این اثر، جلد اول از کتاب ساختار و مبانی ادبیات داستانی، ماحصل تدریس چندین ساله نادر ابراهیمی، نویسنده معاصر، در زمینه تحلیل و نقد هنر و ادبیات است. ابراهیمی در مقدمه مینویسد: کتاب در طراحی نخستین، با توجه به جزوهها و برگههای موجود، هفده جلد فرض شده. همچنین بایدهای این تألیف پژوهشی از دل شواهد و نمونههای بسیار استخراج شده و شهودی و ارشادی نیست و با ارائه تعاریف پایه جهت ورود به یک مبحث همراه است. هدف از نگارش این کتاب آشنایی مشتاقان و نوآموزان با مقدمات داستاننویسی است. این اثر را انتشارات فرهنگان در سال ۱۳۶۹ چاپ کرده است.
نادر ابراهیمی در این کتاب به ویژگیهای درونی و شرایط محیطی که از دیدگاه خودش برای تبدیل شدن فرد به نویسنده متعهد و تاثیرگذار لازم است، اشاره کرده است.
انگیزه، هدف، اراده، احساس و عاطفه، جهانبینی و اعتقاد، شرایط محیطی مناسب، تسلط بر زبان، سیاسیاندیش بودن، صبوری، عشق، مطالعه عمومی، جماعتگرایی و خلوتگزینی و طبیعتگرایی عواملی هستند که از نظر ابراهیمی برای نویسندگی ضروری هستند.
نویسنده هریک از این عوامل را در فصلی مستقل توصیف و بررسی کرده و برای اثبات ضرورت آنها از رویکردها، رفتارها یا گفتههای نویسندگان بزرگ ایرانی و خارجی مثال آورده است.
تاکید ابراهیمی بر اکتسابی بودن مهارت نویسندگی و رعایت اصول اخلاقی و پیگیری اهداف انسانی در نویسندگی در این کتاب شایان توجه است.
این کتاب را شاید نتوان جزو کتابهای آموزش نویسندگی محسوب کرد ولی به دلیل روشن کردن برخی زوایای پنهان دنیای نویسندگی، خواندن آن احتمالاً برای علاقهمندان به نویسندگی سودمند خواهد بود.
بر خلاف نثر نادر ابراهیمی که در داستان هایشبه دلم نمیچسبد این کتاب بسیار جذاب و دلنشین بود. اسمش هست لوازم نویسندگی ولی در مواقع شاید لوازم آدم بودن نام بهتری برای آن بود. نویسنده در این کتاب خیلی کم به تکنیک های نویسندگی میپردازد بلکه تمرکز وی بیشتر بر روی شخصیت نویسنده و باید ها و نبایدهای فکری و ذهنی و عملی یک فرد برای نویسنده خوب شدن است. مثلا در بخشی به موضوع خلوت گزینی مطلق نویسندگان اشاره کرده و آن را به سبب جدایی از مردم و آشنا نبودن با دغدغه هایشان تقبیح میکند.
من عاشق نثر نادر ابراهیمی ام. زیبا و سرشار از معنی. تو این کتاب بازم همون نثر زیبا رو داریم اما اون معنی زیبا رو نه. کتاب پر از نظریات صددرصدیه. نظر که نه اعلامیه صادر شده در واقع که من کلا با این اعلامیه نویسی ها مخالفم. ابراهیمی خیلی از نویسندگان رو یکسره نفی کرده مثل چوبک و هدایت و جمالزاده، البته باید این رو هم باید در نظر بگیریم که این نوشته ها تو سال ۶۸ و اوج اعتماد مردم به انقلاب نوشته شده با این حال به نظرم اگر اقای ابراهیمی به این سخنان اعتقاد نداشتند قطعا در سالهای بعدی تغییرش می دادن چون مثلا مثل رمانهای دانشور نبوده که نشه تغییرش داد.
