از سری "کتابخانه ی دانشنامه ی جهان اسلام" که در آن برخی مدخلهای "دانشنامه ی جهان اسلام" به صورت مستقل چاپ میشوند. درجلد ۲۲ از این مجموعه ده مقالة منتخب در موضوع چپگرایی در جهان اسلام، به نثر درآمده است. در این مقالات عملکرد و اهداف جنبش چپگرایی در کشورهای ایران، ترکیه و جهان عرب و همچنین مناطق قفقاز، تاتارستان، افغانستان، شبهقاره هند، آسیای مرکزی، جنوب شرق آسیا و ناحیه مسلماننشین، اما غیرعرب آفریقا، مورد بررسی قرار گرفته است.
کتاب از این بخش ها تشکیل شده است: 1) چپ و چپ گرایی در ایران - نوشته ی علی رجب لو در 14 صفحه؛ 2) چپ گرایی در جهان عرب - نوشته ی عبدالقادر سواری در 21 صفحه؛ 3) چپ گرایی در ترکیه - نوشته ی رحیم رئیس نیا در 10 صفحه؛ 4) چپ گرایی در آسیای مرکزی - نوشته ی مسعود عرفانیان در 6 صفحه؛ 5) چپ گرایی در قفقاز - نوشته ی رحیم رئیس نیا در 7 صفحه؛ 6) چپ گرایی در تاتارستان - نوشته ی رحیم رئیس نیا در 4 صفحه؛ 7) چپ گرایی در افغانستان پس از کودتای 1357 شمسی - نوشته ی فاروق انصاری در 9 صفحه؛ 8) چپ گرایی در شبه قاره ی هند (هند، پاکستان و بنگلادش) - نوشته ی انیس شیخ و ترجمه ی احمد تقی زاده در 11 صفحه؛ 9) چپ گرایی در جنوب شرق آسیا (اندونزی و مالزی) - نوشته ی احمد تقی زاده در 14 صفحه؛ 10) چپ در آفریقای مسلمان غیرعرب - نوشته ی محمدرضا شکیبا در 3 صفحه
* بررسی
به نظرم این کتاب پا در هوا است دلیلشم اینه که نقض غرضه؛ یعنی خواننده ی عادی - که طبق فرض مخاطب اصلی دائرة المعارفه - مدام با نکته های مبهم تاریخی مواجه می شه و نمی تونه اوضاع تاریخی مد نظر نویسنده رو درک کنه
وقتی خود دائرة المعارف دست آدم باشه اگه یه چیزی رو متوجه نشد می ره مدخل مربوطش رو می خونه - مثلا خواننده نمی دونه نهضت اول و دوم مشروطه در عثمانی داستانش چیه می ره دنبال مدخل مربوطش می گرده و بعد دوباره میاد سراغ مدخل اصلی. اما وقتی مدخل هایی از دل یک دائرة المعارف بیرون آورده می شه دیگه چنین امکانی وجود نداره و برای همین خواننده پا در هوا و معلق و ول معطل باقی می مونه. خود من اینجا و اونجا به اشاراتی برخورد می کردم که نمی دونستم قضیه اشون چیه. طبیعیه در این شرایط - یعنی کتاب شدن مدخل ها - باید پاورقی های مربوط به کتاب اضافه بشه
اما ایراد دیگه ای که به نظرم در این نوشتارها هست زیادی صوری بودنشه. منظورم از صوری بودن اینه که خواننده دائم با اسم احزاب و آدم هایی روبرو می شه که در فلان سال حزب تشکیل دادند، در فلان سال منشعب شدن، در بهمان سال یه کار دیگه کردن و الی الآخر. من خواننده بعد از این خوندن ها به خودم می گم که حالا مثلا که چی؟ به چه درد من می خوره
اون چیزی که باید مفصل ازش بحث می شد - و این بحث های تاریخی صرفا در حاشیه اش مطرح می شد - جایگاه و نقش تفکر چپ در این کشورها است. نویسندگان باید سعی می کردند نگاه های خاص به چپ در کشورهای مختلف رو باز کنند و عناصرش رو بگن - مثلا سوسیالیسم عربی جمال عبدالناصر، یا تفکرات چپ خاص آفریقایی یا .... ؛ اما در این مدخل ها صرفا می فهمیم چنین چیزهایی وجود داشتند. نویسندگان باید می کوشیدند بحران های هر کشور را لیست کنند و راه حل های چپ را در قبال آنها مطرح کنند. وگرنه چه اهمیتی دارد فلان حزب کی تشکیل شد و کی ممنوع شد و ... . باید میراث فکری و تأثیر تاریخی-سیاسی این جریان های سیاسی برجسته می شد و نه روند بوروکراتیکشان. همچنین مواجهه ی این اجزاب با فرهنگ ها مستقر و نمایندگان سنت گرایش باید روشن می شد که نشده
در کل به نظرم مدخل ها صوری تر از اونن که دست آدم رو برای تفکر بگیرن