبری مثل حقوق‌بگیران انگلیس در ایران است. در عین حال، تلاش شدیدی دارد که حوادث ایران را در چارچوب تئوری‌های سوسیالیستی، به خصوص نوشته‌های لنین، توضیح دهد و مقداری از آسمان ریسمان کتاب ناشی از این امر است.
در نهایت، من قبلا درباره یک سری مطالب کتاب اطلاعاتی دارم، در این موارد تحلیل‌های طبری خوش‌خیالانه هستند. این باعث شد تحلیل‌های دیگرش را هم جدی نگیرم.

ص ۱۹:
تهران ... که جهانگرد اروپائی «پیترو دومی لاواله» آن را «شهر درختان چنار» نامیده، آبادی معتبری محسوب نمی‌شد.... هنگامی که آقا محمد خان در این شهر تاجگذاری می‌کرد، این شهر همراه درباریان و ارتشیان تنها ۱۵ هزار جمعیت داشت.

ص ۷۷:
از ناصرالدین شاه اجازه تأسیس کلوب برای عده‌ای «جوانان معقول» خواستند، شاه در حاشیه نامه آنها نوشت: «...جوانان معقول بسیار بسیار بسیار غلط کرده‌اند که ایجاد کلوب می‌خواهند بکنند اگر همچو کاری بکنند پدرشان را آتش خواهم زد حتی نویسنده این کاغذ... باید مشخص شده تنبیه سخت بشود که منبعد از این فضولی‌ها نکنند»

ص ۱۳۱:
می‌گفتند قیصر آلمان اسلام آورده و محمد ویلهلم نام گرفته، مکه هم رفته و حاجی شده و نام کاملش حاجی محمد ویلهلم است. این جعلیات را مردم ساده جدی می‌گرفتند... آگنتور جاسوسی آلمان هیتلری نیز، در دوران جنگ دوم جهانی... می‌گفت نام اصلی «هیتلر گرمانی» در اصل «حیدر کرمانی» است.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.