هنر شرابی نیست که در تنهایی می نوشند، بلکه ابزاری است برای برانگیختن بیشترین آدمیان از راه ساختن تصویری ممتاز از رنج ها و لذتهای همگانی.ص۶۸ از تعهد کامو
قلم، سلاح است نه سنگر. انسان در پشت قلم پنهان نمی شود تا جان از معرکه به سلامت به در برد. انسان در حفره ی قلم به استراحت نمی پردازد تا شاید دشمن بگذرد. ص ۷۵
اگر از ترکستان تا به در شام کسی را خاری در انگشت شود، آن از آن من است، و همچنین از ترک تا شام کسی را قدم در سنگ آید، زیان آن مراست، و اگر اندوهی در دلی ست، آن دل از آن من است. از سخنان شیخ ابولحسن خرقانی. ص ۱۰۳
فقط از بیرون گود، می توان به راحتی گفت که «تغییر فکر داد» . در درون گود ، کسی می میرد- با جان کندنی غریب- و کسی ، از درون مرده به دنیا می آید- چه دشوار. ص ۱۴۶
نادر ابراهیمی در این کتاب به ویژگیهای درونی و شرایط محیطی که از دیدگاه خودش برای تبدیل شدن فرد به نویسنده متعهد و تاثیرگذار لازم است، اشاره کرده است.
انگیزه، هدف، اراده، احساس و عاطفه، جهانبینی و اعتقاد، شرایط محیطی مناسب، تسلط بر زبان، سیاسیاندیش بودن، صبوری، عشق، مطالعه عمومی، جماعتگرایی و خلوتگزینی و طبیعتگرایی عواملی هستند که از نظر ابراهیمی برای نویسندگی ضروری هستند.
نویسنده هریک از این عوامل را در فصلی مستقل توصیف و بررسی کرده و برای اثبات ضرورت آنها از رویکردها، رفتارها یا گفتههای نویسندگان بزرگ ایرانی و خارجی مثال آورده است.
تاکید ابراهیمی بر اکتسابی بودن مهارت نویسندگی و رعایت اصول اخلاقی و پیگیری اهداف انسانی در نویسندگی در این کتاب شایان توجه است.
این کتاب را شاید نتوان جزو کتابهای آموزش نویسندگی محسوب کرد ولی به دلیل روشن کردن برخی زوایای پنهان دنیای نویسندگی، خواندن آن احتمالاً برای علاقهمندان به نویسندگی سودمند خواهد بود.
تابستان۱۴۰۰ من عاشق نثر نادر ابراهیمی ام. زیبا و سرشار از معنی. تو این کتاب بازم همون نثر زیبا رو داریم اما اون معنی زیبا رو نه. کتاب پر از نظریات صددرصدیه. نظر که نه اعلامیه صادر شده در واقع که من کلا با این اعلامیه نویسی ها مخالفم. ابراهیمی خیلی از نویسندگان رو یکسره نفی کرده مثل چوبک و هدایت و جمالزاده، البته باید این رو هم باید در نظر بگیریم که این نوشته ها تو سال ۶۸ و اوج اعتماد مردم به انقلاب نوشته شده با این حال به نظرم اگر اقای ابراهیمی به این سخنان اعتقاد نداشتند قطعا در سالهای بعدی تغییرش می دادن چون مثلا مثل رمانهای دانشور نبوده که نشه تغییرش داد.
هنر شرابی نیست که در تنهایی می نوشند، بلکه ابزاری است برای برانگیختن بیشترین آدمیان از راه ساختن تصویری ممتاز از رنج ها و لذتهای همگانی.ص۶۸ از تعهد کامو
قلم، سلاح است نه سنگر. انسان در پشت قلم پنهان نمی شود تا جان از معرکه به سلامت به در برد. انسان در حفره ی قلم به استراحت نمی پردازد تا شاید دشمن بگذرد. ص ۷۵
اگر از ترکستان تا به در شام کسی را خاری در انگشت شود، آن از آن من است، و همچنین از ترک تا شام کسی را قدم در سنگ آید، زیان آن مراست، و اگر اندوهی در دلی ست، آن دل از آن من است. از سخنان شیخ ابولحسن خرقانی. ص ۱۰۳
فقط از بیرون گود، می توان به راحتی گفت که «تغییر فکر داد» . در درون گود ، کسی می میرد- با جان کندنی غریب- و کسی ، از درون مرده به دنیا می آید- چه دشوار. ص ۱۴۶
