اين کتاب کلاً دو بخش است. در بخش اول افکار مولانا با استناد به گفتههاي خود او با نگاههاي امروزي تبيين شده است. در بخش دوم برخي از داستانهاي معروف مثنوي بر مبناي نظامهاي امروزي علوم انساني و عمدةً روانکاوي يونگي مورد تحليل قرار گرفته است. در برخي از فصلهاي اين کتاب، مثلاً «تشابه عرفان ايران با عرفان هندي» به اساس عرفان ايراني توجه شده است. در اين کتاب مکتبهاي ادبي سنّتني اروپايي به نحو تازهيي توضيح داشده شده است اما به مکتبهاي جديد چون اگزيستانسياليسم، پست مدرنيسم، رئاليسم جادويي.. هم پرداخته شده است. در همة اين موارد، مقايسههايي بين اصل اين مکاتب و آن چه در ادبيات فارسي اتفاق افتاده، صورت گرفته است. نمونههايي از رمانهاي معروف هر مکتب روايت و در مواردي تفسير شده است. ديگر از مباحث تازة کتاب بحث در مفاهيم سبک و نوع و مکتب است.
سیروس شَمیسا (زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۲۷ در رشت) استاد ادبیّات فارسی و نویسندهٔ پرکار ایرانی است که تاکنون بیش از ۴۰ اثر خلق کرده است. وی تحصیلات عالی خود را در دانشگاه شیراز آغاز کرد و چند سالی پزشکی خواند، ولی پس از چندی تغییر رشته داد و در همانجا مدرک کارشناسی خود را در ادبیّات فارسی گرفت. پس از آن وارد دورۀ دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۵۷ از رساله خود به راهنمایی دکتر خانلری دفاع کرد. او در سال هشتاد یکی از چهرههای ماندگار ایران لقب گرفت. کتابهای او در بسیاری از دانشگاههای ایران تدریس می شود.
کتاب دو نیمه دارد: نیمه اول بیشتر به افکار، سبک و زندگی مولانا میپردازد. نیمهی دوم بیشتر اختصاص به تفسیر چند تمثیل در مثنوی و در انتها چند غزل دارد. نیمه دوم کتاب برای من بسیار جذاب بود. بدون این تفاسیر خواندن داستانهای مثنوی گنگ است. مثلا «حکایت عاشق شدن پادشاهی بر کنیزکی و خریدن پادشاه کنیزک را» در ظاهر گیجکننده است. مخصوصا که این داستان اولین داستان مثنوی هم هست. پادشاهی که زندگی خوب و روالی دارد کنیزی را میبیند و عاشق او میشود و او را میخرد. اما کنیز به عشق او محلی نمیگذارد و بیمار میشود. پزشکان در معالجهی او در میمانند تا آن که طبیبی الهی پیدا میشود و با شیوهای عجیب در مییابد که کنیز عاشق زرگری در سمرقند است. زرگر را به دربار فرا میخوانند و با دارو او را زشت و بیمار میکنند تا کمکم از چشم کنیز بیفتد و سرانجام نیز زرگر میمیرد. شاه و کنیز در پایان به هم میرسند. همین جملات برای شرح داستان در کتاب هم آمده است تا خواننده بفهمد خلاصه داستان چیست. سپس شمیسا وارد جزییات میشود و با یادآوری زندگی مولانا به طور مفصل نشانههای داستان را واکاوی میکند. در داستانهای دیگر از جمله قلعه ذات الصور، ابتدا تفاسیر دیگران (دکتر شهیدی، ملا هادی سبزواری، دکتر زرینکوب و استاد همایی) را مطرح میکند و سپس تحلیل خود را که گاه همراه با شواهدی از روانشناسی یونگی است بیان میکند. برای هم علاقمندان عرفان و هم ادبیات داستانی، این نیمه دوم کتاب به نظرم عالی است.