این کتاب را با دو هدف خواندم: یکی بهبود تواناییام در زبان فارسی و دوم دریافتن برخی اطلاعات پیرامون ایرانِ روزگار نویسنده و تنوع مذهبیاش و آنچه در آن زمان «الحاد» خوانده میشد. بهرۀ زیادی نبردم و تکرار ملالآوری در محتوای کتاب بود. حجتهای دو طرف هم راضیکننده نیست و تشنیع زیادی در ردوبدل میشود که از حد تحمل خواننده میگذرد. یکی از عیبهای شیوۀ استدلال مصنف آن است که روایات را به منابعی ارجاع نمیدهد تا راه بررسی گشوده باشد و اگر ارجاع دهد، در مواردی (شاید به تقلید از دیگران؟) اشتباه میکند. اگر کتاب «فضائح الروافض» و نقض آن که اثر حاضر است را با «منهاج الکرامة» و «منهاج السنة» مقایسه کنیم، نمرۀ ناامیدکنندهای میگیریم. خداوند برای هر چیزی حدی گذاشته است که پا را از آن فراتر نتوان گذاشت.