ارداویرافنامه رسالهای است به زبان پهلوی در شرح سفر کشف و شهودی ارداویراف. در مقدمه رساله سخن از حمله اسکندر به ایران و ویرانسازی دین رفته است. برای بازگشت مردم به دین زرتشت مزداپرستان گرد هم میآیند و یگانهای پس از نوشیدن نوشابهای به عالم مینوی سفر میکند و احوال روانها را در بهشت و دوزخ درک مینماید. پس از بازگشت، دبیری نیوشا، فرجام دینداری و دینگذاری را مینگارد و مردمان را از تردید رها میسازد. کتاب حاضر خلاصخ رساله مذکور است با نظر بر دو متن «ارداویرافنامه منظوم»، سروده زرتشت بهرام پژدو و «ارداویرافنامه یا بهشت و دوزخ در آیین مزدسینی» ترجمه رحیم عفیفی. متن پهلوی ارداویرافنامه با کارکردی تزیینی آورده شده است و تصاویری که برای متن در نظر گرفته شده خوانشی معاصر از آن به دست میدهد۰
Arda Viraf is chosen for his piety to undertake a journey to the next world in order to prove the truth of Zoroastrian beliefs, after a period when the land of Iran had been troubled by the presence of confused and alien religions. He drinks wine and a hallucinogen, after which his soul travels to the next world where it is greeted by a beautiful woman named Den who represents his faith and virtue. Crossing the Chinvat bridge, he is then conducted by "Srosh, the pious and Adar, the angel" through the "star track", "moon track" and "sun track" – places outside of heaven reserved for the virtuous who have nevertheless failed to conform to Zoroastrian rules. In heaven, Viraf meets Ahura Mazda who shows him the souls of the blessed (ahlav). Each person is described living an idealised version of the life he or she lived on earth, as a warrior, agriculturalist, shepherd or other profession. With his guides he then descends into hell to be shown the sufferings of the wicked. Having completed his visionary journey Viraf is told by Ahura Mazda that the Zoroastrian faith is the only proper and true way of life and that it should be preserved in both prosperity and adversity.
نمره ی واقعی: دو و نیم - به خاطر تلخیص و تصویرگری سه نمی دم
من نمی دونم اصل کتاب چه حجمی داره و اون مطالب تکراری که در اینجا حذف شده چین، اما به نظرم گویا بود و مراحل و مطالب رو بیان کرده بود. اما در مواردی جای خالی یه شرح یا حداقل یک پاورقی توضیحی حس می شد. طرح های بنفشه عرفانیان هم برای من جذابیتی نداشت و عملا ولشون کردم. با این وجود از این گونه چاپ مصور حمایتم می کنم
اما خود ارداویرافنامه - آنقدر که اینجا آمده - به نظرم پدیده جالب و خواندنی ای است. اگر از شریعت زدگی های گاه و بیگاهش و همچنین نگاه پدرسالارانه و سلسله مراتبیش بگذریم، نگاه مبتنی بر کشاورزی-دامداری آن آشکار است - بر خلاف اسلام که احتمالا دین تجارتی است. همچنین نگاه ثنوی موجود در آن بعضی تصمیم گیری ها رو ساده کرده - مثلا در بهشت بودن کسی که حشرات رو می کشه
به نظرم تأثیر و تأثر این اثر در روایات اسلامی و از روایات اسلامی جای بررسی داره واقعا
حاشیه: از عجایب اینکه این کتاب هم نام با کتاب رحیم عفیفی است و معلوم نیست چرا؟ در ضمن اسم رحیم عفیفی به عنوان گردآورنده آورده شده که باز هم معلوم نیست چرا
ارداویرافنامه یکی از کهنترین یادگاران دوره ساسانی است که کتاب معروف "کمدی الهی دانته"، داستان معراج رفتن محمد بن عبدالله )پیامبر مسلمانان( و حتی "سیاحت غرب" شیخ عباس قمی از روی آن اقتباس شده است. ماجرای کتاب به دوران اردشیر بابکان نخستین شاه ساسانی بر میگردد که در آن مغان زرتشتی جوانی پرهیزکار به نام ویراف را به خلسه میبرند تا به معراج رفته در مورد بهشت و دوزخ خبر بیاورد. ویراف پس از به هوش آمدن لقب اردا را میگیرد که به معنی مقدس است و از مردم ساکن بهشت و دوزخ میگوید که چگونه عذاب میکشند و یا چگونه در نعمت و راحتی هستند. نثر کهن کتاب به خودی خود یک میراث ارزشمند باستانی است و در کنار آن اطلاعات موجود در آن درباره آداب و رسوم ایرانیان پیش از اسلام بسیار قابل توجه است. در متن کتاب به ثواب ها و نیکی های دین زرتشتی نظیر ازدواج با محارم (ویراف خود در کتاب با هر هفت خواهر خود ازدواج کرده است)، مهمان نوازی و پذیرایی از در راه ماندگان، پاکیزه نگه داشتن آب و آتش، پرهیز از گران فروشی، نیکی به پدر و مادر، توجه به تربیت فرزندان و همچنین گناهان بزرگ و نابخشودنی در دین زرتشت از جمله: لواط، زنا، رشوه گیری، حکم قضایی ناعادلانه، احتکار، سقط جنین، غصب زمین و اموال دیگران و مجازات اخروی این گناه ها اشاره شده است