تربیت کودک یعنی شکوفا کردن استعدادها و برآوردن نیازهای اوست. نیازهای کودک فقط خوراک و پوشاک و محبت و … نیست و استعدادهای او خواندن و نوشتن و انباشتن حافظه نیست. او استعداد نتیجه گیری – فکر- و اندازه گیری و سنجش – عقل- و انتخاب واراده و وجدان هم دارد و لذا نیاز به امنیت و یقین و استقلال و اعتراف هم دارد. مربی باید تمامی استعدادهای کودک را شکوفا کند و بارور کند و استعدادها با دو عامل احتیاج و هدف بارور می شوند و شکوفا می گردند ..مربی باید در کودک سه خصوصیت را بارور کند و اینگونه او را واکسینه کند ۱- شخصیت و استقلال ۲- حریت و آزادمنشی ۳- تفکر و تحلیل.
علی صفایی حائری معروف به (عین- صاد) فرزند مرحوم شیخ عباس صفایی حائری و نوهی مرحوم شیخ محمدعلی صفایی حائری در سال1330 در شهر قم دیده به جهان گشود. پس از سپری نمودن دوران کودکی و با گذراندن دورهی دبستان و اتمام کلاس ششم (نظام قدیم) در سن سیزده سالگی شروع به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه قم نمود.
دروس سطح حوزه را در کمتر از چهار سال به اتمام رساند و در این دوران از محضر اساتیدی چون رضا سلطانی (قرآن و صرف و نحو)، مهدی بیگدلی و شیخ حسن منتظریان و حجتالاسلام باکوئی، جلیلی و فشارکی (ادبیات فارسی و زبان عربی) استفاده کرد. کتاب "منظومه" (علم منطق) را نزد استاد نبیفضل و کتاب "معالم" (اصول فقه) را در کلاس سید حسن حسابهای آموخت. او پس از طی این مقدمات از حجتالاسلام اعتمادی کتاب "قوانین" و از حجتالاسلام فاضل هرندی، آیتالله موسوی تبریزی و شهید محراب آیتالله سید اسدالله مدنی، کتاب فقهی "شرح لمعه" را تلمذ کرد.
علی صفایی "رسائل" را نزد سیدمهدی روحانی و شیخ جعفر سبحانی تحصیل نمود و برای فرا گرفتن "مکاسب" که از کتب فقهی پایان دوره سطح است از آقایان بناروانی و فاضل قفقازی بهره جست و در نهایت با خواندن کتاب "کفایةالاصول" نزد آقایان فاضل، ستوده و میرزا حسین نوری دوره سطح را به اتمام رساند. در خارج فقه و اصول از آقایان شیخ مرتضی حائری و سید محقق داماد استفاده نمود و در طی این دورهی علمی به تصریح خود بیشتر از محضر علمی پدرش که جزء اساتید زبدهی حوزوی در سطوح عالی بود؛ استفاده کرد و بدین ترتیب خارج طهارت، طاعت، صوم، زکات، خمس، حج، ضمان، اجاره و مقداری از نکاح و بیع را به انجام مقبولی رساند تا در جوانی به اجتهاد نایل شود.
علی صفایی در جایی مینویسد: «هرچه دارم از پدرم است. تمامی سوز تشیع و ولایت و محبت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را از ایشان دارم. در عظمت نگاه او حقارت دنیا را میدیدم. هم اوست که برایم درسی بوده تا در تنهایی به تولد و تولیدی برسم؛ و "نداریم" و "تکلیفی نیست" را به ندارم و باید بسازم و کاری کنیم راه بدهم. همین اعتقاد مرا بر آن داشته تا به تربیت و سازندگی فکر کنم و مسئولیت هر آنچه هست را به خود بگیرم و به انتقاد نپردازم؛ و همین است که کار اساسی خود را یکی دگرگون کردن تلقی تودهها از خود، و دیگر به دست آوردن مهرههای کارساز میدانم.»
اما این روند علی صفایی را بدین پایه صاحب نظر و اثر نکرد؛ او همزمان با شروع دروس حوزوی به مطالعهی سریع، دقیق و وسیع ادبیات معاصر و داستان نویسی ایرانی روی آورد: «شاید سیزده ساله بودم که داستانهای صادق هدایت را تمام کردم. داستانهایی که درد و رنج انس
این روزها درگیر یک پروژه کاری در زمینه رشد و تربیت کودک هستم و به همین دلیل در این زمینه مطالعه میکنم. این کتاب یکی از کتابهای «سنتی» در زمینه تربیت کودک است، نویسنده کتاب یکی از چهرههای شاخص و شناخته شده در این زمینه است. به ویژه افراد سنتی و دیندار و به تعبیری کسانی که دغدغۀ تربیت دینی دارند، آثار آقای علی صفایی حائری که ماشالله صدها جلد کتاب و جزوه و نوار و صوت و غیره است را بسیار میپسندند و برای او احترام ویژهای قائل هستند. من اما هر چه گشتم در این کتاب هیچ «حرف حساب»ی ندیدم! دریغ از یک پاراگراف! اساسا کتاب از آن دسته کتابهایی است که ساختارشان دقیقا شبیه به حرفهای «پامنبری» است، نویسنده میرود بالای منبر و از زمین و آسمان هر چه یادش میآید به هم میبافد و چندتایی شعر و حدیث و آیه هم به آن اضافه میکند! خوانندهای هم که عادت دارد به «نشستن پای منبر» گوش میدهد و گاهی چرت میزند و گاهی صلواتی میفرستد و تمام! البته گویا در این مملکت همین حرفهای پامنبری خیلی بیشتر پسند میافتد و هواخواه دارد! هر چه نباشد عمریست که همهمان پایِ منبر هستیم و یکی بالای منبر! صلوات
کتاب در واقع یک مقاله بوده که در مجله نسل نو منتشر شده پس نباید انتظار یک کتاب و یا یک رساله تربیتی کاربردی رو ازش داشت ولی از نظر آشنایی با مبانی تربیت اسلامی میتونه مقدمه خوبی باشه و نکات عمیق و دقیقی درش هست که شاید بشه با اهلش ساعتها روش مباحثه بشه.بنظرم به عنوان مقدمه کتاب خیلی خوب "مسئولیت و سازندگی" اثر همین نویسنده میتونه استفاده بشه.
عین صاد خیلی جلو تر از زمان خودش بوده.. خیلی. یه سری حرفا میگه که ما تازه بهش رسیدیم. کتاب بیشتر از اینکه برام آموزنده باشه جالب بود! بنظرم تربت کودک باید خیلی مفصل تر بررسی بشه نه در یک کتاب بیست - سی صفحه ای که احتمالا مکتوب کردن یه سخنرانیه . به مربی ها توصیه میکنم خوندنش رو و والدین. تورقش یادآور نکات خوبیه.