معارف اسلامی بر اساس نیازسنجی دانشجویان و صاحب نظران و تبدیل درس تاریخ اسلام به سه عنوان تاریخ صدراسلام، تاریخ امامت و تشیع و تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، متن پیش رو را برای عنوان نخست، تقدیم می کند.
توضیحات کتاب خییلی خشکِ و اصلا جذابیتی نداره .-. علت کسل کننده بودن درس های عمومی چیه ، این درسا خیلی بیشتر از درس های اختصاصی میتونن تاثیرگذار باشن رو رفتار و برخورد تو جامعه چرا سعی نمیکنن جذابش کنن؟ حالا از حق نگذریم استاد بدی نبود تا جایی که میتونست داستان هارو شیرین توضیح میداد حالا ببینیم نمره دادنش تلخ نباشه :|
همیشه فضای تاریخی و شنیدن روایتهای تاریخی برام جذاب بوده، حتی از راویانی که مشخصاً تلاشی هم برای بیطرفی و نقل درست تاریخ ندارند. اما هنوز متوجه نمیشم ایده ارائه این درسها توی دانشگاه و آسیب سخت و مستقیم به روان دانشجو چی میتونه باشه. با این که این کتاب نسبت به اخلاق و اندیشه و دانش خانواده قابل تحملتر بود، اما به هر حال... چیزی از آزاردهنده بودن واحد درسیش کم نمیکنه.
...تا حالا تو عمرم اینقدر اسم عربی حفظ نکرده بودم. بنی قینقاع، بنی قریظه، سعد ابن ابی وقاص و عبدالله ابن حاذفه ی سهمی قریشی" به احتمال زیاد کسی اون زمان دیگه نفس بالا نمی اومده بعد از اینکه صداش می زده" این قسمت کتاب برام هم جالب و هم عجیب بود: ( ص 148)
پر از اطلاعات تاریخی که بدون درک و سیر خوبی صرفا پشت هم ردیف شدهاند. روی هر بخشی از تاریخ صدر اسلام میشود مفصل کار کرد و مانور داد تا خروجی مفیدی به دست بیاید اما در این کتاب شما کل تاریخ اسلام را با پرداختن سطحی به جزئیات میخوانید، تقریبا بدون هیچ نتیجه و خروجی بخصوصی.
من با نویسنده ی این کتاب در دانشگاه درس داشتم؛ استادی پژوهشگر بودند و تومنی دوزار با اساتید عمومی دیگر تفاوت داشتند. این کتاب هم جزو موثق ترین و با لطیف ترین اشارات تاریخی است.
قطعا اگر این کتاب جزء دروس دانشگاه نبود مطالعه اش نمیکردم چون "تاریخ" اصلا مبحث مورد علاقه ام نیست. اما اون پاورقی ای که درباره ازدواج های دوره جاهلیت اعراب نوشته شده بود خیلی برام جذاب بود.
واقعا اسلام تاکسیکترین فندوم رو داره. برادر با یک سری استدلال افراطی و غیرمنطقی میخواد مسلمانان رو از هر جهت درستکار نشون بده. این سوگیری به قدری شدید هست که مواردی که به ضرر اونها باشه کاملا نادیده گرفته میشه (مثل نامهای که محمد برای خسرو پرویز نوشت و قتلعامی که تو ایران صورت گرفت). در هر صورت غاز میچروند موفقتر بود، فقط تونست باوری که از ۱۴ سالگی تو ذهنم شکل گرفته بود رو تایید کنه: خوندن حتی یک کتاب در مورد دین میتونه تو رو ازش زده کنه.