موضوع کتاب این که که چه باید کنیم که نویسنده ی خوبی بشیم اول این که اگر تا جایی با نادر ابراهیمی آشنا باشید میدونید که انسان و آرمان های انسانی براش خیلی مهم بوده و با بررسی که کرده به این نتیجه رسیده که نویسنده های خوب جهان تماما این موضوع رو مد نظر داشتند حالا نادر ابراهیمی اومده با بررسی زندگی و نوشته های نویسندگان بزرگ جهان، به ویژگی های که یک نفر برای نویسنده شدن لازم داره اشاره کرده اگر دنبال آرمان هایی مثل ایجاد آزادی و عدالت و این جور حرف ها نیستید و کلا فکر هم میکنید که این چیزها به نویسندگی ربطی نداره به نظرم کلا بی خیال خوندن این کتاب بشید اگر هم همچین دغدغه هایی دارید، تا حدود زیادی احتمالا از کتاب خوشتان خواهد آمد
از نظر من که دانشجوی مدیریتی بودم و البته دغدغه های انسانی رو بسیار دارم، این کتاب برام دلچسب بود و حس میکنم که چه برای مدیریت کردن یک مجموعه و چه برای تحقیق کردن خیلی از رهنمودهای این کتاب به درد میخوره یه شباهت جالب هم بین این کتاب و کتاب قصه های شب برای مدیران مینزبرگ پیدا کردم، توی کتاب مینزبرگ گفته میشه که مدیریت نوعی هنر است، و توی این کتاب هم گفته میشه که داستان نویسی نوعی علم است در واقع هم مدیریت و هم داستان نویسی هم علم اند و هم هنر در هر دو شما اثر زیبایی خلق خواهید کرد
یه جمله جالب هم داشت که باهاش موافق بودم این بود که عاشق لزوما معشوق نمیخواد
سلامت جهان را تنها هنرمندان می توانند به جهان بیمار بازپس دهند،نه اطبا و شکارچیان شاید کسی که وطن را نفی می کند بتواند پزشک ماهری بشود،البته فقط ماهر و نه خوب،اما نویسنده هرگز شرایط به وجود آوردنی است،نه به وجود آمدنی آنچه انسان در بلا می آموزد این است که در درون افراد بشر،ستودنی ها بیشتر از تحقیر کردنی هاست. استعداد؟ از یک کودک هم میتوان سلمان فارسی و ابوذر ساخت،هم چنگیز و هیتلر. شما شرایط پرورش استعدادها را فراهم کنید. آنگاه ببینید بی استعداد پیدا میشود؟
نویسنده نگاه غرب ستیزانه بسیار شدیدی داره ولی تونسته از غرب چند نویسنده رو انتخاب و دوست داشته باشه فصل ۹ واقعا فصل بی دلیل طولانی است. تو این فصل میخواد بگه که نویسنده باید سیاسی باشه همین. ولی تا شده کش داده
از فصل ۹ به بعد اون تمرکزی که باید رو متن داشته باشم رو نداشتم
مشخصا نویسنده غرق سیاست و ایناست و بشدت از اینکه انقلاب شده خشنود و راضی و راه حل نهایی بشر رو تمدن اسلامی میدونه
براتون عجیبه ولی راجب خیلی ازمسائل همینطور بی ربط تا دلتون بخواد صحبت کرد که حتی مجبور میشد بعضا صراحتا بگه که بسه و برگردیم به بحث اصلی این بزرگترین نکته منفی متن بود بنظرم اینکه خود نویسنده متوجه موضوع هم میشد چقدر داره دیگه مطالبش بی ربط میشه و خودش هم دیگه نمیتونه ادامه بده
ولی خب مشخص هست که نویسنده با سواد و کار بلده ولی بنظرم کلا این کتاب رو میتونست در حد همون جزوه ای که میگفت بده بیرون اشتباهه که جزوه دانشگاهی رو بخوای کتاب کنی
این کتاب بیشتر لوازم انسان بودن است تا نویسندگی. بخشی از کتاب: آنچه به تقریب در جملگی نویسندگان بزرگ قابل مشاهده است، اراده به نوشتن است و تلاش سرسختانه و لجوجانه در جهت فراهم آوردن جمیع لوازم نویسندگی. آنچه قدرت خلاقهی یک نویسنده را بارور میکند درک دردمندیها و نیازهای کل جامعه یا طبقه ی تحت ستم است، و ضرورت پدیدآیی یک جهان آرمانی برای انسان.نویسنده، خوب است و خوبتر، که از نظر فردی و شخصی، حس کند که با نشاط و سرزنده و فعال و سرشار از امید و نیروی مبارزه با ستم است. .