با ورود آنا به داستان اتفاق شومی میافتد که نشان میده قرار نیست پایان داستان به خوبی و خوشی تموم شه. داستانی فوق العاده که لایه های درونی احساسات زنانه و پیچیدگی آن را به خوبی نشون میده. حاصل وفا و خیانت ، خودخواهی و انسانیت... رو به تصویر میکشه . در پایان داستان از خودت میپرسی " اگر جای آنا بودم همین راه رو میرفتم؟" ممکن است در لحظه، با آره یا نه جواب خودت رو بدی، اما بعد از فکر کردن و جدال احساس و وجدان، با اینکه آخر داستان رو میدونی، به جوابی نمیرسی :) (مخصوصا به عنوان یک زن که تمام این احساسات و حالات رو میفهمی و یا حتی تجربه کردی)
البته این ترجمه نبود. یادم نیست ترجمهی کی بود. ولی یکی این و یکی مادام بوآریِ فلوبر و ترز راکنِ امیل زولا خوبن برای شناخت احساساتِ زنانه. البته کتابای نویسندههای بزرگِ بانو مثلِ خواهرای برونته رو نخوندم هنوز.