گاهان کهنترین شعرِ موجود در زبانهای ایرانی، و آغازگاه آیین و فرهنگی است که به تدریج در هزارهی سوم پیش از میلاد در ایران شرقی زاده شد و به تدریج گسترش یافت و در نهایت تاسیس کشور ایران به دست هخامنشیان را ممکن ساخت. زندِ گاهان، شرح و تفسیری است فلسفی از این متن. نویسنده چهار شاخص را برای تفکیک متون فلسفی از سایر متون پیشنهاد میکند، و گام به گام نشان میدهد که گاهان –گذشته از اهمیتی که به عنوان یک شعرِ ادبی یا متن دینی دارد- یک متن فلسفی هم هست. پرسش محوری در این کتاب، بازسازی نظام فلسفیِ نهفته در گاهان است. این کار با مرور تفسیرها و شرحهای موجود دربارهی گاهان، و نفد و واسازیشان انجام میشود، و در نهایت ساختار فلسفهی نهفته در گاهان بر مبنای حدود پنجاه کلیدواژهی پایه بازسازی و همچون نظامی از اندیشهی پرسشمدار پیشنهاد میشود.
زند گاهان جلد نخست از مجموعهی «تاریخ خرد» است که سیر اندیشهی فلسفی را با محور گرفتنِ فرهنگ ایرانی بازخوانی میکند.
اعتراف میکنم وقتی معنی گاتها رو خوندم تقریباً هیچی نفهمیدم، حتی تفسیر هر بند که آذرگشسب هم نوشته بود خوندم باز گیجتر شدم. چون یه سری مفاهیم و کلیدواژهها تعریف شده بود که حداقل من نه هیچ دیدی داشتم نه اصلاً میفهمیدم چی به چیه. زرتشت در حدود ۱۰۰۰ تا ۱۱۰۰ پیش از میلاد در ایران شرقی ظهور کرد و تنها متنی که به خودش منسوبه، گاهانه. این متن شعری فلسفی و عمیقه که به زبانی سروده شده که تقریباً ۵۰۰ سال بعد از او منقرض شد. قطعا درک و فهم این متن نیازمند اینه که شرایط و پارامترهای اجتماعی اون دوران رو شناخت و اون کلیدواژهها به خوبی معنی شه. این کتاب تفسیر گاهانه و چیزی که من خیلی دوست داشتم این بود که در برابر زرتشت مثل یک فیلسوف برخورد کرده و نشان داده که گاهان یک متن فلسفیه. وقتی تفسیر گاهان رو خوندم تازه فهمیدم که این شخصیت چه تاثیر عمیقی روی تاریخ جهان گذاشته. این چهارچوب فلسفی در دوران مختلف وامگیری شده و روی تمدنها و فرهنگهای بعدی تأثیری عمیق گذاشته که تا همین الان در چارچوب فکری ما مونده. به نظرم برای فهم گاهان باید تفسیر اون رو خوند نه معنی کلمه به کلمه اون رو، و به نظرم این کتاب به خوبی اون رو تفسیر کرده (البته نمیدونم دیگه به این سبک کتاب دیگهای هست یا نه).
خب، بدون فوت وقت، بریم سر اصل مطلب: این کتاب تفسیری مُدرن، علمی و تاریخی از سرودههای زرتشته که به گمان من لنگه نداره توو بازار، لا اقل تا جایی که من اطلاع دارم. به عقل افلاطون هم نمیرسید، همچین تحلیلی 🤩🤩🤩 نویسنده از مهارتهای مشاهدهی بالایی برخورداره و کاملاً به قلب موضوع میزنه. البته این به اون معنی نیست که در رابطه با تمام نکات ذکر شده باهاش موافق باشم. نه 🙅🏻♂️ راستشو بخواین، حتی یکی دو فصلشو اصلاً درست نفهمیدم 😅🙈 با این وجود، منو به فکر کردن واداشته و برای همین - به باور من - به هدف اصلی خودش رسیده. خیلی دلم میخواست بیشتر وارد جزئیات بشم ولی متأسفافه استوری یا پُست اینستاگرامی نمیتونی حق مطلب رو به درستی ادا کنه. واسه همین یا باید صبر کنین تا بالاخره اون چنل یوتیوب لعنتی رو بزنم که الان چند ساله قصدشو دارم، و نمیکنم 🍀🧿 یا اینکه منو به یکی از دورهمیها و مهمونیهای سووارهتون دعوت کنین، تا بیشتر براتون بگم 🍷🍝😁😇