Jump to ratings and reviews
Rate this book

سوپ بهشتی

Rate this book
گزیده ی داستانهای انگلیسی

183 pages

First published January 1, 1386

2 people are currently reading
3 people want to read

About the author

بهاره جمشیدی

3 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (7%)
3 stars
2 (14%)
2 stars
4 (28%)
1 star
7 (50%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Zahra Saedi.
367 reviews21 followers
December 3, 2021
زیر عنوان کتاب نوشته شده گزیده داستان‌های انگلیسی و انتظار می‌رود نویسندگان همه انگلیسی‌زبان باشند اما نویسندگان غیرانگلیسی‌زبان هم هستند که داستان‌شان به انگلیسی ترجمه شده. ضمن اینکه بیشتر داستان‌ها را دوست نداشتم ترجمه هم به نظرم خوب نبود و مشکل چاپی هم باعث شد سه داستان را از دست بدهم.
Profile Image for Sang Cast.
76 reviews5 followers
January 5, 2025
این کتاب را حدود سه ماه قبل خریده بودم و فرصت نشده بود بخوانمش. وقتی «ع» گفت که در فرصت کوتاهی که داریم چیزی بخوانیم، حواسم به این کتاب جلب شد.
داستان‌ها خیلی کوتاه‌اند و دوست‌داشتنی به نظر می‌رسند.

مقدمه کتاب را چندان دوست نداشتم، چون به من احساس مزخرفی می‌داد که انگار آدم را قصه‌گو و خلاق و توانا در نظر گرفته بود و حوا را شنونده و مصرف‌کننده صرف. این‌که روایات اسطوره‌ای مردانه این‌قدر میان همه پذیرفته شده‌اند و به آن‌ها دامن می‌زنند به نظرم حال‌به‌هم‌زن است. اما از طرفی مترجم تلاش کرده تا متن ادبی و پراحساسی بنویسد و نتیجه‌اش قابل‌تقدیر و تشکر است.

این پست را هر از گاهی که بخش تازه‌ای بخوانم به‌روز می‌کنم و در انتها نظرم را درباره کل کتاب خواهم نوشت.

×××در ادامه امکان اسپویل شدن کتاب وجود دارد. پس با احتیاط برانید و از راندن در لبه‌های جاده پرهیز کنید.×××

شرحی بر داستان‌های کوتاه کتاب

برگشتن به خانه اول : اریک جیر
داستان اول درباره دو مسیحی پیر است که به خاطر ترجمه فارسی ما نمی‌توانیم مطمئن باشیم، اما به نظر هر دو مرد هستند. کنار آتشی نشسته‌اند و بازی‌شان این است که هر کدام جمله‌ای از یک نویسنده می‌گوید و طرف مقابل باید حدس بزند گوینده یا نویسنده‌اش کیست. به نظر می‌رسد امیدی به زندگی ندارند و سن‌شان خیلی زیاد است. انگار در انتظار لحظه کریسمس هستند و توی خیابان نشسته‌اند.
به نظرم داستان جالب توجهی بود و در کوتاه‌ترین شکل ممکن تا آن‌جا که می‌توانست درباره شخصیت‌ها اطلاعات داده بود.
جالب‌تر آن‌که داستان را در هفته پایانی سال میلادی خواندم و در حال و هوای کریسمس!

کله-موش : کارلوس آلبرتو جِی
اصل داستان انگلیسی نبوده، اما مترجم ترجمه انگلیسی‌اش را به فارسی برگردانده و جالب هم بود.
دو نکته در داستان مهم بود:
۱. [طبق پاورقی مترجم:] شیر در زبان انگلیسی به انسان سرشناس هم اطلاق می‌شود.
۲. شاعران جلسه توصیف‌شده در داستان آن‌قدر نادان و ناآگاه‌اند که به نظر می‌رسد کله‌شان به اندازه یک موش مغز دارد...
ماجرا این است که شاعران آن‌قدر زیادند که کسی متوجه از دست رفتن یکی و چندتا از جمع نمی‌شود. خیلی‌ها فقط اراجیف سر هم می‌کنند و شعر جا می‌زنند، و خیلی‌ها از آن اراجیف وام می‌گیرند تا چیزهای تازه‌ای بسازند.
در نهایت شیر که از خوردن شاعران سیر شده، تحت تأثیر جمع قرار می‌گیرد و می‌نشیند تا هضم شدن غذاها را با شعرنویسی برای خودش ساده‌تر کند.
شاید منظور نویسنده این بوده که شیر با خوردن کله‌موش‌های بی‌فایده، و سر هم کردن آن‌ها، توانسته به مطلب و اندیشه منسجمی دست پیدا کند.
به هر حال داستان صرفا بامزه بود.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.