این پرسش همیشه مطرح بوده است که آیا با دیدن فیلمهای سینمایی هر کشور میتوان به واقعیات آن کشور پی برد؟ آیا فیلمسازان در فیلمهای خود واقعیت را تغییر نمیدهند؟ مردم هر جامعه تصویری از خود ارائه میدهند که دوست دارند با آن شناخته شوند. با دانستن این نکته، از دیدن فیلمها حداقل میتوانیم بفهمیم که آن مردم دوست دارند چطور به نظر بیایند. ما هم با دیدن فیلمها میتوانیم بفهمیم به آن مردم نزدیکتر بشویم.
در این کتاب متفکری ژاپنی به قصد شناختنجوامع مختلف به بررسی فیلمهای برجستهی آن جوامع (از جمله ایران) پرداخته و به نتایج جالب توجهی نیز رسیده است.
این یکی از بهترین کتابهاییه که با محوریت سینما خوندهم. کتاب توسط یکی از سرشناسترین منتقدین سینما نوشته شده و تمرکزش روی سینمای آسیا و خود ژاپنه. ساتو در این کتاب، همونطور که خودش هم اشاره میکنه، دنبال یاد دادن راه و روش فیلم دیدن یا حتی نقد آثار نیست؛ بلکه میاد تاثیر فیلمهای مختلف بر روی پدیدههای اجتماعی و بالعکس رو بررسی میکنه. دیدگاه و توضیحاتی که تابهحال کمتر جایی دیده شده و خوندنشون لذتبخشه. اگر به سینمای آسیا علاقهمندین، حتما پیشنهاد میدم که بخونیدش. پ.ن: دلیل این که ۴ ستاره دادهم، تنها اینه که خوش داشتم طولانیتر و جامعتر بود.
برخلاف تصورم، این کتاب نه مجموعهای از نقد فیلمهای ژاپنی بود و نه متنی تئوری به سبک کارهای بازن. کتابی بود به قلم آدمی که تمام سالهای زندگیشو عاشقانه فیلم دیده و مدام به ارتباط بین سینما، فرهنگ و تاریخ فکر کرده. به کشورهای مختلف سفر کرده و سعی کرده از طریق سینما فرهنگهای بیگانه رو نفس بکشه. کتاب نه زیادی توی صادر کردن نظرات شخصی محتاطه و نه ذرهای تلاش میکنه عمیقنمایی بکنه. سبک کتاب مثل کار خود ساتو هست که گاهی به جشنوارههای بینالمللی میره و گاهی فیلمهای دانشجویی میبینه و میتونه اذعان کنه گروه دوم بیشتر تکونش دادن. خیلی تونستم با این نوشته ارتباط بگیرم و حتی جاهایی باهاش وارد دیالوگ بشم. بعضی جاهاش بیشتر تو ذهنم میمونن: مثل خوددرمانی پسر افسرده از طریق برملا کردن خودش در فیلم مستند دانشجویی و یا تجلی علاقهی رویای امریکایی برای منهدم کردن همهچیز در راستای انباشت سرمایه در فیلمهای اکشن و پرانفجارشون. خیلی از این نتیجهگیریها از طرف محافل دانشگاهی بعنوان نوشتهها و نظرات غیرعلمی طرد میشن که البته همین نکته دلیل اصلی جذابتر بودن کتاب از مقالات دانشگاهی هست.
ممنون از رفیق عزیزم آرش قدوسیمقدم که این کتاب رو قرن پیش بهم هدیه داد و یحتمل امید اینکه روزی تمومش کنم رو تا الان از دست داده.